آزمایش مدل منحنی رشد نهفته انگیزش خواندن و نگرش به خواندن با کنترل مقدار خواندن، جنسیت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی در دانشآموزان دوره ابتدایی شهر یزد: یک پژوهش طولی
صفحه 1-36
https://doi.org/10.22054/jem.2025.81785.3570
مجتبی خلیلی زارچی، منیجه شهنی ییلاق، علیرضا حاجی یخچالی
چکیده هدف پژوهش حاضر، آزمایش مدل منحنی رشد نهفته انگیزش خواندن و نگرش نسبت به خواندن با کنترل مقدار خواندن، جنسیت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی در دانشآموزان دوره ابتدایی شهر یزد، بهصورت یک پژوهش طولی، بود. برای پاسخگویی به سؤالهای پژوهش از مدل منحنی رشد نهفته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کل دانشآموزان مشغول به تحصیل در پایههای چهارم ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1400 تا 1402 بود. روش نمونهگیری، تصادفی چندمرحلهای بود. نمونه این پژوهش را 300 دختر و 300 پسر تشکیل داده است. در این پژوهش، از پرسشنامه انگیزش خواندن (RMQ) از شیفل و شافنر (2016)، پرسشنامه نگرش نسبت به خواندن از مککنا و کیر (1990)، سیاهه مقدار خواندن از بکر و همکاران (2010) و پرسشنامه وضعیت اجتماعی-اقتصادی از گرمارودی و مرادی (1389) استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش آماری منحنی رشد نهفته استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که منحنی رشد انگیزش خواندن و نگرش نسبت به خواندن بهصورت خطی است و هر دو متغیر انگیزش خواندن و نگرش نسبت به خواندن، طی چهار مرحله سنجش، بهصورت کاهشی بود. جنسیت، هم پیشبین خوبی برای انگیزش خواندن بود و انگیزش خواندن در بین دخترها بیشتر از پسرها بود. اگرچه در ابتدا جنسیت پیشبین معنیداری برای نگرش نسبت به خواندن بود امّا در طول 4 بار سنجش، پیشبین معنیداری نبود. وضعیت اجتماعی-اقتصادی هم در ابتدای سنجش انگیزش خواندن و هم در طول 4 مرحله سنجش، پیشبین معنیداری برای انگیزش خواندن بود. وضعیت اجتماعی-اقتصادی نه در ابتدا و نه در طول 4 مرحله سنجش، پیشبین معنیداری برای سنجش نگرش نسبت به خواندن نبود. مقدار خواندن هم در ابتدای سنجش و هم در پایان 4 مرحله سنجش، متغیر پیشبین معنیداری برای انگیزش خواندن و نگرش نسبت به خواندن بود. در پایان، این پژوهش تفاوتهای بین فردی قوی در انگیزش خواندن و نگرش نسبت به خواندن در شروع کلاس چهارم (عرض از مبدأ) و در طول 4 مرحله سنجش (شیب) در دانشآموزان، ملاحظه شد. نتایج این پژوهش میتواند تلویحات کاربردی برای آموزش خواندن داشته باشد.
بازساخت، رواسازی، پایاسازی، و هنجاریابی سیاهه خودگزارشی خانواده( SFI)
صفحه 37-64
https://doi.org/10.22054/jem.2026.84012.3592
کبری عبدالمحمدی، بهرام صالح صدقپور، شکوه نوابی نژاد
چکیده عملکرد خانواده سالم، زیربنای رشد شناختی، عاطفی و تعاملی اعضای خویش است و الگوی سیستمی ارزیابی خانواده بیورز با تأکید بر ماهیت رشدی عملکرد خانواده، ابزار ارزیابی فرایندمدار را مطرح میکند که میتواند چالشهای رشدی فردی و خانوادگی اعضا را موردبررسی قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش، بازساخت، رواسازی، پایاسازی و هنجاریابی سیاهه خودگزارشی خانواده بیورز بود. شرکتکنندگان این پژوهش 313 نفر از دانشجویان زن متأهل دانشکدههای مختلف علوم و تحقیقات تهران بودند که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. بعد از بررسی اعتبار صوری و محتوای سؤالات پرسشنامه، برای تحلیل گویهها (ضریب تمییز و ضریب هماهنگی)، برای روایی سازه (تحلیل عاملی اکتشافی) و برای اعتبار نیز (محاسبه ضریب آلفای کرونباخ) مورداستفاده قرار گرفت. یافتهها نشان داد که پرسشنامه خودگزارشی خانواده از روایی محتوایی و صوری قابل قبولی برخوردار است. طی فرایند تحلیل عاملی سه عامل شامل (کفایت و سلامت)، (تعارض عاطفی خانوادگی)، (تعارض تعاملاتی) به دست آمد. با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ پایایی کل پرسشنامه 905/0=α شد و نتایج بررسی هنجاریابی این مقیاس نشان داد که بهطورکلی نمره T پایینتر از 35 در عامل اول و نمره T بالاتر از 65 در عامل دوم و نمره T بالاتر از 60 در عامل سوم نشاندهنده عملکرد بهینه خانواده در حوزههای مربوطه است. درمجموع میتوان نتیجه گرفت که این پرسشنامه از پایایی و روایی مناسبی در فرهنگ ایرانی برخوردار است و عوامل بهدستآمده از تحلیل عاملی میتواند عملکرد خانواده را بهگونهای مناسب ارزیابی کند.
ساخت مقیاس خودگزارشی مادرآزاری و بررسی پیشبینهای آن در نوجوانان
صفحه 65-91
https://doi.org/10.22054/jem.2026.85282.3607
ذبیح اله عباس پور، فرید رحیمی پردنجانی، خدیجه شیرالی نیا
چکیده والدآزاری توجه پژوهشگران را بهطور روزافزون به خود جلب کرده است. نتیجه بررسیهای فزاینده نشان میدهد که والدآزاری بسیار پیچیده است و با عوامل گستردهتری در ارتباط است. هدف این پژوهش ساخت و اعتباریابی مقیاس خودگزارشی مادرآزاری و بررسی پیشبینهای آن در دانشآموزان پسر دوره متوسطه شهرکرد و اهواز بود. این پژوهش در دو مرحله انجام شد و نمونه پژوهشی در هر مرحله متفاوت بود. در مرحله نخست که هدف ساخت و اعتباریابی مقیاس خودگزارشی مادرآزاری بود، 181 دانشآموز پسر و در مرحله دوم پژوهش برای بررسی پیشبینهای والدآزاری، 209 دانشآموز پسر بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان این پژوهش در مرحله دوم، مقیاس مواجهه کودک با خشونت خانگی (VCED)، مقیاس تعارض زناشویی والدین (PMCS)، پرسشنامه تابآوری کانر دیویدسون (CD_RIS)، پرسشنامه تنظیم هیجانی (EPQ) و مقیاس خودگزارشی مادرآزاری (MA-SRS) را تکمیل کردند. در مرحله نخست، برای تحلیل دادهها از روش تحلیل عامل اکتشافی و در مرحله دوم برای شناسایی پیشبینها از ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی بر اساس شاخص کفایت نمونهگیری (90/0=KMO) و اندازه-گیری کرویت بارتلت (80/3276=2χ) نشان داد که مقیاس خودگزارشی مادرآزاری مشتمل بر 17 ماده (09/68 درصد واریانس) و 2 عامل (مادرآزاری عاطفی و مادرآزاری ابزاری) است؛ بنابراین این مقیاس و مؤلفههای آن از پایایی مطلوبی برخوردار است. نتایج ضریب رگرسیون چندگانه به روش گامبهگام نیز نشان داد که خشونت خانگی و تابآوری بهترین پیشبینهای مادرآزاری هستند. بر اساس نتایج این پژوهش، مقیاس خودگزارشی مادرآزاری برای سنجش این سازه در نمونههای ایرانی از پایایی و روایی کافی برخوردار است.
ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه ی پرخاشگری سایبری (CYBA) در بین نوجوانان ایرانی
صفحه 93-110
https://doi.org/10.22054/jem.2025.85532.3611
کریم عبدالمحمدی، عسگر علیمحمدی، آیت اله فتحی، فرهاد غدیری صورمانآبادی
چکیده پژوهش حاضر با هدف آزمون روانسنجی پرسشنامه ی پرخاشگری سایبری در بین نوجوانان ایرانی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعة آماری پژوهش شامل کلیة نوجوانان سنین 12 تا 18 ساله شهر تبریز بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای 394 دانشآموز (178 پسر و 216 دختر) انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنیها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیلهای آماری از نرمافزار AMOS و SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونة دانشآموزان ایرانی ساختار سه عاملی مقیاس شامل جعل هویت، پرخاشگری سایبری بصری- جنسی و پرخاشگری سایبری کلامی و طرد با دادهها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس قلدری از روایی ملاکی نسخة پرخاشگری سایبری در بین نوجوانان حمایت کرد (72/0r=، 001/0>P). پایایی با روش آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراج و بازآزمایی برای مقیاس کلی و ابعاد آن تأیید گردید. درمجموع، نتایج مطالعة حاضر نشان داد که پرسشنامهی پرخاشگری سایبری برای سنجش پرخاشگری سایبری در دانشآموزان ایرانی ابزاری روا و پایا است. این ابزار میتواند جهت اندازهگیری پرخاشگری سایبری در بخشهای پژوهشی و درمانی مورداستفاده قرار گیرد.
بررسی تأثیر ویژگیهای شخصیت بر ثبات زناشویی با میانجی گری سبک های نگرش به عشق در زنان متأهل مراجعهکننده به مراکز مشاوره تهران
صفحه 111-141
https://doi.org/10.22054/jem.2025.86327.3623
مرضیه بلالی، محمود گودرزی، فریده دوکانه ای فرد
چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگی های شخصیت بر ثبات زناشویی با میانجیگری سبکهای نگرش به عشق در زنان متأهل مراجعهکننده به مراکز مشاوره تهران انجام شد. پژوهش با توجه به هدف آن از نوع تحقیقات کاربردی و ازلحاظ شیوه گردآوری دادهها بهصورت مقطعی و تحلیل آنها به روش همبستگی و از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان متأهل مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره شهر تهران در سال 1402 بود. برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهدهشده و تخصیص ضریب 15 برای هر متغیر مشاهدهشده، 354 نفر بهعنوان حجم نمونه انتخاب گردید. این تعداد با در نظر گرفتن ملاکهای انتخاب به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه نگرش به عشق استرنبرگ (1986)، پرسشنامه بیثباتی ازدواج ادوارد و همکاران (1980) و پرسشنامه شخصیت کاستا و مک کری (1992) بود. دادهها با استفاده از معادلات ساختاری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS26 و Amose 23 استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که نتایج تحقیق نشان داد که ویژگیهای شخصیت بر ثبات زناشویی با میانجیگری سبکهای نگرش به عشق در زنان متأهل اثر غیرمستقیم دارد.
ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه بازداری اجتماعی در نوجوانان ایرانی
صفحه 143-168
https://doi.org/10.22054/jem.2026.85707.3614
صلاح مرادیان، امید عیسی نژاد
چکیده نیاز به شکلگیری و حفظ روابط بین فردی پایدار، یک انگیزه اساسی انسانی است و فقدان نسبی این روابط اجتماعی با اثرات نامطلوب بر بهزیستی عاطفی و سلامت جسمانی همراه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پایایی، روایی و ساختار عاملی پرسشنامه بازداری اجتماعی در نوجوانان ایرانی انجام شد. جامعه این پژوهش پیمایشی توصیفی، دانشآموزان دوره متوسطه اول و دوم استان کردستان در سال تحصیلی 1403 بودند که با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای 1509 نفر انتخاب شدند. شرکتکنندگان به ابزارهای پژوهش که شامل پرسشنامه بازداری اجتماعی (SIQ15)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) و پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) بود، پاسخ دادند. تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه از مدلهای مرتبه اول سه عاملی و مرتبه دوم آن حمایت کرد. در تحلیل همسانی درونی مقیاس، آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و ابعاد بازداری رفتاری، کنارهگیری اجتماعی و حساسیت بینفردی به ترتیب 88/0، 77/0، 68/0 و 75/0 به دست آمد. روایی همگرا با همبستگی بین پرسشنامه با مقیاسهای افسردگی، اضطراب و استرس و تنظیم هیجانی بررسی شد. همچنین، نتایج تحلیل عاملی چند گروهی، همارزی جنسیتی را در ساختار عاملی پرسشنامه تأیید کرد. درنهایت بر اساس این پژوهش، پرسشنامه بازداری اجتماعی نسخه فارسی در جامعه نوجوان ایرانی از ویژگیهای روانسنجی خوبی برخوردار بود و بهعنوان ابزاری معتبر میتوان از آن در موقعیتهای بالینی، آموزشی و پژوهشی استفاده کرد.
اعتبارسنجی پرسشنامه انسجام کلاسی (CCQ) در دانشآموزان
صفحه 169-195
https://doi.org/10.22054/jem.2025.84252.3593
نگین نیک بین، سید علیرضا قاسمی، ثریا رودی علی آبادی، محمدرضا اسدی یونسی
چکیده انسجام کلاسی نقش مهمی در ایجاد یک محیط یادگیری حمایتی، افزایش مشارکت دانشآموزان و بهبود نتایج تحصیلی ایفا میکند و بر همین اساس، وجود ابزاری، برای سنجش آن ضروری است. لذا پژوهش حاضر بهمنظور اعتباریابی پرسشنامه انسجام کلاسی در دانشآموزان مقطع ابتدایی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان مقطع ابتدایی استان خراسان جنوبی بود که از بین آنها 326 نفر بهصورت نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه انسجام کلاسی که ترجمه و بومیسازی شده بود، جمعآوری شد و برای تحلیل عاملی تأییدی و بررسی پایایی از نرمافزارهای SPSS و Lisrel استفاده شد. یافتهها نشان دادند که پرسشنامه انسجام کلاسی از ساختار عاملی مناسب برخوردار بوده و شاخصهای برازش مدل از مقادیر استاندارد برخوردارند. همچنین، مقادیر آلفای کرونباخ برای مؤلفههای انسجام وظیفهای (۰.۹۵۵)، انسجام اجتماعی (۰.۹۵۰) و کل مقیاس (۰.۹۷۶) نشاندهنده پایایی بسیار مطلوب این ابزار بودند. تحلیل عاملی تأییدی نیز تأیید کرد که تمامی گویههای پرسشنامه دارای بار عاملی معنادار هستند. بر اساس یافتههای پژوهش، این ابزار میتواند بهعنوان یک مقیاس کامل، به تبیین میزان انسجام کلاسی در مدارس ابتدایی ایران پرداخته و مورداستفاده معلمان، مشاوران و کارشناسان آموزشی قرار گیرد.
هنجاریابی و بررسی کفایت شاخصهای روانسنجی مقیاس تابآوری روانشناختی نوجوانان
صفحه 197-219
https://doi.org/10.22054/jem.2026.86131.3620
ندا مظلوم پور، محمد مسعود دیاریان، نیره آرین فر
چکیده هدف پژوهش حاضر هنجاریابی و بررسی شاخصهای روانسنجی مقیاس تابآوری نوجوانان بولوت و همکاران (۲۰۱۳) بر روی دانشآموزان بود. پژوهش حاضر به لحاظ روششناسی، به روش توصیفی و از نوع زمینهیابی بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بودند از کلیه دانشآموزان متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که تعداد 241 نفر بر اساس جدول مورگان و به روش در دسترس انتخاب شدند. مشارکتکنندگان بهطور همزمان به پرسشنامه تابآوری نوجوانان بولوت و همکاران (۲۰۱۳) و مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (2003) پاسخ دادند. جهت انجام تجزیهوتحلیلهای آماری از نرمافزار آماری SPSS نسخة 26 و نرمافزار Amos نسخة 21 استفاده گردید. ضریب پایایی مقیاس تابآوری با روش آلفای کرونباخ برابر با 84/0 و با روش دونیمه کردن برابر با 74/0 گزارش شد که نشاندهنده ثبات خوب نمرات آزمون است. همچنین بررسی روایی همزمان همگرای مقیاس تابآوری با پرسشنامه تابآوری کانور و دیویدسون (2003) نشان داد که کلیه این ضرایب همبستگی در سطح (05/0>P) معنادار بوده است. بر اساس یافتههای بهدستآمده، میتوان استدلال کرد که مقیاس تابآوری نوجوانان بولوت و همکاران (۲۰۱۳) از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار بوده و میتواند ابزاری مناسب برای سنجش تابآوری نوجوانان در جامعه ایرانی باشد.
دانش هیجانی کودکان پیشدبستانی: اعتبارسنجی تکلیف تطبیق هیجانی و تفاوتهای جنسیتی
صفحه 221-258
https://doi.org/10.22054/jem.2026.86103.3619
سعیده جاودانی سمیعی، مریم بردبار، حسین کارشکی، مریم یوسفی، ساجده ذهبی
چکیده دانش هیجانی، مجموعهای از تواناییها است که استفاده سازگارانه از اطلاعات هیجانی را توصیف میکند و اندازهگیری آن با ابزارهای معتبر برای اهداف پژوهشی ضروری است. مطالعه حاضر با دو هدف انجام شد، هدف اول اعتبارسنجی تکلیف تطبیق هیجانی جهت سنجش دانش هیجانی در کودکان پیشدبستانی ایرانی و هدف دوم بررسی تفاوتهای جنسیتی در میزان دانش هیجانی آنان بود. این پژوهش از نوع همبستگی و اعتبارسنجی آزمون بود. شرکتکنندگان 304 کودک پیشدبستانی از شهر مشهد در سال 1403 بودند که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از تکلیف تطبیق هیجانی (Izard et al., 2003)، مقیاس شایستگی اجتماعی (Corrigan, 2003) و مقیاس نظریه ذهن (Wellman and Liu, 2004) استفاده شد. پایایی مقیاس با ضریب امگا بررسی و روایی عاملی از روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم بررسی شد. در ادامه جهت بررسی روایی همگرا، نقش پیشبینی کننده سن و نظریه ذهن برای ابعاد و نمره کل دانش هیجانی با رگرسیون چندگانه موردبررسی قرار گرفت و جهت احراز روایی پیشبین، با استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی به پیشبینی شایستگی اجتماعی بر اساس دانش هیجانی پرداخته شد. تفاوتهای جنسیتی با تحلیل واریانس چندمتغیره موردبررسی قرار گرفت. یافتههای تحلیل عاملی نشان داد مدل چهار عاملی پیشنهادی برای دانش هیجانی برازش قابلقبولی دارد. ضریب امگا برای نمره کل دانش هیجانی 85/0 به دست آمد. سایر یافتهها نشان داد نظریه ذهن و سن پیشبینیکننده مثبت و معنادار دانشهیجانی است و دانشهیجانی پیشبینی کننده شایستگی اجتماعی است. همچنین بر اساس یافتهها تفاوت جنسیتی به نفع دختران وجود داشت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این ابزار از پایایی بالا، روایی سازه و روایی ملاکی برخوردار است، یافتههای این پژوهش میتواند برای پژوهشگران، مربیان و روانشناسانی که به دنبال ابزارهای قابلاعتماد برای ارزیابی دانش هیجانی کودکان پیشدبستانی هستند مفید باشد، همچنین نتایج مربوط به تفاوتهای جنسیتی، در آموزشهای فرزندپروری قابلاستفاده است.
