دوره و شماره: دوره 17، شماره 63، بهار 1405 

مقایسه رتبه‌بندی داوطلبان آزمون سراسری با استفاده از ترکیب خطی نمرات تراز، با روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی و فاصله ماهالانوبیس

صفحه 1-39

https://doi.org/10.22054/jem.2025.85317.3608

مه سیما اربابی، ابراهیم خدایی، کیوان صالحی

چکیده رتبه‌بندی داوطلبان آزمون سراسری یکی از مراحل کلیدی در فرآیند پذیرش دانشگاهی است. روش‌های سنتی رتبه‌بندی که بر پایه ترکیب خطی نمرات تراز استوارند، با محدودیت‌هایی نظیر عدم توجه به توزیع داده‌ها و همبستگی میان متغیرها مواجه هستند. این پژوهش با هدف ارتقای فرآیند رتبه‌بندی، از تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) برای کاهش ابعاد داده‌ها و از فاصله ماهالانوبیس برای تعیین رتبه داوطلبان بهره برده است. جامعه آماری این مطالعه شامل ۱۲۶, ۷۲۸ داوطلبان آزمون سراسری در گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی در سال ۱۴۰۰ بود که پس از حذف داده‌های گمشده در متغیرها، تعداد داده‌های مورد تحلیل به ۱۱۰, ۵۵۰ مورد کاهش یافت. داده‌ها پس از پیش‌پردازش، با استفاده از تحلیل مؤلفه‌های اصلی کاهش بعد داده و سپس با روش فاصله ماهالانوبیس رتبه‌بندی شدند. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS و پایتون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که روش پیشنهادی در مقایسه با روش سنتی، از دقت بالاتری در تفکیک داوطلبان برخوردار است و توانایی حفظ اطلاعات کلیدی را دارد و درنتیجه، زمینه را برای پذیرش دانش‌آموزانی فراهم کند که ازنظر دانش تخصصی در سطح بالاتری قرار دارند و شایستگی علمی بیشتری برای ورود به دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی دارند. این یافته‌ها حاکی از آن است که تلفیق تحلیل مؤلفه‌های اصلی و فاصله ماهالانوبیس می‌تواند رویکردی مؤثرتر برای رتبه‌بندی داوطلبان آزمون سراسری ارائه دهد و زمینه‌ساز بهبود روش‌های کنونی شود.

ساخت و سنجش ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه دوراهی‌های اخلاقی

صفحه 41-66

https://doi.org/10.22054/jem.2021.59551.2162

مصطفی رستگار آگاه، جلیل یونسی، پیمان حسنی ابهریان، احمد برجعلی

چکیده این پژوهش به‌قصد ساخت فرم ایرانی سناریوهای دوراهی‌های اخلاقی به اجرا درآمد. این فرم دارای بیست سناریو با محتوای دوراهی اخلاقی است که هر سناریو داستانی فرضی را مطرح می‌کند که بر اساس آن افراد باید بر سر یک دوراهی اخلاقی، تصمیمی اخلاقی اتخاذ کنند. این فرم بر مبنای پرکاربردترین و مشهورترین سناریو‌های اخلاقی که در جهان مورداستفاده قرار می‌گیرد ساخته شده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این فرم دارای چهار عامل شامل مجموعه سناریوهای دارای وجه شخصی با تنش پایین، سناریوهای دارای وجه شخصی با تنش بالا، سناریوهای دارای وجه غیرشخصی با تنش پایین و سناریوهای دارای وجه غیرشخصی با تنش بالا است. پایایی کل این فرم برابر با 72/0 بود و در هرکدام از عامل‌ها به ترتیب 71/0، 61/0، 70/0 و 70/0 بود. نتایج حاکی از آن است که ویژگی‌های روان‌سنجی این فرم امکان استفاده آن در پژوهش‌های مرتبط با اخلاق را فراهم کرده و می‌توان از آن استفاده کرد

اعتباریابی نسخه کوتاه ابزار سنجش اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی در سدة 21 میلادی

صفحه 67-88

https://doi.org/10.22054/jem.2025.84049.3590

پریسا نجفلو، امید شکری، فاطمه الماسی

چکیده اگرچه با تغییر در منظرگاه آموزشی به‌سوی پداگوژی‌های شایستگی‌محور، توسعه‌مندی مهارت‌های تفکر سطح بالاتر یادگیرندگان، اولویت یافته است اما فقدان دسترسی به ابزارهای اندازه‌گیری مهارت‌های ارزش‌گذاری شده در برنامه‌های درسی نوظهور، در سدة 21 میلادی، انکارناشدنی است؛ بنابراین، این پژوهش با هدف اعتباریابی نسخة کوتاه ابزار سنجش اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی (Bray et al., 2020) در نوجوانان دختر و پسر انجام شد. 515 نوجوان (210 پسر و 315 دختر) به نسخه فارسی ابزار سنجش اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی، نسخه کوتاه ابزار سنجش ادراکات یادگیرندگان دربارة رویکردهای پداگوژیک سدة 21 میلادی (Bray et al., 2023) و مقیاس یادگیری خودراهبر (Lounsbury & Gibson, 2006)، پاسخ دادند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ابزار سنجش اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی با ساختاری مشتمل بر شش عامل همیاری، تعامل، تفکر انتقادی، خودجهت‌دهندگی، خلاقیت و نوآوری و استفاده از فناوری برای یادگیری، از روایی عاملی خوبی برخوردار بود. علاوه بر این، نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی با ادراکات یادگیرندگان دربارة رویکردهای پداگوژیک سدة 21 میلادی و یادگیری خودراهبر در نوجوانان، از روایی همگرای نسخه نسخة کوتاه ابزار سنجش اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی، حمایت کرد. همچنین، مقادیرِ قابل‌قبول ضرایب همسانی درونیِ این ابزار سنجش، از پایایی نسخه فارسی ابزار مزبور، دفاع کرد. درمجموع، نتایج این پژوهش ضمن دفاع از مواضع مفهومی زیربنایی سازة اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی سدة 21 میلادی، از مشخصه‌های فنی روایی و پایایی نسخة کوتاه ابزار سنجش اعتماد یادگیرندگان به مهارت‌های اساسی نیز حمایت کرد.

تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر رضایت برخط و فرایند چرخه یادگیری هفت گانه

صفحه 89-117

https://doi.org/10.22054/jem.2025.84997.3602

مریم رجبیان ده زیره، حمیدرضا مقامی

چکیده چکیده
هدف از پژوهش حاضر تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر رضایت برخط و فرایند چرخه یادگیری هفت گانه دانشجویان دانشگاه بین المللی چابهار بود. روش تحقیق شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی دانشگاه بین المللی چابهار بودند که 50 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (25 نفر در گروه آزمایش و 25 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه فرایند چرخه یادگیری هفت گانه کرفت (2001) و رضایت دانشجو تیلور و همکاران (2015) بودند. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ارزشیابی بازی‌وارسازی‌شده مبتنی بر هوش مصنوعی در محیط کوئیزیز تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت دانشجویان از تجربه یادگیری در دوره‌های برخط داشت (05/0>p). همچنین این نوع ارزشیابی بر مؤلفه‌های چرخه یادگیری هفت‌گانه شامل استنباط، مشارکت، اکتشاف، توضیح، بسط یادگیری، ارزیابی و توسعه یادگیری تأثیرگذار بود (05/0>p)؛ به‌گونه‌ای که با ایجاد موقعیت‌های رقابتی و ارائه بازخوردهای فوری، موجب درگیری شناختی و افزایش مشارکت فعال دانشجویان شد. طراحی سؤالات چالش‌برانگیز و مرحله‌بندی‌شده، انگیزه اکتشاف و تبیین مفاهیم را در آنان تقویت کرد. استفاده از نشان‌ها و بازخوردهای مستمر نیز موجب ارتقاء فرایند ارزیابی، بسط یادگیری و خودتنظیمی در مسیر یادگیری شد. در نهایت، این ارزشیابی زمینه‌ساز انتقال آموخته‌ها به موقعیت‌های جدید شده و نقش مؤثری در توسعه یادگیری ایفا کرده است. بر اساس یافته های پژوهش توصیه می‌شود که دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی به طور جدی به ادغام ارزشیابی بازی‌وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند آموزش بپردازند. این ادغام نه تنها می‌تواند به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری کمک کند، بلکه می‌تواند تجربه دانشجویان را غنی‌تر و جذاب‌تر کند.

بررسی ویژگی‏های روان‌سنجی مقیاس تفکر دوقطبی

صفحه 119-142

https://doi.org/10.22054/jem.2025.81095.3556

معصومه باقری، سعیده اسفندیاری، محمد رئوف انجم شعاع، عبدالعزیز افلاک سیر

چکیده مقیاس تفکر دوقطبی جهت ارزیابی وجود سبک‌شناختی نامنعطف سیاه یا سفید مورداستفاده قرار می‏گیرد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی‏های روان‌سنجی مقیاس تفکر دوقطبی در دانشجویان بوده است. بدین منظور، نمونه‏ای متشکل از ۴۱۷ نفر (۲۵۲ زن و ۱۶۵ مرد) از دانشجویان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2 به روش نمونه‏گیری خوشه‏ای تصادفی انتخاب شدند و به نسخه فارسی مقیاس تفکر دوقطبی (اوشیو، 2009)، تحمل ابهام (مک‏لین، ۱۹۹۳‏) و پرسشنامه کمال‏گرایی مثبت و منفی (تری‏شورت، ۱۹۹۵) پاسخ دادند. جهت بررسی روایی مقیاس از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و روایی ملاکی و برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس تفکر دوقطبی از سه عامل ترجیح تفکر دوقطبی،‏ باورهای دوقطبی و تفکر سود و زیان تشکیل شده است. نتایج تحلیل عامل تأییدی نیز برازش مدل سه عاملی را تأیید نمود. به‌علاوه، روایی ملاکی مقیاس تفکر دوقطبی با مقیاس‏های تحمل ابهام و کمال‏گرایی نیز مطلوب بود. همچنین، مقادیر ضرایب آلفای کرونباخ در دامنه بین ۷۰/۰‏ تا ۸۵/۰ ‏به دست آمد و نشان داد که مقیاس از پایایی مطلوبی برخوردار است. به‌طورکلی یافته‏ها حاکی از مناسب بودن ویژگی‏های روان‌سنجی پرسشنامة تفکر دوقطبی بود و می‏توان از این ابزار برای کاربردهای تحقیقاتی و بالینی استفاده کرد.

ویژگی‏های روان‌سنجی مقیاس مبتنی بر مشاهده درمانگرِ تنظیم عواطف و تجربه عاطفی

صفحه 143-167

https://doi.org/10.22054/jem.2025.80145.3543

محمدامین شهرویی، مهناز شاهقلیان، جعفر حسنی

چکیده چکیده
عواطف بخش مهمی از زندگی انسانی و تعاملات بین‌فردی محسوب می‏شوند. با وجود اهمیت مسئله تجربه عواطف و نوع تنظیم آن‏ها توسط مراجعین روان‏درمانی، تمامی ابزارهای مورداستفاده در این زمینه مبتنی بر خودگزارشی بوده که امکان عدم آگاهی نسبت به مسئله و تحریف را نیز به ‏دنبال دارد؛ لذا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ویژگی‏های روان‌سنجی مقیاس مبتنی بر مشاهده درمانگر تنظیم عواطف و تجربه عاطفی (AREQ) است. نمونه پژوهش حاضر شامل روان‌درمانگران شهر تهران بوده که از بین آن‏ها بر اساس ملاک‏های ورود 54 نفر به روش نمونه‏گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس‏های مبتنی بر مشاهده درمانگر تنظیم عواطف و تجربه عاطفی، راهبردهای تنظیم هیجان (ERQ) و عاطفه مثبت و منفی (PANAS) بود. به‌منظور مشخص کردن عامل‏های مقیاس از تحلیل عاملی اکتشافی، جهت ارزیابی روایی از همبستگی عامل‏ها با یکدیگر و مقیاس‏های ملاک و جهت تعیین پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. مؤلفه مربوط به تجربه عاطفی شامل سه خرده مقیاس عاطفه اجتماعی‏شده منفی، عاطفه مثبت و عاطفه منفی شدید و همچنین مؤلفه مربوط به تنظیم عواطف شامل سه خرده مقیاس پاسخ‏های متمرکز بر واقعیت، دفاع‏های بیرونی و دفاع‏های اجتنابی بود. یافته‏های مربوط به میزان همبستگی‏ها حاکی از روایی و همچنین مقدار آلفای کرونباخ هرکدام از خرده مقیاس‏ها نشان‏دهنده پایایی مناسب مقیاس بودند. بر اساس این یافته‏ها، نسخه فارسی مقیاس مبتنی بر مشاهده درمانگر تنظیم عواطف و تجربه عاطفی دارای ویژگی‏های روان‌سنجی مناسب و مقیاسی پایا و معتبر است.
کلیدواژه‌ها: ویژگی‌های روان‌سنجی، عواطف، تجربه عاطفی، تنظیم عواطف، درمانگر

ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی مقیاس انگیزه رفتارهای سلامت در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی

صفحه 169-187

https://doi.org/10.22054/jem.2025.80287.3546

سیده اسماء حسینی، مریم شاهوردی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی مقیاس انگیزه رفتارهای سلامت در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی بود. بدین منظور 350 نفر از بزرگ‌سالان شهر تهران به شیوه در دسترس انتخاب شدند و مقیاس ترجمه‌شده انگیزه رفتارهای سلامت، پرسشنامه رضایت زناشویی و پرسشنامه بهزیستی روان‌شناختی را تکمیل کردند. داده‌ها به کمک تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون همبستگی پیرسون و محاسبه آلفای کرونباخ تحلیل شد. نتایج نشان داد که این پرسشنامه از روایی صوری و روایی همگرای قابل‌قبولی برخوردار است و پایایی آن نیز بر اساس آزمون همبستگی پیرسون و آلفای کرونباخ قابل‌قبول است؛ بنابراین، به نظر می‌رسد که این ابزار می‌تواند برای استفاده‌های پژوهشی و بالینی در جامعه ایرانی مورداستفاده قرار گیرد.

ساخت و رواسازی پرسشنامه یادگیری ذهن آگاه

صفحه 189-218

https://doi.org/10.22054/jem.2025.83576.3587

حدیث فرودی، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، محمد آزاد عبداله پور

چکیده یادگیری ذهن‌آگاه امروزه به دلیل تأثیرات قابل‌توجه و ارزشمندش بر یادگیری، در آموزش عالی مورداستفاده قرار گرفته است و رویکردی مؤثر برای افزایش آگاهی دانشجویان از یادگیری، تعامل آن‌ها با زمینه یادگیری و انعطاف‌پذیری دانشجویان نسبت به ایده‌های جدید در یادگیری است؛ اما هنوز ابزاری برای بررسی این مؤلفه تدوین نشده لذا تحقیق حاضر با هدف ساخت، عامل یابی و رواسازی پرسشنامه یادگیری ذهن آگاه در دانشجویان انجام شد. در این تحقیق 256 دانشجو از واحد الکترونیک دانشگاه آزاد تهران به‌صورت بر خط و در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه پاسخ دادند. برای ساخت این پرسشنامه از روش ترکیبی اکتشافی با مدل تدوین ابزار استفاده شد. به‌این‌ترتیب که نخست در بخش کیفی تحلیل متن به شیوه قیاسی-استقرایی از کتاب‌ها ‌و مقالات مرتبط با یادگیری ذهن‌آگاه که از پایگاه‌های گوگل اسکالر و الزویر انتخاب شده بود صورت گرفت و عوامل مؤثر بر یادگیری ذهن‌آگاه از کتاب یادگیری ذهن آگاه (Langer, 2000) با تلفیق گویه‌های پرسشنامه ذهن آگاهی (Baer et al., 2008) و پرسشنامه دانش‌آموزان ذهن آگاه (Renshaw, 2017) استخراج و روی نمونه اولیه اجرا شد. سپس در بخش کمی، به‌منظور تحلیل داده‌ها نخست از تحلیل عاملی تأییدی بهره گرفته شد اما شاخص‌های برازش در گام اول مطلوب نبود که با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به روش تلفیق گویه‌ها، بار دیگر تحلیل عاملی اجرا شد و شاخص‌های برازش، تناسب مدل با داده‌های گردآوری‌شده را تأیید کرد بر این اساس بار عاملی همه نشانگرها بزرگ‌تر از 32/0 بود که بیانگر توان هر یک از بسته‌های تلفیق‌شده گویه‌های پرسشنامه در سنجش عامل‌های پنج‌گانه آن است. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 94/0 بود که همبستگی مثبت و معنادار را بین عامل‌ها و نمره کل یادگیری ذهن آگاه نشان می‌دهد و حاکی از روایی همگرای قابل‌قبول آن است. همچنین پایایی کل آزمون به روش بازآزمایی معادل 79/0 برآورد شد. نتیجه این مطالعه روایی و پایایی مناسب پرسشنامه یادگیری ذهن‌آگاه در دانشجویان است که برای سنجش و پژوهش این مؤلفه قابل‌استفاده است.
در این تحقیق 256 دانشجو از واحد الکترونیک دانشگاه آزاد تهران به صورت بر خط و در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه پاسخ دادند. برای ساخت این پرسشنامه از روش ترکیبی اکتشافی با مدل تدوین ابزار استفاده شد. به این ترتیب که نخست در بخش کیفی تحلیل متن به شیوه قیاسی-استقرایی از کتابها ‌و مقالات مرتبط با یادگیری ذهن‌آگاه که از پایگاههای گوگل اسکالر و الزویر انتخاب شده بود صورت گرفت و عوامل موثر بر یادگیری ذهن‌آگاه از کتاب یادگیری ذهن آگاه(E. J. Langer, 2000) با تلفیق گویه های پرسشنامه ذهن آگاهی(Baer et al., 2008)وپرسشنامه دانش آموزان ذهن آگاه(Renshaw, 2017) استخراج و روی نمونه اولیه اجرا شد. سپس در بخش کمی، به منظور تحلیل داده ها نخست از تحلیل عاملی تاییدی بهره گرفته شد اما شاخص‌های برازش در گام اول مطلوب نبود که با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به روش تلفیق گویه ها، بار دیگر تحلیل عاملی اجرا شد و شاخص‌های برازش، تناسب مدل با داده های گردآوری شده را تایید کرد براین اساس بار عاملی همه نشانگرها بزرگتر از 32/0 بود که بیانگر توان هر یک از بسته های تلفیق شده گویه های پرسشنامه در سنجش عامل های پنج گانه آن است. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 94/0بود که همبستگی مثبت و معنادار را بین عامل ها و نمره کل یادگیری ذهن آگاه نشان می‌دهد و حاکی از روایی همگرای قابل قبول آن است. همچنین پایایی کل آزمون به روش بازآزمایی معادل 79/0 برآورد شد.
نتیجه این مطالعه روایی و پایایی مناسب پرسشنامه یادگیری ذهن‌آگاه در دانشجویان است که برای سنجش و پژوهش این مولفه قابل استفاده است.

بررسی ویژگی‌‌های روان‌سنجی پرسشنامه انگیزه فرزند‌پروری

صفحه 219-243

https://doi.org/10.22054/jem.2026.75647.3493

فاطمه باقری حسین آبادی، کوروش محمدی، کیومرث بشلیده

چکیده هدف این پژوهش، بررسی ویژگیهای روان‌سنجی و ساختار عاملی نسخه فارسی «پرسشنامه انگیزه فرزندپروری» در میان والدین ایرانی بود. این مطالعه یک پژوهش توصیفی از نوع مقطعی و روان سنجی بود. جامعه آماری شامل والدین ساکن استان هرمزگان می‌شد که از میان آن ها 300 نفر (شامل مادران و پدران) به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. پس از تأیید روایی محتوا توسط متخصصان، برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و همبستگی درون‌خوشه‌ای استفاده شد. برای بررسی روایی پرسشنامه انگیزه فرزندپروری، از روش روایی سازه استفاده شد. تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم‌افزار AMOS بر روی گویه‌های این پرسشنامه انجام گرفت. برای انجام این تحلیل، از برآورد حداکثر درست‌نمایی استفاده شد و مدل دو عاملی مورد آزمون قرار گرفت. در مدل دو عاملی، انگیزه فرزندپروری مستقل به عنوان عامل اول و انگیزه فرزندپروری کنترل شده به عنوان عامل دوم تعیین شدند. یافته‌ها نشان داد که ماده‌های ۴ و ۶ به دلیل همپوشانی مفهومی در بافت فرهنگی ایران و همبستگی قوی با هر دو عامل، شاخص‌های برازش مدل را کاهش دادند و از این رو در تحلیل عاملی تأییدی کنار گذاشته شدند. برای بررسی اینکه آیا پرسشنامه از دو عامل مجزا تشکیل شده است یا اینکه تمامی گویه‌ها یک عامل را می‌سنجند، از روش روایی افتراقی استفاده شد. نتایج مطالعه روایی افتراقی نیز نشان داد که گویه‌های پرسشنامه، دو عامل مجزا یعنی انگیزه فرزندپروری مستقل و انگیزه فرزندپروری کنترل شده را می‌سنجند. ضرایب آلفای کرونباخ برای عامل انگیزه مستقل (87/0)، انگیزه کنترل‌شده (82/0) و کل پرسشنامه (80/0) حاکی از پایایی مطلوب ابزار بود. این پژوهش نشان می‌دهد که نسخه فارسی این پرسشنامه ابزاری معتبر و پایا برای سنجش انگیزه‌های فرزندپروری در جامعه ایران است.