محل نشر ایران - تهران
ناشر دانشگاه علامه طباطبائی
شروع انتشار بهار 1389
وضعیت چاپ الکترونیکی و چاپی
درصد همانندجویی 15%
زبان نشریه فارسی (چکیده انگلیسی)
هزینه انتشار بلی
نوع نشریه علمی
نوع داوری داوری بسته (حداقل 2 داور)
زمان داوری 9 هفته تا 6 ماه
          -
تعداد دوره‌ها 17
تعداد شماره‌ها 64
تعداد مقالات 508
تعداد نویسندگان 1,149
تعداد مشاهده مقاله 1,104,988
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 875,459
نسبت مشاهده بر مقاله 2175.17
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1723.34
          -
تعداد مقالات ارسال شده 1,640
تعداد مقالات رد شده 1,011
درصد عدم پذیرش 62
تعداد مقالات پذیرفته شده 360
درصد پذیرش 22
زمان پذیرش (روز) 384
تعداد پایگاه های نمایه شده 13
تعداد داوران 162

نشریه اندازه­ گیری تربیتی یک نشریه با داوری بسته و دو سو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث اندازه­ گیری تربیتی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه اندازه ­گیری انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم این حوزه را گزارش می دهند می باشد. به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است. نشریه اندازه ­گیری تربیتی به دو صورت چاپی و آنلاین منتشر می شود. نشریه با همکاری انجمن روان شناسی تربیتی ایران (با رتبه A) منتشر می‌شود. نشریه مبلغ پنج میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ ده میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. "این نشریه سرقت علمی و ادبی را با استفاده از نرم افزارهای مشابه یاب بررسی و با آن مقابله می کند"

آزمایش مدل منحنی رشد نهفته انگیزش خواندن و نگرش به خواندن با کنترل مقدار خواندن، جنسیت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی در دانش‌آموزان دوره ابتدایی شهر یزد: یک پژوهش طولی

صفحه 1-36

https://doi.org/10.22054/jem.2025.81785.3570

مجتبی خلیلی زارچی، منیجه شهنی ییلاق، علیرضا حاجی یخچالی

چکیده هدف پژوهش حاضر، آزمایش مدل منحنی رشد نهفته انگیزش خواندن و نگرش به خواندن با کنترل مقدار خواندن، جنسیت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی در دانش‌آموزان دورة ابتدایی شهر یزد، بود. روش پژوهش، رشدی و از نوع طولی بود. برای پاسخ‌گویی به سؤال‌های پژوهش از مدل منحنی رشد نهفته استفاده شد. جامعة آماری این پژوهش، شامل کل دانش‌آموزان مشغول به تحصیل در پایه‌های چهارم ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1400 تا 1402 بود. از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای جهت انتخاب نمونه استفاده شد و پرسشنامه بین آن‌ها توزیع شد. نمونة این پژوهش را 300 دختر و 300 پسر تشکیل داد. در این پژوهش، از پرسشنامه انگیزش خواندن (RMQ)، از شیفل و شافنر (2016)، پرسشنامه نگرش به خواندن از مک‌کنا و کیر (1990)، سیاهه مقدار خواندن از بکر و همکاران (2010) و پرسشنامه وضعیت اجتماعی-اقتصادی از گرمارودی و مرادی (1389) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آماری رشد نهفته استفاده شد. این تحلیل‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای تحلیل ساختارهای گشتاوری (AMOS)، تحلیل معادلات ساختاری (EQS) و بسته آماری علوم اجتماعی (SPSS) انجام شد. نتایج پژوهش حاکی از این بود که منحنی رشد انگیزش خواندن و نگرش به خواندن به صورت خطی بود و هر دو به صورت کاهشی بودند. جنسیت، هم در ابتدا و هم در پایان سنجش چهارم، پیش‌بین خوبی برای انگیزش خواندن بود و انگیزش خواندن در بین دخترها بیشتر از پسرها بود. اگرچه در ابتدا جنسیت پیش‌بین معنی‌داری برای نگرش به خواندن بود امّا در پایان سنجش، پیش‌بین معنی‌داری نبود. وضعیت اجتماعی-اقتصادی هم در ابتدای سنجش انگیزش خواندن و هم در پایان سنجش چهارم، متغیری پیش‌بین برای انگیزش خواندن بود. وضعیت اجتماعی-اقتصادی نه در ابتدا و نه در پایان سنجش، متغیر معنی‌داری برای سنجش نگرش به خواندن نبود. مقدار خواندن هم در ابتدای سنجش و هم در پایان چهار مرحله سنجش، متغیر پیش‌بین معنی‌داری برای انگیزش خواندن و نگرش به خواندن بود. در پایان، این پژوهش تفاوت‌های بین فردی قوی در انگیزش خواندن و نگرش به خواندن در شروع دانشگاه (عرض از مبدأ) و در طول 4 مرحله سنجش (شیب) در دانش‌آموزان را نشان داد.

بازساخت، رواسازی، پایاسازی، و هنجاریابی سیاهه خودگزارشی خانواده( SFI)

صفحه 37-64

https://doi.org/10.22054/jem.2026.84012.3592

;;کبری عبدالمحمدی، بهرام صالح صدقپور، شکوه نوابی نژاد

چکیده چکیده
عملکرد خانواده سالم، زیربنای رشد شناختی، عاطفی و تعاملی اعضای خویش است والگوی سیستمی ارزیابی خانواده بیورز با تاکید بر ماهیت رشدی عملکرد خانواده، ابزار ارزیابی فرایندمدار را مطرح میکند که میتواند چالشهای رشدی فردی و خانوادگی اعضا را مورد بررسی قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش، بازساخت، رواسازی، پایاسازی و هنجاریابی سیاهه خودگزارشی خانواده بیورز بود. شرکتکنندگان این پژوهش 313 نفر از دانشجویان زن متاهل دانشکده‌های مختلف علوم و تحقیقات تهران بودند که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. بعد از بررسی اعتبار صوری و محتوای سوالات پرسشنامه، برای تحلیل گویهها (ضریب تمییز و ضریب هماهنگی)، برای روایی سازه (تحلیل عاملی اکتشافی) و برای اعتبار نیز (محاسبه ضریب آلفای کرونباخ) مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که پرسشنامه خودزارشی خانواده از روایی محتوایی و صوری قابل قبولی برخوردار است. طی فرایند تحلیل عاملی سه عامل شامل (کفایت و سلامت)، (تعارض عاطفی خانوادگی)، (تعارض تعاملاتی) به دست آمد. با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ پایایی کل پرسشنامه 905/0=α شد و نتایج بررسی هنجاریابی این مقیاس نشان داد که به طور کلی نمره T پایینتر از 35 در عامل اول و نمره T بالاتر از 65 در عامل دوم و نمره T بالاتر از 60 در عامل سوم نشاندهنده عملکرد بهینه خانواده در حوزههای مربوطه است. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که این پرسشنامه از پایایی و روایی مناسبی در فرهنگ ایرانی برخوردار است و عوامل بدست آمده از تحلیل عاملی میتواند عملکرد خانواده را به گونهای مناسب ارزیابی کند .

ساخت مقیاس خودگزارشی مادرآزاری و بررسی پیش بین های آن در نوجوانان

صفحه 65-91

https://doi.org/10.22054/jem.2026.85282.3607

ذبیح اله عباس پور، فرید رحیمی پردنجانی، خدیجه شیرالی نیا

چکیده بررسی والدآزاری به عنوان یکی از اشکال خشونت خانگی توجه پژوهشگران را به طور روز افزون به خود جلب کرده است. نتیجه بررسی‌های فزاینده نشان می‌دهد که والدآزاری بسیار پیچیده است و با عوامل گسترده‌تری در ارتباط است. هدف این پژوهش ساخت و اعتباریابی مقیاس خودگزارشی مادرآزاری و بررسی پیش‌بین‌های آن در دانش‌آموزان پسر دوره متوسطه شهرکرد و اهواز بود. این پژوهش در دو مرحله انجام شد و نمونه پژوهشی در هر مرحله متفاوت بود. در مرحله نخست که هدف ساخت و اعتباریابی مقیاس خودگزارشی مادرآزاری بود، 181 دانش‌آموز پسر و در مرحله دوم پژوهش برای بررسی پیش‌بین‌های والدآزاری، 209 دانش‌آموز پسر به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان این پژوهش در مرحله دوم، مقیاس مواجهه کودک با خشونت خانگی (VCED)، مقیاس تعارض زناشویی والدین (PMCS)، پرسش‌نامه تاب‌آوری کانر دیویدسون (CD_RIS)، پرسش‌نامه تنظیم هیجانی (EPQ) و مقیاس خودگزارشی مادرآزاری (MA-SRS) را تکمیل کردن د. در مرحله نخست، برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل عامل اکتشافی و در مرحله دوم برای شناسایی پیش‌بین‌ها از ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی بر اساس شاخص کفایت نمونه‌گیری (90/0=KMO) و اندازه‌گیری کرویت بارتلت (80/3276=2χ) نشان داد که مقیاس خودگزارشی مادرآزاری مشتمل بر 17 ماده (09/68 درصد واریانس) و 2 عامل (مادرآزاری عاطفی و مادرآزاری ابزاری) است. بنابراین این مقیاس‌ و مؤلفه‌های آن از پایایی مطلوبی برخوردار است . نتایج ضریب رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نیز نشان داد که خشونت خانگی و تاب‌آوری بهترین پیش‌بین‌های مادرآزاری هستند. بر اساس نتایج این پژوهش، مقیاس خودگزارشی مادرآزاری برای سنجش این سازه در نمونه‌های ایرانی از پایایی و روایی کافی برخوردار است.

بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه‌ی پرخاشگری سایبری (CYBA) در بین نوجوانان ایرانی

صفحه 93-110

https://doi.org/10.22054/jem.2025.85532.3611

کریم عبدالمحمدی، عسگر علیمحمدی، آیت اله فتحی، فرهاد غدیری

چکیده پژوهش حاضر با هدف آزمون روانسنجی پرسشنامه‌ی پرخاشگری سایبری در بین نوجوانان ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعة آماری پژوهش شامل کلیة نوجوانان سنین 12 تا 18 ساله شهر تبریز بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه ای 394 دانش‌آموز (178 پسر و 216 دختر) انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی‌ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیل‌های آماری از نرم‌افزار AMOS و SPSS استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونة دانش‌آموزان ایرانی ساختار سه عاملی مقیاس شامل جعل هویت، تهاجم سایبری بصری جنسی و تهاجم سایبری کلامی و طرد با داده‌ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس قلدری به‌طور تجربی از روایی ملاکی نسخة پرخاشگری سایبری در بین نوجوانان حمایت کرد (72/0r= ،001/0>P). پایایی با روش آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراج و بازآزمایی برای مقیاس کلی و ابعاد آن تأیید گردید. نتیجه‌گیری: در مجموع، نتایج مطالعة حاضر نشان داد که پرسشنامه‌ی پرخاشگری سایبری برای سنجش پرخاشگری سایبری در دانش‌آموزان ایرانی ابزاری روا و پایا است. این ابزار می‌تواند جهت اندازه‌گیری پرخاشگری سایبری در بخش‌های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.

آزمون مدل علی ثبات زناشویی براساس ویژگی‌های شخصیت با میانجی‌گری سبک‌های نگرش به عشق در زنان متاهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره تهران

صفحه 111-141

https://doi.org/10.22054/jem.2025.86327.3623

مرضیه بلالی، محمود گودرزی، فریده دوکانه ای فرد

چکیده این پژوهش با هدف آزمون مدل علی ثبات زناشویی براساس ویژگی‌های شخصیت با میانجی‌گری سبک های نگرش به عشق در زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران انجام شد. پژوهش با توجه به هدف آن از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده‌ها به صورت مقطعی و تحلیل آن‌ها به روش همبستگی و از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان متاهل مراجعه‌کننده به کلینیک‌های مشاوره شهر تهران در سال 1402 بود. برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 15 برای هر متغیر مشاهده شده، 354 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. این تعداد با درنظر گرفتن ملاک‌های انتخاب به شیوه دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه نگرش به عشق استرنبرگ (1986)، پرسشنامه بی ثباتی ازدواج ادوارد و همکاران (1980) و پرسشنامه شخصیت کاستا و مک کری (1992) بود. داده‌ها با استفاده از معادلات‌ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS26 و Amose23 استفاده شد. نتایج به‌دست‌آمده از ضرایب مسیر در مدل ساختاری نشان داد که اثر مستقیم ویژگی‌های شخصیتی به نگرش به عشق (42/0= β، 001/0 ≥ p)، ویژگی-های شخصیتی به ثبات زناشویی (38/0= β، 001/0 ≥ p) و نگرش به عشق به ثبات زناشویی (38/0= β، 001/0 ≥ p) معنی دار است. با توجه به نتایج، مدل علی ثبات زناشویی براساس ویژگی‌های شخصیت با میانجی‌گری سبک‌های نگرش به عشق در زنان متاهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره تهران دارای برازش است و آزمون مدل نشان داد شاخص های برازش مدل پژوهش در وضعیت مطلوبی قرار دارد.

بررسی ویژگی‌های روانسنجی پرسشنامه بازداری اجتماعی در نوجوانان ایرانی

صفحه 143-168

https://doi.org/10.22054/jem.2026.85707.3614

صلاح مرادیان، امید عیسی نژاد

چکیده نیاز به شکل‌گیری و حفظ روابط بین فردی پایدار، یک انگیزه اساسی انسانی است و فقدان نسبی این روابط اجتماعی با اثرات نامطلوب بر بهزیستی عاطفی و سلامت جسمانی همراه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پایایی، روایی و ساختار عاملی پرسشنامه بازداری اجتماعی در نوجوانان ایرانی انجام شد. جامعه این پژوهش پیمایشی توصیفی، دانش‌آموزان دوره متوسطه اول و دوم استان کردستان در سال تحصیلی 1403 بودند که با نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای 1509 نفر انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به ابزارهای پژوهش که شامل پرسشنامه بازداری اجتماعی (SIQ15)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) و پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) بود، پاسخ دادند. تحلیل عاملی پرسشنامه از مدل‌های مرتبه اول سه عاملی و مرتبه دوم آن حمایت کرد. در تحلیل همسانی درونی مقیاس، آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و ابعاد بازداری رفتاری، کناره‌گیری اجتماعی و حساسیت بین‌فردی به ترتیب 88/0، 77/0، 68/0 و 75/0 به دست آمد. روایی همگرا با همبستگی بین پرسشنامه با مقیاس‌های افسردگی، اضطراب و استرس و تنظیم هیجانی بررسی شد. همچنین، نتایج تحلیل عاملی چند گروهی، هم‌ارزی جنسیتی را در ساختار عاملی پرسشنامه تایید کرد. در نهایت بر اساس این پژوهش، پرسشنامه بازداری اجتماعی نسخه فارسی در جامعه نوجوان ایرانی از ویژگی‌های روانسنجی خوبی برخوردار بود و به عنوان ابزاری معتبر می‌توان از آن در موقعیت‌های بالینی، آموزشی و پژوهشی استفاده کرد.

اعتبارسنجی پرسشنامه انسجام کلاسی (CCQ) در دانش‌‌آموزان مقطع ابتدایی

https://doi.org/10.22054/jem.2025.84252.3593

نگین نیک بین، سید علیرضا قاسمی، ثریا رودی علی آبادی، محمدرضا اسدی یونسی

چکیده انسجام کلاسی نقش مهمی در ایجاد یک محیط یادگیری حمایتی، افزایش مشارکت دانش‌آموزان و بهبود نتایج تحصیلی ایفا می‌کند و بر همین اساس، وجود ابزاری، برای سنجش آن ضروری است. لذا پژوهش حاضر به‌منظور اعتباریابی پرسشنامه انسجام کلاسی در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان مقطع ابتدایی استان خراسان جنوبی بود که از بین آن‌ها 326 نفر به‌صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه انسجام کلاسی که ترجمه و بومی‌سازی شده بود، جمع‌آوری شد و برای تحلیل عاملی تأییدی و بررسی پایایی از نرم‌افزارهای SPSS و Lisrel استفاده شد. یافته‌ها نشان دادند که پرسشنامه انسجام کلاسی از ساختار عاملی مناسب برخوردار بوده و شاخص‌های برازش مدل از مقادیر استاندارد برخوردارند. همچنین، مقادیر آلفای کرونباخ برای مؤلفه‌های انسجام وظیفه‌ای (۰.۹۵۵)، انسجام اجتماعی (۰.۹۵۰) و کل مقیاس (۰.۹۷۶) نشان‌دهنده پایایی بسیار مطلوب این ابزار بودند. تحلیل عاملی تأییدی نیز تأیید کرد که تمامی گویه‌های پرسشنامه دارای بار عاملی معنادار هستند. بر اساس یافته‌های پژوهش، این ابزار می‌تواند به عنوان یک مقیاس کامل، به تبیین میزان انسجام کلاسی در مدارس ابتدایی ایران پرداخته و مورد استفاده معلمان، مشاوران و کارشناسان آموزشی قرار گیرد.

هنجاریابی و بررسی کفایت شاخص‌های روان‌سنجی مقیاس تاب‌آوری روان‌شناختی نوجوانان

https://doi.org/10.22054/jem.2026.86131.3620

ندا مظلوم پور، محمد مسعود دیاریان، نیره آرین فر

چکیده هدف پژوهش حاضر هنجاریابی و بررسی شاخص‌های روانسنجی مقیاس تاب‌آوری نوجوانان بولوت و همکاران (۲۰۱۳) بر روی دانش آموزان بود. پژوهش حاضر به لحاظ روش شناسی، به روش توصیفی و از نوع زمینه یابی بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بودند از کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که تعداد 241 نفر بر اساس جدول مورگان و به روش در دسترس انتخاب شدند. مشارکت کنندگان به طور همزمان به پرسشنامه تاب‌آوری نوجوانان بولوت و همکاران (۲۰۱۳) و مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون (2003) پاسخ دادند. جهت انجام تجزیه و تحلیل‌های آماری از نرم افزار آماری SPSS نسخة 26 و نرم افزار Amos نسخة 21 استفاده گردید. ضریب پایایی مقیاس تاب‌آوری با روش آلفای کرونباخ برابر با 84/0 و با روش دو نیمه کردن برابر با 74/0 گزارش شد که نشان دهنده ثبات خوب نمرات آزمون است. همچنین بررسی روایی همزمان همگرای مقیاس تاب‌آوری با پرسشنامه تاب‌آوری کانور و دیویدسون (2003) نشان داد که کلیه این ضرایب همبستگی در سطح 05/0>P معنادار بوده است. براساس یافته‌های به‌دست آمده، می‌توان استدلال کرد که مقیاس تاب‌آوری نوجوانان بولوت و همکاران (۲۰۱۳) از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار بوده و می‌تواند ابزاری مناسب برای سنجش تاب‌آوری نوجوانان در جامعه ایرانی باشد.

تکلیف تطبیق هیجانی کودکان پیش‌دبستانی: اعتبارسنجی و بررسی تفاوت‌های جنسیتی دانش هیجانی

https://doi.org/10.22054/jem.2026.86103.3619

سعیده جاودانی سمیعی، مریم بردبار، حسین کارشکی، مریم یوسفی، ساجده ذهبی

چکیده دانش هیجانی، مجموعه‌ای از توانایی‌ها است که استفاده سازگارانه از اطلاعات هیجانی را توصیف می‌کند و اندازه‌گیری آن با ابزارهای معتبر برای اهداف پژوهشی ضروری است. مطالعه حاضر با دو هدف انجام شد، هدف اول اعتبارسنجی تکلیف تطبیق هیجانی جهت سنجش دانش هیجانی در کودکان پیش‌دبستانی ایرانی و هدف دوم بررسی تفاوت‌های جنسیتی در میزان دانش هیجانی آنان بود. این پژوهش از نوع همبستگی و اعتبارسنجی آزمون بود. شرکت کنندگان 304 کودک پیش‌دبستانی از شهر مشهد در سال 1403 بودند که با روش دردسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از تکلیف تطبیق هیجانی (Izard et al., 2003)، مقیاس شایستگی اجتماعی (Corrigan, 2003) و مقیاس نظریه ذهن (Wellman and Liu, 2004) استفاده شد. پایایی مقیاس با ضریب امگا بررسی و روایی عاملی از روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم بررسی شد. در ادامه جهت بررسی روایی همگرا، نقش پیش‌بینی کننده سن و نظریه ذهن برای ابعاد و نمره کل دانش هیجانی با رگرسیون چندگانه مورد بررسی قرار گرفت و جهت احراز روایی پیش‌بین، با استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی به پیش بینی شایستگی اجتماعی بر اساس دانش هیجانی پرداخته شد. تفاوت‌های جنسیتی با تحلیل واریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های تحلیل عاملی نشان داد مدل چهار عاملی پیشنهادی برای دانش هیجانی برازش قابل قبولی دارد. ضریب امگا برای نمره کل دانش هیجانی 85/0 به‌دست آمد. سایر یافته‌ها نشان داد نظریه ذهن و سن پیش‌بینی‌کننده مثبت و معنادار دانش‌هیجانی است و دانش‌هیجانی پیش‌بینی کننده شایستگی اجتماعی است. هم‌چنین بر اساس یافته‌ها تفاوت جنسیتی به نفع دختران وجود داشت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این ابزار از پایایی بالا، روایی سازه و روایی ملاکی برخوردار است، یافته‌های این پژوهش می‌تواند برای پژوهشگران، مربیان و روانشناسانی که به دنبال ابزارهای قابل‌اعتماد برای ارزیابی دانش هیجانی کودکان پیش‌دبستانی هستند مفید باشد، همچنین نتایج مربوط به تفاوت‌های جنسیتی، در آموزش‌های فرزندپروری قابل استفاده است.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی خردورزی و تعیین اثربخشی آن بر سرمایه روان‌شناختی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2026.91516.3683

نسترن مهرزاد، جلیل یونسی، نورعلی فرخی، فریبرز درتاج

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی خردورزی و تعیین اثربخشی آن بر سرمایه روان‌شناختی دانشجویان انجام شد. این پژوهش به‌صورت طرح نیمه‌آزمایشی (پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه آزمایش و گروه کنترل) و با رویکرد تدوین و اعتبارسنجی بسته آموزشی اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی شامل دانشجویان دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که نمونه‌ای از آنان به روش در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. در مرحله نخست، بسته آموزشی خردورزی بر اساس مبانی نظری و پژوهش‌های پیشین تدوین شد و روایی محتوایی آن با استفاده از شاخص‌های روایی محتوا (CVR و CVI) و نظر متخصصان حوزه روان‌شناسی و علوم تربیتی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. در مرحله دوم، گروه آزمایش در هشت جلسه بسته آموزشی خردورزی شرکت کرد، در حالی‌که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه سرمایه روان‌شناختی بود که در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون اجرا شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس از طریق نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که بسته آموزشی خردورزی از روایی محتوایی مطلوبی برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل داده‌ها حاکی از آن بود که پس از کنترل اثر پیش‌آزمون، میانگین نمرات سرمایه روان‌شناختی در گروه آزمایش به‌طور معناداری بالاتر از گروه کنترل است. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر از اعتبار و اثربخشی بسته آموزشی خردورزی حمایت کرده و بر قابلیت کاربرد آن در برنامه‌های آموزشی و مداخلات روان‌شناختی دانشگاهی با هدف ارتقای سرمایه روان‌شناختی دانشجویان تأکید دارد.

کاربرد مدل های زمان-پاسخ در سنجش توانایی استدلال کمّی کودکان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 01 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2024.72326.3444

قاسم کشاورز گرامی، محمد رضا فلسفی نژاد، جلیل یونسی، علی دلاور، زهرا رضایی قهرودی

چکیده زمان پاسخ که گاهی به صورت آزمونهای با محدودیت زمانی، گاهی به شکل ضمنی مانند آزمون سرعتی و گاهی به‌ عنوان متغیر اصلی اندازه‌گیری می‌شود، همواره در سنجش توانایی مورد توجه بوده است. بنابراین، این مطالعه به دنبال بررسی کاربرد مدل زمان-پاسخ در سنجش توانایی شناختی استدلال کمّی کودکان است. برای دستیابی به این هدف نمونه‌ای شامل 502 کودک از مناطق مختلف شهر تهران به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و با آزمون استدلال کمّی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌های جمع آوری شده با استفاده از مدل سلسله مراتبی زمان-پاسخ تحلیل شد. همچنین، پارامترهای سوال و توانایی فرد نیز برآورد و تفسیر شدند. نتایج مدل‌بندی نشان داد، علاوه بر پارامترهای درستی پاسخ پارامترهای زمان-پاسخ شامل ضریب تمیز، ضریب دشواری و گاما نیز در مدل برآورد می شود. در این مقاله، پارامترهای برآورد شده مدل زمان-پاسخ با مدل سوال-پاسخ دو پارامتری مقایسه شد تا شباهت‌ها و تفاوت‌های اصلی آنها شناسایی شود. یافته‌ها نشان داد که تفاوت‌هایی در ضرایب تمییز و توانایی افراد وجود دارد که نشان دهندۀ قدرت مدل زمان-پاسخ است. شایان ذکر است که کمترین تفاوتها در ضریب دشواری مشاهده شد. در نهایت براساس تعداد پارامتر ها، افزایش پراکندگی نمرات توانایی و حمایت پیشینه پژوهش، مطالعه و کاربرد مدل های زمان-پاسخ در سنجش توانایی‌های شناختی کودکان پیشنهاد شد.

ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش کفایت‌های هیجانی و اجتماعی معلمان بر اساس الگوی روانشناسی مثبت‌نگر

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2025.79897.3539

بهاره السادات حیدریه زاده، امید شکری، جلیل فتح آبادی، شهریار شهیدی، سعید اکبری زردخانه

چکیده هدف این پژوهش استانداردسازی مقیاس مهارت‌های عاطفی و اجتماعی معلمان بر اساس الگوی روان‌شناسی مثبت‌نگر بود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق آمیخته انجام شده است. در مرحله کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از صاحب نظران و صاحب نظران در زمینه شایستگی های روانی و اجتماعی معلمان بر اساس الگوی روانشناسی مثبت گرا انجام شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش گراندد تئوری تجزیه و تحلیل شد. 3 بعد و هجده جزء حاصل شد. بر اساس یافته های بخش اول پژوهش، مقیاس طراحی و مورد آزمون قرار گرفت. مرحله کمی شامل تهیه نسخه پیش مقدماتی و نسخه مقدماتی و مرحله استانداردسازی مقیاس بود. بدین منظور در مرحله ساخت 234 گویه نوشته شد و در پایان این مرحله مقیاس مقدماتی با 126 گویه تهیه شد. در مرحله استانداردسازی، نسخه نهایی بر اساس داده های یک گروه نمونه متشکل از 357 معلم و با 72 گویه تهیه شد. همچنین از مقیاس‌های سرمایه روان‌شناختی، بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل و کنش تأملی معلم به عنوان ابزاری برای بررسی اعتبار مقیاس ساخته شده استفاده شد. بررسی روایی گویه ها، خرده مقیاس ها و کل مقیاس مدل نهایی نشان داد که دامنه ضرایب همگنی درونی خرده مقیاس ها بین 51/0 تا 68/0 است. ضرایب همبستگی نمره مولفه های طراحی شده با نمره کل خرده مقیاس مذکور بین 69/0 تا 83/0 می باشد. بنابراین با توجه به نتایج می توان گفت مقیاس تدوین شده از روایی کافی برخوردار بوده و در مجموعه های مشاوره ای و پژوهشی قابل استفاده است.

اعتباریابی روان‌سنجی مقیاس استفاده از ChatGPT در دانشجویان تحصیلات تکمیلی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2025.85153.3605

علی خدائی، امید شکری

چکیده پذیرش سریعِ ChatGPT در موقعیت‌های تحصیلی، نگرانی‌هایی دربارة اثرات آن بر قلمروهایی مانند یادگیری و پژوهش، در پی داشته است. این پژوهش با هدف اعتباریابی روان‌سنجی نسخة فارسی مقیاس استفاده از ChatGPT، انجام شد. در این پژوهش پیمایشی توصیفی، 350 دانشجوی کارشناسی ارشد (179 زن و 171 مرد) از دانشگاه شهید بهشتی با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس استفاده از ChatGPT (Bettayeb, Abu Talib, Sobhe Altayasinah & Dakalbab, 2024)، مقیاس یادگیری خودراهبر (Lounsbury & Gibson, 2006) و نسخه کوتاه مقیاس نظم‌بخشی انگیزشی (Kim, Brady & Wolters, 2018)، پاسخ دادند. نتایج روش آماری تحلیل عاملی تاییدی از ساختار سه‌عاملی مقیاس استفاده از ChatGPT شامل یاری‌گری نوشتاری تحصیلی، حمایت‌گری از تکالیف تحصیلی و اتکا و اعتماد، به طور تجربی، حمایت کرد. همچنین، همبستگی بین وجوة مقیاس استفاده از ChatGPT با توانش یادگیری خودراهبر و نظم‌بخشی انگیزشی، از روایی ملاکی مقیاس مزبور حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی زیرمقیاس‌های استفاده از ChatGPT با استفاده از روش آلفای کرونباخ، قابل قبول به دست آمد. در مجموع، نتایج این پژوهش با تکرار ساختار سه‌عاملی نسخة فارسی مقیاس استفاده از ChatGPT، ضمن دفاع از اتقان دیدگاه نظری زیربنایی آن، شواهدی قانع کننده در حمایت از مقبولیتِ مشخصه‌های فنی روایی و پایایی نسخة فارسی مقیاس مزبور، فراهم آورد.

ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه درجه بندی شده سوء‌استفاده هیجانی دوران کودکی: کاربرد نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سؤال-پاسخ

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2026.86487.3627

فروغ صالحی زاده، مهدیه شفیعی تبار، مهدی مولایی یساولی

چکیده سوء‌استفاده هیجانی دوران کودکی یکی از اشکال پنهان و در عین حال تأثیرگذار کودک‌آزاری است که پیامدهای بلندمدتی بر سلامت روان افراد برجای می‌گذارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه سوء‌استفاده هیجانی دوران کودکی (گودال و ساوریکار، 2023) در جامعه ایرانی بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و در زمره مطالعات روان‌سنجی بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان بالای ۱۸ سال ساکن شهر قم در سال ۱۴۰۴ تشکیل دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس ۴۴۴ به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سوء‌استفاده هیجانی دوران کودکی، پرسشنامه ترومای کودکی، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، و مقیاس دشواری تنظیم هیجان بودند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار R (نسخه ۴.۳.۱) با بسته‌های mirt، psychometric و psych و همچنین نرم‌افزار Amos (نسخه ۲۴) صورت گرفت. نتایج تحلیل‌ها در چارچوب نظریه کلاسیک آزمون نشان داد که اغلب گویه‌های پرسشنامه، به‌جز گویه ۸، از همبستگی مناسب با نمره کل برخوردارند و تمایز مطلوبی را نشان می‌دهند. همچنین، همبستگی مثبت و معنادار گویه‌ها با متغیرهای ملاک شواهد روشنی از روایی همگرای مطلوب پرسشنامه فراهم کرد؛ در حالی که گویه ۸ به‌طور معناداری الگوی همبستگی ضعیف‌تری با این متغیرها نشان داد. تحلیل عاملی تأییدی نیز ساختار دو عاملی ابزار را با حذف سؤال ۸ تأیید کرد. همچنین شاخص‌های پایایی، نشان دادند که داده‌های گردآوری‌شده از اعتبار و انسجام درونی قابل قبولی برخوردارند. تحلیل‌های نظریه سؤال پاسخ نیز نشان داد که به‌جز سؤال ۸، تمامی سؤال‌ها از نظر ضرایب آستانه، شیب و بار عاملی در وضعیت مطلوبی قرار دارند. همچنین، بررسی تابع آگاهی آزمون نشان داد که پرسشنامه در بازه سطح صفت بین ۲- تا ۴، بالاترین میزان آگاهی‌دهی و کمترین خطای اندازه‌گیری را ارائه می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت که این پرسشنامه ابزاری معتبر و مناسب برای سنجش سوء‌استفاده هیجانی دوران کودکی استفاده در جامعه ایرانی است.

فراارزشیابی انطباق پایان‌نامه‌های علوم تربیتی انجام‌شده با مدل کرک‌پاتریک با استانداردهای این مدل

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2025.86666.3632

علی مهدوی خواه، مرتضی کرمی

چکیده ارزشیابی آموزشی نقش محوری در بهبود کیفیت برنامه‌های تربیتی دارد. این پژوهش با هدف تحلیل میزان انطباق پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد علوم تربیتی با استانداردهای مدل چهارسطحی کرک‌پاتریک انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه پایان‌نامه‌های چهار دانشگاه برتر کشور (تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی و فردوسی مشهد) طی سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ بود که از میان ۳۷ پایان‌نامه شناسایی‌شده، ۲۶ پایان‌نامه به روش سرشماری و بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند.
ابزار پژوهش چک‌لیست محقق‌ساخته‌ای متشکل از ۲۱ نشانگر در چهار سطح واکنش، یادگیری، رفتار و نتایج بود که روایی آن توسط سه متخصص تأیید و پایایی آن با ضریب کاپای کوهن ۰.۹۲ محاسبه شد. یافته‌ها نشان داد سطح واکنش با میانگین انطباق ۹۵.۴ درصد بهترین عملکرد را داشت، درحالی‌که این میزان در سطح یادگیری به ۵۴.۶ درصد، در سطح رفتار به ۳۴.۸ درصد و در سطح نتایج به ۱۳.۲ درصد کاهش یافت. مهم‌ترین نقاط ضعف شامل استفاده ناکافی از روش‌های پیشرفته سنجش (۱۵ درصد)، عدم پیگیری بلندمدت (۸ درصد) و غفلت از سنجش شاخص‌های سازمانی (77 درصد) بود.
نتایج نشان‌دهنده نیاز مبرم به بازنگری در روش‌شناسی پژوهش‌های ارزشیابی، توسعه ابزارهای بومی سنجش سطوح بالاتر و توجه به ارزشیابی‌های طولی‌مدت است. این یافته‌ها برای بهبود کیفیت پژوهش‌های ارزشیابی آموزشی و اثربخشی برنامه‌های تربیتی حائز اهمیت است.

بررسی ساختار سه عاملی نسخه فارسی مقیاس تجربه و ادراک رنج شولز و همکاران (2010) در افراد 18تا 50 ساله شهر اهواز

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2026.86716.3633

علی اکبر پیراسته مطلق، سید علی مرعشی، کیومرث بشلیده، سهام ناصری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار سه عاملی نسخه فارسی مقیاس تجربه و ادراک رنج Schulz et al (2010) در افراد 18 تا 50 ساله شهر اهواز است. این پژوهش روان‌سنجی از رویکرد توسعه آزمون و استانداردسازی بهره می‌برد. جامعه آماری شامل ساکنین 18 تا 50 سال شهر اهواز می‌باشد. برای ارزیابی روایی صوری و محتوایی، نمونه‌ای متشکل از 13 متخصص و استاد از دانشگاه‌های شهید چمران، جندی شاپور و آزاد اسلامی انتخاب شدند. مرحله مطالعه مقدماتی شامل 50 دانشجو از دانشگاه شهید چمران بود، در حالی که نمونه نهایی متشکل از 445 فرد 18 تا 50 ساله شهر اهواز بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع‌آوری داده‌ها به صورت میدانی و با استفاده از مقیاس تجربه و ادراک رنج Schulz et al (2010) انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها به طور قوی از روایی و پایایی نسخه فارسی این مقیاس حمایت کردند، به طوری که ساختار سه عاملی آن - شامل رنج جسمانی، رنج روان‌شناختی و رنج معنوی - همخوانی قابل توجهی با مبانی نظری و تجربی احساس رنج نشان داد.

رواسازی و اعتباریابی پرسشنامه‌ی سواد هوش مصنوعی (AILQ) در نمونه‌ی ایرانی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2026.87102.3637

فاطمه بارانی، مینا نادری، زهرا Zarei

چکیده با توجه به گسترش سریع فناوری‌های هوش مصنوعی و ضرورت ارزیابی دقیق توانمندی‌های مرتبط با آن، توسعه و اعتبارسنجی ابزارهای بومی برای سنجش سواد هوش مصنوعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف این پژوهش، روان‌سنجی و اعتباریابی پرسشنامه سواد هوش مصنوعی Ng و همکاران (2024) در نمونه‌ای از دانشجویان کارشناسی ایرانی بود که به عنوان یکی از نخستین مطالعات اعتبارسنجی این ابزار در بافتی غیرغربی (ایران) انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی با رویکرد روان‌سنجی بود. پرسشنامه با استفاده از روش ترجمه رفت و برگشتی و با نظر متخصصان حوزه‌های تکنولوژی آموزشی، علوم کامپیوتر و آموزش زبان انگلیسی بومی‌سازی شد. پایایی اولیه ابزار از طریق مطالعه پایلوت بر روی 30 دانشجو و با استفاده از آلفای کرونباخ و روش بازآزمایی بررسی گردید. نسخه نهایی پرسشنامه در میان 151 نفر از دانشجویان کارشناسی آموزش زبان دانشگاه شهرکرد که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. برای بررسی روایی سازه و پایایی ابزار، تحلیل عاملی تأییدی در چارچوب مدل‌یابی معادلات ساختاری مبتنی بر کوواریانس با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول نشان داد که بارهای عاملی گویه‌ها در دامنه قابل قبول و معنادار قرار دارند. همچنین شاخص‌های پایایی ترکیبی (84/0) و میانگین واریانس استخراج‌شده (62/0) بیانگر روایی همگرای مناسب سازه‌ها بود. در ادامه، مدل عاملی مرتبه دوم برای سازه سواد هوش مصنوعی مورد آزمون قرار گرفت که شامل چهار بعد عاطفی، رفتاری، شناختی و اخلاقی بود. شاخص‌های برازش مدل مرتبه دوم نشان‌دهنده برازش قابل قبول مدل بود. در نتیجه نتایج نشان داد که ساختار چندبعدی سواد هوش مصنوعی در قالب مدل ABCE در نمونه ایرانی مورد تأیید قرار می‌گیرد. همچنین تحلیل توصیفی ابعاد نشان داد که بعد عاطفی دارای بالاترین میانگین است که اهمیت عوامل انگیزشی و نگرشی در شکل‌گیری سواد هوش مصنوعی را برجسته می‌کند. در مجموع، نسخه فارسی پرسشنامه سواد هوش مصنوعی با 32 گویه از روایی و پایایی مطلوب برخوردار بوده و می‌تواند به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش سواد هوش مصنوعی در میان دانشجویان ایرانی مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده در گروه‌های سنی و فرهنگی متنوع و با کنترل متغیرهای مداخله‌گر انجام شود

ویژگیهای روانسنجی مقیاس تنظیم هیجان معلمان (TERS)

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2025.88202.3648

مهدی وفایی زاده، زهرا جهانبخش

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای روان‌سنجی پرسشنامه تنظیم هیجان معلمان(TERS) در نمونه‌ای از معلمان ایرانی بود. این پرسشنامه شامل پنج راهبرد اساسی تنظیم هیجان یعنی اجتناب، بازسازی شناختی، سرکوب، تغییر فعال و کاهش تنش است که هر یک بیانگر شیوه‌های متفاوت معلمان در مدیریت هیجان‌های خود در محیط آموزشی می‌باشند. با توجه به اهمیت نقش تنظیم هیجان در کیفیت تعاملات آموزشی، عملکرد حرفه‌ای و سلامت روان معلمان، بررسی روایی و پایایی این ابزار در زمینه فرهنگی ایران ضروری به نظر می‌رسید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 بود. از میان آن‌ها نمونه‌ای ۳۵۰ نفره به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری گوناگون از جمله تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی جهت بررسی ساختار عاملی، آلفای کرونباخ برای برآورد پایایی، و شاخص‌های روایی همگرا استفاده شد. یافته‌ها نشان دادند که نسخه فارسی پرسشنامه TERS نیز همانند نسخه اصلی از ساختار عاملی پنج‌بعدی برخوردار است و همه راهبردها با بارهای عاملی مناسب شناسایی شدند. ضرایب پایایی خرده‌مقیاس‌ها در دامنه‌ای بین ۸۵/۰ تا ۹۰/۰ قرار گرفت که حاکی از ثبات درونی مطلوب ابزار است. همچنین، شواهد روایی همگرا مؤید ارتباط معنادار ابعاد پرسشنامه با سازه‌های مرتبط بود. بر اساس نتایج، می‌توان گفت پرسشنامه TERS در نسخه فارسی ابزاری معتبر و پایا برای سنجش تنظیم هیجان در میان معلمان ایرانی است و می‌تواند در پژوهش‌های آتی و نیز در برنامه‌های مداخله‌ای و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد

ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تاب‌آوری 9 گویه‌ای برای جمعیت‌های غیر بالینی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jem.2026.88317.3649

شبنم قاسمخانی، آزاده طاولی، جلیل فتح‌آبادی

چکیده تاکنون، ابزارهای متنوعی برای سنجش میزان تاب‌آوری مورداستفاده قرارگرفته است؛ اما اکثر آن‌ها منطبق با نظرات جوامع غربی از این مؤلفه طراحی‌شده‌اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه تاب‌آوری 9 گویه‌ای برای جمعیت‌های غیر بالینی انجام ‌شد که مبتنی بر دیدگاه جوامع شرقی از تاب‌آوری است. در این مطالعه، جامعه آماری شامل کلیه معلمان شاغل در مدارس دولتی استان مرکزی در سال تحصیلی 1402-1403 بود که 302 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری در دسترس، به‌صورت آنلاین به پرسشنامه‌های تاب‌آوری 9 گویه‌ای ونگ‌پاکاران و همکاران (RI-9؛ 2023)، مقیاس مختصر تاب‌آوری اسمیت و همکاران (BRS؛ 2008) و خرده مقیاس اضطراب مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویباند و لاویباند (DASS-21؛ 1995) پاسخ دادند. پایایی با آلفای کرونباخ و امگای مک‌دونالد و روایی با روایی همگرا، همزمان و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی، ساختار تک عاملی نسخه اصلی و برازندگی داده‌ها توسط این پرسشنامه در نمونه ‌ایرانی را تأیید کرد. روایی همگرا و همزمان نیز مطلوب بود (001/0 >p). همچنین، ضرایب آلفای کرونباخ (87/0=α) و امگای مک‌دونالد (87/0=Ω) نشان‌دهنده پایایی ابزار بودند. به نظر می‌رسد که نسخه فارسی پرسشنامه تاب‌آوری 9 گویه‌ای از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار بوده و برای استفاده در اهداف پژوهشی و آموزشی، قابل‌اعتماد و کاربردی است.

تحلیل محتوای کیفی در آیین پژوهش: ماهیت، مراحل و اعتبار نتایج

دوره 4، شماره 14، زمستان 1392، صفحه 187-222

اکبر مومنی راد

چکیده با توجه به اینکه در عمده روش‌های کیفی از تحلیل محتوای کیفی استفاده می‌شود، با این حال هنوز توضیحی روشن از این روش وجود ندارد. در این مقاله روش تحلیل محتوای کیفی در بستر روش‌های پژوهش کیفی مورد بررسی قرار می‌گیرد. این روش در برابر تحلیل محتوای کمی قرار می‌گیرد و بیشتر از شمارش کلمات و اصطلاحات آشکار متن، با الگوها و مضامین نهان متون سر و کار دارد. به طور کلی تحلیل محتوای کیفی با واکاوی مفاهیم، اصطلاحات، و ارتباطات بین این مفاهیم سعی در استنباط و آشکار کردن الگوهای نهان در مصاحبه ها، مشاهدات و اسناد مکتوب دارد. ابتدا تعریفی از محتوا و تحلیل محتوا ارائه شده و سپس کاربردها، مراحل، رویکردها، نمونه گیری، واحد تحلیل و در انتها نحوه بررسی اعتبار نتایج (باورپذیری، وابستگی، انتقال پذیری، تائید پذیری) به دست آمده از این روش آمده است. همچنین به این سؤال جواب داده خواهد شد که تحلیل محتوا روش یا تکنیک است. به طور کلی می‌توان تحلیل محتوا را به دو شیوه اصلی استقرایی و قیاسی در سه گام آمادگی، سازماندهی و گزارش انجام داد.

ساخت، پایاسازی و اعتباریابی ابزار اندازه گیری برای اعتبارسنجی و تضمین کیفیت آموزش عالی ایران

دوره 7، شماره 24، تابستان 1395، صفحه 201-228

https://doi.org/10.22054/jem.2017.9490.1286

عباس عباس پور، محمد مجتبی زاده، احسان اکرادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ساخت، پایاسازی و اعتباریابی ابزار اندازه‌گیری برای اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. برای انجام این پژوهش، از روش تحقیق ترکیبی با طرح اکتشافی–مدل توسعه ابزار استفاده شده است. ابتدا در بخش کیفی پژوهش با استفاده از روش نظریه زمینه ای و مصاحبه با 36 نفر از خبرگان آموزش عالی، پرسشنامه ای با 25 مؤلفه و 157 خرده مؤلفه طراحی شد. سپس، در بخش کمی، پرسشنامه طراحی شده در یک مطالعه مقدماتی روی 84 نفر از خبرگان آموزش عالی ایران اجرا شد. بر اساس، بازخوردهای دریافتی به اصلاح پرسشنامه اقدام شد. سپس، نسخه نهایی و اصلاح شده آن در اختیار 293 نفر از خبرگان آموزش عالی کشور قرار داده شد. اعتبار پرسشنامه توسط صاحبنظران تأیید شده و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ (982/0) محاسبه گردید. در بخش کیفی پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند غیر احتمالی و در بخش کمی از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی استفاده شد. برای آزمون ابزار اندازه گیری مزبور، از تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. با انجام تحلیل عاملی مرتبه‌ی اول، ابزار اندازه‌گیری مزبور به 22 مؤلفه و 150 خرده مؤلفه اصلاح و تعدیل یافت. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نیز نشان داد که مؤلفه های 22 گانه احصاء شده دارای بار عاملی کافی جهت پیش بینی ابزار اندازه گیری اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران است. همچنین، شاخص های برازش، (CMIN/DF) برابر با 924/1، (RMSEA) برابر با 39/0، (GFI) برابر با 976/0، (AGFI) برابر با 939/0، (CFI) برابر با 928/0، (NNFI) برابر با 953/0، (TLI) برابر با 000/1، (IFI) برابر با 928/0 و (RFI) برابر با 925/0 نشان می-دهد، ابزار اندزه گیری طراحی شده برای اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از برازش بسیار مطلوبی برخوردار است.

تحلیل ساختاری روابط منابع اطلاعات خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، هدف گذاری وخود تنظیمی با عملکرد ریاضی

دوره 7، شماره 26، زمستان 1395، صفحه 35-53

https://doi.org/10.22054/jem.2016.4021

جمال عبدالملکی، صابر عبدالملکی، سیده مریم حسینی لرگانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری روابط متغیرهای منابع اطلاعات خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، هدف گذاری و خود تنظیمی با عملکرد ریاضی انجام شد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان پایه نهم مقطع متوسطه اول شهرستان سنندج هستند که از این جامعه به شیوه تصادفی، نمونه ای به حجم 396 دانش آموز انتخاب گردید. ابزارپژوهش پرسشنامه های منابع اطلاعات خودکارآمدی در ریاضیات، پرسشنامه هدف گذاری، پرسشنامه خودکارآمدی ریاضی و پرسشنامه خودتنظیمی ریاضی بود. نتایج حاصل از آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تائیدی مرتبه اول بیانگر پایایی و روایی مناسب ابزار پژوهش بود. داده ها با استفاده از تکنیک آماری مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر تاییدی ) با نرم افزار LISREL 8/50 تحلیل شد، نتایج بیانگر آنند :
• متغیر باورهای خودکارآمدی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (589/0) و فاقد اثر غیر مستقیم و اثرکل بر متغیر عملکرد ریاضی برابر با (589/0) می باشد.
• متغیر هدف گذاری دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (453/0)، اثر غیر مستقیم مثبت (211/0) و اثر کل (664/0) بر متغیر عملکرد ریاضی می باشد.
• متغیرخود تنظیمی دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (326/0)، اثر غیر مستقیم مثبت(190/0) و اثر کل (516/0) بر متغیر عملکرد ریاضی می باشد.
• متغیر منابع اطلاعات خودکارآمدی دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (113/0)، اثر غیر مستقیم مثبت (541/0) و اثر کل (654/0) بر متغیر عملکردریاضی می باشد.

اعتباریابی و بررسی تغییرناپذیری جنسیتی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید

دوره 16، شماره 59، بهار 1404، صفحه 147-174

https://doi.org/10.22054/jem.2025.80456.3551

فرهاد تنهای رشوانلو، هادی صمدیه، مرضیه مشایخی، فاطمه فرزانه، بتول گلی، علی اصغر شهابی فر

چکیده در طی بیش از سه دهه، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985) مورد استفاده قرار گرفته است. اما در این مدت تغییراتی در تفسیر رضایت از زندگی ایجاد شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان‌سنجی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) در میان دانشجویان بود. در یک طرح اعتباریابی، 210 نفر از دانشجویان مؤسسات غیردولتی شهر مشهد، به صورت در دسترس انتخاب شدند و مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS; Margolis et al., 1985)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985)، فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان‌شناختی (Reif, 1989) و مقیاس فشار روانی کسلر (Kessler et al., 2002) را تکمیل کردند. روایی محتوایی، تغییرناپذیری جنسیتی تأییدی، همگرا و واگرا و همچنین همسانی درونی و پایایی مورد بررسی قرار گرفت. شاخص CVR برای کل مقیاس برابر با 87/0 و شاخص CVI برابر با 97/0 به دست آمد. آلفای کرونباخ نیز 88/0 و ضریب دو نیمه کردن اسپیرمن براون برابر با 88/0 بود. روایی عاملی تأییدی در کل نمونه، زنان و مردان، مطلوب بود. ساختار عاملی مقیاس بر حسب جنسیت تغییرناپذیر بود. روایی همگرا و واگرا نیز مطلوب بود (01/0>P). تفاوت سنی معنادار بود و افراد جوان تر رضایت از زندگی بیشتری داشتند. اما بر اساس جنسیت، تاهل، تحصیلات و اشتغال تفاوت معناداری به دست نیامد. به نظر می رسد مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) از روایی و پایایی مطلوبی در دانشجویان برخوردار بوده و مقیاس مناسبی برای مطالعات آتی است.

مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی: پایایی، روایی و تحلیلی عاملی

دوره 4، شماره 14، زمستان 1392، صفحه 147-168

محمدعلی بشارت

چکیده زمینه: آماده‌سازی مقیاسی معتبر برای سنجش نیازهای بنیادین روان‌شناختی در جامعه ایرانی یکی از نیازهای پژوهشی محسوب می‌شود. هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی پایایی، روایی و تحلیل عاملی مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی در نمونه ای از دانشجویان ایرانی بود. روش: 574 دانشجو (273 پسر، 311 دختر) از دانشگاه های شهر تهران به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی‌ها خواسته شد مقیاس ارضای نیازهای بنیادین عمومی (BNSG-S؛ گنیه، 2003)، پرسشنامه تجدید نظر شده شخصیت آیسنک (EPQ-RS؛ آیسنک، آیسنک و بارت، 1985)، فهرست عواطف مثبت و منفی (PANAS؛ واتسون، کلارک و تلگن، 1988) و مقیاس سلامت روانی (MHI-28؛ بشارت، 1388) را تکمیل کنند. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، علاوه بر عامل کلی ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سه عامل خود پیروی، شایستگی و تعلق (پیوستگی) را برای مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی تأیید کرد. روایی همگرا و تشخیصی (افتراقی) مقیاس ارضای نیازهای بنیادین عمومی از طریق محاسبه ضرایب همبستگی زیر مقیاس‌های آن با ابعاد برونگرایی و نوروزگرایی شخصیت، عواطف مثبت و منفی، و شاخص‌های سلامت روانی در مورد آزمودنی‌ها بررسی شد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمره آزمودنی‌ها در زیر مقیاس‌های ارضای نیازهای بنیادین عمومی با شاخص‌های برونگرایی، عاطفه مثبت و بهزیستی روان‌شناختی همبستگی مثبت معنادار و با شاخص‌های نوروزگرایی، عاطفۀ منفی و درماندگی روان‌شناختی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. این نتایج، روایی همگرا و تشخیصی مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی را تأیید می‌کنند. همسانی درونی مقیاس ارضای نیازهای بنیادین عمومی برحسب ضرایب آلفای کرونباخ محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 83/0 تا 91/0 مورد تأیید قرار گرفت. پایایی بازآزمایی مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی بر اساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 67/0 تا 77/0 برای زیرمقیاس‌های مختلف مورد تأیید قرار گرفت. بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، فرم فارسی مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی برای سنجش این سازه در نمونه‌های ایرانی از پایایی و روایی کافی برخوردار است.

بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی پرسشنامه هوش موفق

دوره 5، شماره 15، بهار 1393، صفحه 1-16

محمود نگهبان سلامی، ولی اله فرزاد، غلامرضا صرامی

چکیده هدف: پژوهش حاضر به‌منظور بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی پرسشنامه هوش موفق انجام گرفت. روش: حجم نمونه این پژوهش 500 دانش‌آموز (175 دختر و 325 پسر) بود که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای از بین مدارس دولتی شهر کرج انتخاب شدند و به پرسشنامۀ هوش موفق پاسخ دادند. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش مؤلفه‌های اصلی، علاوه بر عامل کلی هوش موفق، سه عامل (هوش تحلیلی، خلاق و عملی) را برای پرسشنامه هوش موفق تأیید کرد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و برای تعیین روایی عاملی آن از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که پرسشنامه از همسانی درونی قابل قبولی برخوردار است و ضرایب آلفای کرونباخ در زیر مقیاس­های آن بین 74/0 تا 81/0 است. همچنین برای تعیین روایی عاملی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد که نتایج تحلیل عاملی تأییدی مؤید این است که ساختار پرسشنامه برازش قابل قبولی با داده‌ها دارد و کلیه شاخص‌های نیکویی برازش، مدل را تأیید می­کنند. بحث و نتیجه‌گیری: یافته­های تحلیل عاملی، تقریباً مشابه تحقیقات انجام‌گرفته در فرهنگ اصلی و ضرایب پایایی و روایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود. بنابراین با توجه به خصوصیات روان‌سنجی مطلوب، این پرسشنامه ابزار مناسبی برای تعیین هوش موفق دانش‌آموزان می­باشد.

ساخت و اعتباریابی پرسش‌نامه اعتیاد به تلفن همراه

دوره 5، شماره 15، بهار 1393، صفحه 126-142

کریم سواری

چکیده زمینه: ازآنجایی‌کهدر قرن بیستم از اعتیاد به تلفن همراه به‌عنوان یک اختلال وسواسی و اعتیاد گونه یادشده است، استفاده مفرط از آن می‌تواند زمینه اعتیاد به آن را فراهم کند. هدف: هدف از تحقیق حاضر ساخت و تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی پرسش‌نامه اعتیاد به تلفن همراه است. روش: دانش‌آموزان دختر و پسر سوم مقطع متوسطه آموزش‌وپرورش ناحیه یک اهواز جامعه آماری تحقیق را تشکیل داده‌اند که از بین آنان 200 نفر (100 پسر و 100 دختر) به شیوه تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که پرسش‌نامه اعتیاد به تلفن همراه تحلیل عاملی شده دارای 13 سؤال و سه خرده‌مقیاس خلاقیت زدایی، میل گرایی و احساس تنهایی بوده و ازلحاظ روان‌سنجی از پایایی، روایی و برازندگی خوبی برخورداراست. ساختار عاملی تأییدی نیز، مدل سه عاملی پیشنهادی پرسش‌نامه یادشده را تأیید کرد. بحث و نتیجه‌گیری: از پرسش‌نامه تحلیل عاملی شده فوق‌الذکر، می‌توان برای تشخیص و مطالعات مربوط به اعتیاد به تلفن همراه استفاده کرد.

ابر واژگان