نویسنده = علی دلاور

مخاطره الگوریتم متروپلیس هستینگز روبینز مونرو در مدل‌های چندارزشی چند‌بعدی نظریه سوال پاسخ با در نظر گرفتن نقش داده های گمشده

دوره 15، شماره 57، پاییز 1403، صفحه 7-31

https://doi.org/10.22054/jem.2023.65417.3334

مهدی مولایی یساولی، علی دلاور، محمد عسگری، جلیل یونسی، وحید رضایی تبار

چکیده کارایی و سوگیری برآورد پارامترها، در اندازه گیری های علوم رفتاری یکی از مهمترین موضوعات روانسنجی است. وجود الگوریتم های گوناگون مانند MHRM و کاربرد آنها در آزمون‌های دارای داده گمشده، یکی از چالش‌های موجود در حوزه مدل های نظریه سوال پاسخ است. هدف این پژوهش بررسی مخاطره الگوریتم MHRM در مدل های چند بعدی نظریه سوال پاسخ در داده‌های چند ارزشی با در نظر گرفتن مکانیزم و میزان داده گمشده متفاوت، بود. روش پژوهش مورد استفاده آزمایشی و با استفاده از طرح پس آزمون چند گروهی بود. نمونه مورد مطالعه براساس مطالعات شبیه سازی تحت شرایط مختلف متغیرهای مستقل (نوع الگوریتم، نوع داده گمشده و میزان داده گمشده) در 27 حالت با 100 تکرار برای هر کدام، ایجاد شد. مدل مورد استفاده مدل پاسخ مدرج چندبعدی و پارامترهای مورد بررسی شیب و آستانه سوالات بود. جهت بررسی مخاطره هر یک از پارامترها در حالت های مختلف آزمایشی شاخص میانگین توان دوم خطاها (MSE) مورد استفاده قرار گرفت. جهت تولید و تحلیل داده ها ار نرم افزار آماری R استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد الگوریتم MHRM در قیاس با الگوریتم های EM و MCEM دارای مخاطره برآورد کمتری است. همچنین نتایج نشان داد که در میزان مخاطره پارامترهای شیب و آستانه، بین سه مکانیزم متفاوت داده های گمشده تفاوت معنی داری وجود دارد ولیکن در رابطه با متغیر مستقل میزان داده های گمشده، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین نوع الگوریتم و مکانیزم گمشدگی نیز تعامل معنی داری وجود داشت که حکایت از عملکرد مطلوب الگوریتم MHRM داشت. در نتیجه زمانی که از این الگوریتم استفاده می شود، میانگین و واریانس MSE پارامترهای شیب و آستانه در هر سه مکانیزم گمشدگی، همزمان که کاهش می یابند، به یکدیگر نزدیک نیز می شوند. پس می توان گفت کاربرد الگوریتم MHRM در داده های با میزان داده گمشده بالا و انواع گمشدگی، ضروری است. بنابراین، به پژوهشگران توصیه می شود که از الگوریتم MHRM در تحلیل داده های با ساختار پیچیده از قبیل میزان داده گمشده بالا و انواع مکانیزم گمشدگی بهره گیرند.

کنش افتراقی سؤالات پرسشنامه بیگانگی تحصیلی در دانشجویان رشته‌های روانشناسی و علوم تربیتی بر اساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی

دوره 14، شماره 54، زمستان 1402، صفحه 6-27

https://doi.org/10.22054/jem.2024.59468.2161

زهرا جهانبخش، نور علی فرخی، جلیل یونسی

چکیده مطالعات زمینه‌یابی که خصیصه‌های مکنون و حالات افراد مانند نگرش را اندازه‌گیری می‌کنند، اغلب به‌منظور افزایش دقت اندازه‌گیری از مقیاس‌ها استفاده می‌کنند. هدف از این مطالعه بررسی کنش افتراقی (DIF) سؤالات پرسشنامه بیگانگی تحصیلی بر اساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی دانشجویان در چارچوب نظریه سؤال پاسخ (IRT) بود. تحلیل کنش افتراقی سؤال (DIF) در مورد کارکرد سؤالات مقیاس، بررسی می‌کند که آیا در زیرگروه‌هایی که دارای اندازه یکسانی از خصیصه مورداندازه‌گیری هستند، احتمال طبقات پاسخ برابر است. افراد نمونه‌ای که پرسشنامه بر روی آن‌ها اجرا شد، 1100 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده‌های دارای رشته‌های روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه‌های شهر تهران بودند. داده‌های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه بیگانگی تحصیلی (بورباچ، 1972) به‌صورت طیف لیکرت با مقیاس 4 درجه‌ای کاملاً مخالفم (1)، تا حدی مخالفم (2)، تا حدی موافقم (3)، کاملاً موافقم (4) به دست آمد. این پرسشنامه دارای سه زیرمقیاس انزوا، بی‌معنایی، ناتوانی بود. به‌منظور تشخیص کنش افتراقی سؤالات پرسشنامه بیگانگی تحصیلی از رویکرد نسبت درستنمایی (IRT-LR) مبتنی بر مدل پاسخ مدرج استفاده شد. تحلیل بر اساس جنسیت و مدت اشتغال به تحصیل با چهار سؤال لنگر انجام شد. تنها 3 مورد از سؤالات بر اساس متغیر جنسیت و 2 مورد از سؤالات برای متغیر مدت اشتغال به تحصیل بعد از تصحیح بونفرونی دارای DIF معنادار شناسایی شدند. وقوع DIF در برخی از گویه‌ها ممکن است در بافت فرهنگی دانشگاه‌ها ریشه داشته باشد. محتمل است در برخی موارد سوگیری‌های جنسیتی، نگرش اساتید، سیاست‌های مدیریتی دانشگاه و به‌طورکلی عدالت آموزشی منشأ احساس بیگانگی تحصیلی در دانشجویان باشد.

تحلیل محتوای کتاب درسی ریاضی پایه هفتم، از منظر فرآیند ساخت مفهوم متغیر و عبارت‌های جبری

دوره 14، شماره 53، پاییز 1402، صفحه 58-79

https://doi.org/10.22054/jem.2023.44711.1941

فاطمه الزهرا حیدری، نسیم اصغری، علی دلاور

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی نحوه ساخت مفهوم متغیر و عبارت‌های جبری، در کتاب درسی ریاضی پایه هفتم، بر اساس نظریه‌های ساخت مفهوم Sfard (1991) و Tall and Gray (1994) است. این تحقیق، با رویکرد تفسیری از نوع کیفی است. روش مورداستفاده، روش تحلیل محتوا است. ازنظر هدف در گروه تحقیقات کاربردی و ازنظر جمع‌آوری و کنترل متغیرها در گروه تحقیقات غیرآزمایشی قرار دارد. فصل سوم کتاب ریاضی پایه هفتم، شامل 4 بخش الگوهای عددی، عبارت‌های جبری، مقدار عددی یک عبارت جبری و معادله است که این پژوهش به بررسی روند ساخت مفاهیم جبری در دو بخش متغیر و عبارت‌های جبری، می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آموزش این دو مفهوم به‌گونه‌ای است که فرصت آموزشی لازم برای مرحله فشرده‌سازی (مرحله دوم ساخت مفهوم) پیش‌بینی نشده است و این مرحله، اغلب حذف شده است. همچنین در روند آموزشی، فرصت عبور از مرحله فشرده‌سازی به مرحله شی انگاری (مرحله سوم) فراهم نشده است. بنا بر نظریه گری و تال، ساخت مفهوم در مرحله رویه مانده و به مرحله آخر یعنی درک مفهوم نرسیده است؛ بنابراین با توجه به نظریه‌های ساخت مفهوم، مراحل درک ساختاری و مفهومی برای متغیر و عبارت‌های جبری در نگارش کتاب درسی پیش‌بینی نشده است.

کاربرد مدل دو پارامتری لوجیت آشیانه‌ای در شناسایی منابع DIF در سؤال‌های چندگزینه‌ای

دوره 14، شماره 51، بهار 1402، صفحه 124-163

https://doi.org/10.22054/jem.2021.38853.1882

حسن مشتاقیان ابرقوئی، محمد رضا فلسفی نژاد، علی دلاور، نورعلی فرخی

چکیده مشخص کردن گزینه‌های انحرافی به‌عنوان منابع کنش افتراقی سؤال (DIF) در سؤال‌های چند ارزشی اهمیت بسزایی برای طراحان و تحلیل گران سؤال دارد. هرچند DIF روش ‌معمول بررسی تغییرناپذیری اندازه‌گیری است؛ این رویکرد به‌خصوص در سؤال‌های چندگزینه‌ای با چالش‌ها و محدودیت‌هایی همراه است. هدف این مطالعه، ارزیابی رویکرد لوجیت آشیانه‌ای (NLM) در شناسایی سؤال‌های حاوی کنش افتراقی گزینه‌های انحرافی (DDF) با استفاده از روش تحقیق آزمایشی (داده‌های شبیه‌سازی) و روش توصیفی-تحلیلی (داده‌های واقعی) بود. 6 سؤال، تحت شرایط مختلف دشواری و شیب، توزیع توانایی، وجود یا نبود کنش افتراقی و بزرگی DIF/DDF با نمونه‌ای به حجم 2000 و با 50 تکرار شبیه‌سازی شد. همچنین، داده‌های فرم D آزمون ریاضی کنکور 1397 با نمونه‌ای تصادفی به حجم 2000 مرد و زن، نمونه واقعی را تشکیل می‌داد. بر اساس نتایج تحلیل داده‌های شبیه‌سازی: رویکرد لوجیت آشیانه‌ای به‌طور متوسط 88 درصد سؤال‌های DIF دار و 97 درصد سؤال‌های DDF دار تحت شرایط مختلف را آشکار نمود. نرخ خطای نوع اول در اغلب شرایط بسیار نزدیک به ارزش‌های مورد انتظار نظری بود هرچند در شرایط توزیع نابرابر، مقداری تورم خطا نشان داد. بر اساس یافته‌های شبیه‌سازی، نرخ تشخیص کنش افتراقی متأثر از پارامترهای سؤال (دشواری و شیب) بود و با افزایش سطح DIF و یا DDF نرخ رد افزایش می‌یافت. مبتنی بر تحلیل داده‌های واقعی، 2 سؤال به‌طور هم‌زمان هردوی DIF (بزرگ و متوسط) و DDF (جزئی تا متوسط) را به نمایش گذاشت، درحالی‌که در رویکرد رقیبِ پاسخ اسمی، 11 سؤال به‌عنوان سؤال با کنش افتراقی شناسایی شد؛ بنابراین همان‌طور که انتظار می‌رفت رویکرد NLM مبتنی بر استراتژی «تقسیم‌بر گزینه‌های انحرافی» تعداد سؤال‏های کمتری را به‌عنوان DIF / DDF دار ردگیری نمود. رویکرد دومرحله‌ای مدل لوجیت آشیانه‌ای، ضمن تفکیک آزمون DDF از DIF، امکان ارزیابی روشن از اینکه آیا گزینه‌های انحرافی مسئول احتمالی DIF هستند را میسر می‌سازد. ازآنجاکه آزمون‌های سرنوشت‌ساز نقش ویژه‌ای در گزینش افراد دارند و تحلیل‌های DIF و DDF جایگاه ویژه‌ای در تعیین اعتبار و نامتغیر بودن اندازه‌گیری سؤال‌های این آزمون‌ها دارند، پیشنهاد می‌شود جهت سرند کردن سؤال‌های سودار تحلیل‌های جامع DIF / DDF مبتنی بر رویکردهای لوجیت آشیانه‌ای مورداستفاده قرار گیرد.

ارائه مدل پیش بینی صمیمیت زوجین بر روی زنان متأهل مراجعه کننده به خانه های سلامت شهر تهران

دوره 12، شماره 43، بهار 1400، صفحه 181-221

https://doi.org/10.22054/jem.2021.51574.2032

زهرا جانی، علی دلاور، ابوالفضل کرمی، بهزاد شوقی

چکیده پژوهش حاضر توصیفی و از نوع طرحهای همبستگی و روش مدلیابی معادلات ساختاری بود؛ جامعه آماری زنان متأهل
مراجعه کننده به خانههای سلامت شهر تهران سال ۸۹۳۱ بودند. حجم نمونه موردنظر 044 نفر و روش نمونه گیری پژوهش
تصادفی خوشهای چند مرحلهای بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه صمیمیت زوجین ووندن بروک و هانس برتمن؛ پرسشنامه تمایزیافتگی خود، پرسشنامۀ رضایت جنسی هادسون، پرسشنامه باورهای ارتباطی، پرسشنامۀ تعهد زناشویی آدامز و جونز وپرسشنامه کیفیت روابط زناشویی بود. یافتههای مدل سازی معادلات ساختاری حاکی از آن بود که اثر تمایزیافتگی بر<4/ 4 است 40 / صمیمیت زوجین برابر با 440 P 4 است که در - / (؛ تأثیر باورهای ارتباطی بر صمیمیت زوجین برابر با ۸00>4/ سطح 4۸ p < معنیدار است؛ همچنین اثر مستقیم باورهای ارتباطی از نظر آماری معنی دار نبود 40 p و اثر مستقیم باورهای> 4 از نظر آماری معنی دار بود 4۸ / ارتباطی بر کیفیت زناشویی با مقدار ۸۹0 p 4 بر / . رضایت جنسی دارای اثر مستقیم ۹۸0>4/ صمیمیت زوجین است که از نظر آماری معنی دار بود 4۸ p 4 بر تعهد / ؛ همچنین رضایت جنسی دارای اثر مستقیم 0۳>4/ زناشویی بود که در سطح 4۸ p 4 است که در سطح / معنی دار است و بر کیفیت زناشویی نیز درای اثر معنی دار 00۸>4/4۸ p 4 بر صمیمیت زوجین است که در / معنی دار بود؛ همچنین مششخص شد که تعهد زناشویی دارای اثر مستقیم ۹0۸>4/ سطح 4۸ p >4/ 4 بر صمیمیت زوجین بود که در سطح 4۸ / معنی دار بود؛ کیفیت زندگی دارای اثر مستقیم ۸۹0 p معنی دار است؛ از یافتههای پژوهش میتوان در برنامههای مشاورهای برای بهبود صمیمیت زوجین بهره جست.

دقت آماره U(poly) در شناسایی الگوهای پاسخ ناهمسان موجود در داده‌های چند‌ارزشی

دوره 11، شماره 39، بهار 1399، صفحه 41-60

https://doi.org/10.22054/jem.2020.45213.1945

طیبه دهقان نیری، علی دلاور، نورعلی فرخی، احمد برجعلی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی دقت آماره پارامتریک Up در شناسایی سبک ­های پاسخ ­دهی شایع در داده­ های چند­ارزشی بود که با استفاده از مدل امتیاز پاره­ای­ راش، داده­ ها­ی پنج گزینه ­ای با 25 تکرار، شبیه ­سازی شدند. چهار سبک پاسخ­دهی؛ انتخاب گزینه انتهایی مثبت، منفی، تصدیق کردن و انتخاب گزینه میانی در موقعیت­ های مختلف (حجم نمونه، طول پرسشنامه­، درصد سؤال‌ها با الگوهای پاسخ ناهمسان و ­درصد افراد با سبک­های پاسخ ­دهی) مورد بررسی قرار گرفت. یافته­ های پژوهش نشان دادند که متوسط دقت آماره Up در شناسایی سبک­ های پاسخ ­دهی در تمامی موقعیت­ ها در انتخاب گزینه انتهایی مثبت و منفی بالا است؛ در مقابل، توانایی شناسایی سبک پاسخ ­دهی انتخاب گزینه میانی را ندارد و همچنین عملکرد این آماره در شناسایی تصدیق پایین می­باشد. بررسی عوامل مؤثر بر دقت آماره برازش شخص نیز نشان داد که به‌طورکلی با افزایش حجم نمونه، تعداد سؤالات پرسشنامه و درصد سؤال‌های ناهمسان، دقت آماره Up بیشتر می­شود؛ در­مقابل با افزایش درصد پاسخ ­دهندگان دارای سبک پاسخ ­دهی، دقت این آماره کاهش می­ یابد؛ بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش در شرایطی که احتمال سبک پاسخ­ دهی انتخاب گزینه انتهایی مثبت یا منفی وجود دارد، پژوهشگران می­ توانند با توجه به حجم نمونه و طول پرسشنامه از آماره Up استفاده کنند.

طراحی برنامه آموزش مفاهیم ریاضی مبتنی بر رایانه به منظور بهبود ادراک دیداری فضایی دانش‌‌آموزان و مقایسه‌ی اثربخشی آن با روش آموزش سنتی

دوره 10، شماره 36، تابستان 1398، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22054/jem.2019.9805

مهرنوش فرهنگ رنجبر، فریبرز درتاج، اسماعیل سعدی پور، علی دلاور

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر طراحی برنامه آموزش‌ مفاهیم ریاضی مبتنی بر رایانه به منظور بهبود ادراک دیداری فضایی دانش‌آموزان دارای اختلال ریاضی و مقایسه اثربخشی آن با روش آموزش‌ سنتی بوده است. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون  و پس آزمون  با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان پسر مشغول به تحصیل در دبستان‌های دولتی دوره اول ابتدایی منطقه پانزده شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 بوده است. حجم نمونه این پژوهش شامل 45 نفر است که به روش نمونه گیری هدفمند انجام گرفت که در این میان 15 دانش آموز در گروه آزمایش برنامه آموزشی رایانه ای،15 دانش آموز در گروه آزمایش   به روش سنتی و 15 دانش آموز در گروه کنترل جای گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های این پژوهش از آزمون  کولموگروف – اسمیرنف و شاپیروویلک، تی مستقل و کواریانس استفاده شده است. ابزار پژوهش شامل آزمون  ادراک دیداری فضایی فراستیگ با سطح پایایی 69/0 و برنامه آموزشی رایانه ای با سطح پایایی 71/0 بوده است. مقایسه میانگین‌های تعدیل شده نمرات ادراک دیداری- فضایی گروه‌ آزمایش با کنترل اختلاف نمره 93/22 نمره ای را نشان ‌می‌دهد که در سطح 001/0 معنی دار می باشد. با جمع بندی این نتایج می توان بیان نمود که آموزش‌ از طریق برنامه آموزشی مفاهیم ریاضی مبتنی بر رایانه بر بهبود ادراک دیداری - فضایی دانش‌آموزان موثر بوده است. مقایسه میانگین‌های تعدیل شده نمرات ادراک دیداری- فضایی گروه‌های سنتی با برنامه آموزشی اختلاف نمره 130/11 نمره ای را نشان ‌می‌دهد که در سطح 001/0 معنی دار می باشد. این تفاوت‌ها به شکلی است که همواره میانگین گروه برنامه آموزشی رایانه ای بیشتر از گروه سنتی است.

تاثیر مدل وزن دهی بر نمره کل سازی سوابق تحصیلی و رتبه بندی داوطلبان ورود به دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور

دوره 10، شماره 35، بهار 1398، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22054/jem.2018.27361.1655

میثم صادقی، محمد رضا فلسفی نژاد، علی دلاور، نورعلی فرخی، احسان جمالی

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی وزن هریک از دروس سوابق تحصیلی و نمره کل سازی براساس رویکرد روانسنجی مدل پیوسته IRT و رویکردهای مبتنی بر نظر متخصصان تاپسیس و AHP، و همچنین مقایسه اثر مدل وزن دهی بر رتبه بندی و پایایی روش های وزن دهی و نمره کل سازی سوابق تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر ترکیبی بود. به منظور اجرای پژوهش در بخش اول 11 آیتم(دروس) سوابق تحصیلی از گروه متخصصان مورد نظرخواهی قرار گرفت و با استفاده از تکنیک های تاپسیس و AHP وزن دهی و اولویت بندی شد. در بخش دوم نمرات دروس نهایی سال سوم متوسطه داوطلبان و پذیرفته شدگان رشته های روانشناسی و مشاوره در دگروه علوم انسانی از سازمان سنجش دریافت شد و جهت برآورد نمرات تتا استفاده شد. به منظور مقایسه ی مدل های مختلف وزن دهی و نمره کل سازی، ابتدا گروه نمونه براساس نمرات حاصل از هر سه رویکرد رتبه بندی شده، و از لحاظ شاخص های پراکندگی و میزان تفاوت رتبه ها مقایسه شد. نتایج مقایسه سه رویکرد نشان داد بیشترین واریانس مربوط به روش نمره کل سازی با مدل پیوسته IRT است. نتایج تحلیل آماری مبنی بر آزمون ویل کاکسون جهت مقایسه متوسط رتبه ها نشان داد در حجم نمونه ی کم روش وزن دهی به هر سه روش نسبت به روش وزن های یکسان تفاوت معنادار در رتبه ها ایجاد می کند و بنابراین مدل وزن دهی در رتبه بندی داوطلبان در حجم نمونه کم تاثیر می گذارد. اما بین سه مدل وزن دهی تفاوت معناداری در رتبه بندی داوطلبان مشاهده نمی شود. همچنین نتایج نشان داد در حجم نمونه بالا(2000 نفر) روش وزن دهی به هر سه روش نسبت به روش وزن های یکسان تفاوت معنادار در رتبه ها ایجاد می کند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد نمرات بدست آمده از مدل پیوسته IRT نسبت به دو روش دیگر در رتبه بندی داوطلبان تاثیر متفاوتی می گذارد . نمرات روش IRT پایایی بالاتری نسبت به روش های مبتنی بر نظر خواهی از متخصصان دارد. با این وجود به نظر نمی رسد روش وزن دهی بر میزان پایایی نمرات تاثیر معناداری داشته باشد.

ارزشیابی بسته آموزشی متمرکز بر شفقت و ذهن آگاهی و تاثیر آن بر فعال سازی خودکارآمدی

دوره 9، شماره 33، پاییز 1397، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22054/jem.2019.38624.1889

مریم ولی زاده، فریبرز درتاج، علی دلاور، کبری حاجی علیزاده

چکیده شفقت و ذهن آگاهی به عنوان مبنایی برای ارزشیابی روان شناختی ، جهت ارزیابی و فعالسازی متغیر مورد نظر، با توجه به اینکه در پیشینه تحقیقات بر آن شدیم تا تاثیر بسته آموزشی برفعالسازی مولفه مورد نظر را به عنوان آموزشی موثر، با تمرکز زدایی از مولفه های منفی تعیین نماییم. بدین منظور 297 نفر از همه زنان تحت حمایت یک خیریه در شهرستان رودبار بر اساس جدول مورگان در سال (۱۳۹۶) را که دارای تشخیص افسردگی بر اساس کسب نمره حداقل۱۲ در تست افسردگی بک، بودند را تعیین کرده، که با روش نمونه گیری تصادفی هدفمندانتخاب شده بودند . ودر یک گروه مداخله۱۵(نفره) و یک گروه کنترل۱۵( نفره)جایگرین شدند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. ابزار مورد استفاده پرسشنامه خود کار آمدی شرر(شرر. مادوکس. مرکاندانته. پرنتیس.۱۹۸۲)، بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان دهنده تاثیر معنا دار این بسته آموزشی بر افزایش خود کار آمدی در زنان افسرده سرپرست خانوار بود. فرضیه های پژوهش در سطح معنا داری (0/001>p) تایید شدند.

کاربست رویکرد چندسطحی در تعیین نقش مولفه‌های ناکارآمد فراشناختی در گرایش دانش‌آموزان به مصرف مواد

دوره 9، شماره 32، تابستان 1397، صفحه 1-15

https://doi.org/10.22054/jem.2019.6811.1226

سمیه پوراحسان، محمد رضا فلسفی نژاد، علی دلاور، نورعلی فرخی، احمد برجعلی

چکیده هدف از انجام این پژوهش، کاربست رویکرد چندسطحی درتعیین نقش مولفه‌های ناکارآمد فراشناختی مرتبط با گرایش به مصرف دانش-آموزان استان کرمان بود. روش این تحقیق همبستگی بود و برای انجام این تحقیق 1000 نفر از دانش‌آموزان استان کرمان با روش نمونه-گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌های آمادگی اعتیاد زرگر، پرسشنامه فراشناختی ولز استفاده شد. نتایج رویکرد چندسطحی با استفاده از مدل آنووای یک‌راهه با اثرات تصادفی نشان داد که چهار مولفه (باورهای مثبت در مورد نگرانی، باورهای منفی در مورد نگرانی، اطمینان‌شناختی پایین و خودآگاهی‌شناختی) واریانس گرایش به اعتیاد را حدود 49 درصد در سطح مدرسه تبیین کرد. همچنین مدل عرض از مبدا تصادفی، 12 درصد از واریانس سطح دانش‌آموز را در گرایش به مصرف مواد تبیین می‌کنند، معناداری خی‌دو با مقدار 37/983 در سطح معناداری (P<0/001) در اینجا نشان‌دهنده تغییر معنادار مدل پوچ و مدل 1 است در پاسخ به این سوال که چقدر رابطه بین گرایش به سوءمصرف مواد و مولفه‌های سطح دانش‌آموزان در بین مدارس مشابه است از مدل کامل با متغیرهای سطح دانش‌آموز و مدرسه یعنی مدل 2 استفاده شد. در مدل 2 نتایج نشان داد که در سطح مدرسه میانگین باور‌ مثبت و خودآگاهی شناختی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه معناداری دارد ولی میانگین اطمینان‌‌شناختی و باورمنفی با گرایش به سوءمصرف رابطه معناداری ندارد در حالی‌که در سطح دانش‌آموزان اطمینان‌‌شناختی و باورمنفی با گرایش به مصرف مواد رابطه معناداری در سطح (P<0/01) دارد. در مجموع می‌توان بیان داشت که در زمینه متغیرهای مرتبط با نمونه‌هایی که ماهیت آشیانه‌ای دارند، لزوم استفاده از همه سطوح در تحلیل داده‌ها الزامی است.

معرفی و کاربرد نظریه رویه و تحلیل کوچک‌ترین فضا: مورد مطالعه تمرین‎های مرکز ارزیابی

دوره 8، شماره 30، زمستان 1396، صفحه 1-17

https://doi.org/10.22054/jem.2018.23173.1570

عنایت اله زمانپور، علی دلاور، نورعلی فرخی، محمدعلی بابایی زکلیکی

چکیده زمینه: اگرچه امروزه تحلیل‌های آماری تک متغیره جای خود را به تحلیل‌های پیچیده چندمتغیره با مفروضاتی سخت‌گیرانه داده‌اند، ولی این روش‌ها نمی‌توانند به خوانندگان درک روشن و مطمئنی از این مفاهیم ارائه کنند؛ چراکه روش‌های آماری یادشده بسان قالبی از پیش تعیین شده‌اند و بدون توجه به معانی و مفاهیم سازه‌های پژوهش، به برآوردن اهدافی از قبل تعیین شده می‌پردازند و نیاز به روش‌های تفسیرپذیرتر کاملاً محسوس است.هدف: معرفی یکی از رویکردهای پژوهش به نام نظریه رویه، اجزا و ساختار آن به همراه کاربرد روش تحلیلی مربوطه (تحلیل کوچکترین فضا) بر روی داده‌های حاصل از تمرین‌های کانون ارزیابی هدف پژوهش حاضر است. یافته‌ها: رویکرد تفسیر پذیر نظریه رویه با استفاده از تحلیل کوچک‌ترین فضا امکان شناسایی رویه‌های مختلف از جمله رویه‌های موقعیت، شیوه پاسخ‌گویی و میزان تعامل را به صورت بازنمود تصویری ارائه ساخته است. نتیجه‌گیری: استفاده از این رویکرد در تحلیل‌های داده‌هایی که ساختار پیچیده انسانی دارند می‌تواند رهگشای بسیار مناسبی در اعتباریابی و تفسیر نزدیک به واقع آنها داشت.

شناسایی صفات زیربنایی سوال‌های آزمون هوش وکسلر‌چهارکودکان بر اساس توانایی-های باریک نظریه کتل-هورن-کارول با استفاده از مدل تشخیصی شناختی ‌جی‌دینا

دوره 8، شماره 28، تابستان 1396، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/jem.2017.24991.1610

نوشیروان محمدی، علی دلاور، نورعلی فرخی، اصغر مینائی

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی صفات زیربنایی آزمون هوش وکسلر کودکان نسخه چهار با توجه به توانایی‌های باریک نظریه کتل-هورن –کارول و با استفاده از مدل تشخیصی شناختی جی‌دینا بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان ابتدایی کشور بودند که به صورت تصادفی خوشه ای 1222 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری نیز آزمون هوش وکسلر کودکان نسخه 4 بود. نتایج تحلیل نشان داد که از بین نزدیک به 70 توانایی باریک که در مدل کتل –هورن-کارول به آنها اشاره شده‌است، 9 توانایی باریک شامل تصویر‌سازی، استقرا، حافظه فعال، اطلاعات عمومی کلامی، دانش واژگانی، انعطاف‌پذیری در مشابهت، فراخنای حافظه، رشد زبانی، استدلال عمومی زنجیره‌ای به عنوان صفت‌های زیر بنایی سوال‌های خرده مقیاس آزمون هوش وکسلر شناسایی شدند. همچنین از بین مدل‌های محدود در مدل عمومی، مدل LLM برای تحلیل داده‌ها با توجه به آماره والد انتخاب شد. بررسی میزان تسلط دانش‌آموزان در صفت‌های شناسایی شده نشان داد که بیشترین میزان تسلط در صفت دانش واژگانی و کمترین میزان تسلط نیز مربوط به انعطاف-پذیری در مشابهت بود. بررسی پارامترهای سوال نیز نشان داد که در سوال‌های آسان هر خرده مقیاس احتمال حدس بالا و در سوال های دشوار هر خرده مقیاس احتمال لغزش بالا بود.

همترازسازی نمرات دروس ریاضی و فیزیک رشتۀ علوم تجربی آزمون کنکور سراسری سال‌های 1388 و 1389 براساس نظریه‌های کلاسیک و جدید اندازه‌گیری

دوره 7، شماره 26، زمستان 1395، صفحه 1-33

https://doi.org/10.22054/jem.2017.2737.1085

شیرین رضوانی فر، محمدرضا فلسفی نژاد، علی دلاور

چکیده هدف پژوهش حاضر همترازسازی نمرات دروس ریاضی و فیزیک رشتۀ علوم تجربی آزمون کنکور سراسری سال‌های 1388 و 1389 براساس نظریه‌های کلاسیک و جدید اندازه‌گیری است. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی است. در این پژوهش سعی شده است با استفاده از طرح گروه‏های همسان و همچنین طرح گروههای ناهمسان با آزمون لنگر و شیوه های همترازسازی خطی، میانگین و همصدک در نظریه کلاسیک و مقایسه آن با نتایج همترازسازی در نظریه جدید اندازه‏گیری، همترازسازی نمرات دروس ریاضی و فیزیک رشته علوم تجربی مورد مقایسه قرار گیرد. نتایج به دست آمده نشان داد که هم در طرح گروه‏های همسان و هم در طرح گروه‏های ناهمسان، شیوۀ هم‏درصدی بدون هموارسازی کمترین خطای استاندارد را داشته و از این بین نیز طرح گروه‏های ناهمسان با شیوۀ هم‏درصدی بدون هموارسازی به نسبت طرح گروه‏های همسان خطای استاندارد کمتری داشت. در ادامه، در نظریه جدید اندازه‏گیری معادل هریک از نمرات دروس ریاضی و فیزیک سال 1388 در سال 1389 ارائه گردید.

تدوین مدل ساختاری برای هوش معنوی بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و بهزیستی ذهنی

دوره 7، شماره 25، پاییز 1395، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22054/jem.2017.249.1010

رقیه اسدی، علی دلاور، نورعلی فرخی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی روابط صفات شخصیت و بهزیستی ذهنی در پیش‌بینی‌هوش معنوی جهت تدوین مدل ساختاری در دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر بود. نمونه‌ای به حجم220 دانشجو در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به روش طبقه‌ای منظم انتخاب و به سه پرسشنامه هوش معنوی‌کینگ(2007)، مقیاس جامع بهزیستی کیز(1998) و فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیتNEO-FFIپاسخ دادند. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرهای مکنون و اندازه‌گیری شده در الگوی مفهومی، از مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات بالا در هوش معنوی از طریق نمرات پایین در روان‌رنجورخویی و نمرات بالا در برون‌گرایی و وجدانی بودن پیش‌بینی شد. در این الگو متغیرهای بهزیستی نقش متغیر میانجی را به عهده داشتند و روان‌رنجورخویی، برون‌گرایی و وجدانی‌بودن با میانجی-گری بهزیستی ذهنی توانستند تغییرات هوش معنوی را پیش‌بینی کنند. در این مدل وزن‌های رگرسیونی مربوط به اثرات مستقیم معنادار نبودند اما وزن‌های رگرسیونی مربوط به اثرات غیر مستقیم و کل متغیرها معنادار بودند و متغیرهای پیش‌بینی کننده الگو 25% از واریانس هوش معنوی را تبیین کردند نتایج پژوهش حاضر نقش ویژگی‌های شخصیتی را در بهزیستی ذهنی و هوش معنوی مورد تأکید قرار می‌دهد.

مدل‌سازی تشخیصی شناختی (CDM) ریاضیات پایه اول دبیرستان

دوره 7، شماره 24، تابستان 1395، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22054/jem.2016.6152

افشین افضلی، علی دلاور، محمدرضا فلسفی نژاد، احمد برجعلی

چکیده مدل‌های تشخیصی شناختی(CDM) مدل‌های متغیر مکنون چندبعدی تأییدی با ساختاری پیچیده هستند. در این پژوهش از این مدل ها برای بررسی وضعیت دانش آموزان پایه اول دبیرستان در درس ریاضیات استفاده شد. سنجش تشخیصی شناختی بر اساس 8 صفت اصلی، شامل 32 سوال بر روی نمونه ای به حجم 509 دانش آموز که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین دانش آموزان شهر تهران انتخاب شده بودند، اجرا گردید. از مدلهای IRT برای تعیین ویژگی های روانسنجی سوالات استفاده شد تجزیه و تحلیل داده ها با به کارگیری مدل DINA در مدلسازی تشخیصی شناختی ریاضیات نشان داد که هشت صفت زیربنایی تبیین کننده عملکرد ریاضی دانش آموزان پایه اول دبیرستان است. بر اساس نتایج پژوهش مشخص گردید که آزمودنی ها تنها در یک صفت از هشت صفت به حد تسلط ( 7/0) دست یافته اند و کمترین میزان تسلط مربوط به مهارت های درک مفهوم تعاریف ( 494/0) ، عملیات پیشرفته ریاضی ( 498/0) و کاربرد آموخته ها در مسائل واقعی (505/0) است.

کاربرد مدل‌سازی معادلات ساختاری PLS در تبیین اثرات متغیرهای جمعیت‌شناختی بر هوش معنوی با میانجی گری بهزیستی ذهنی

دوره 6، شماره 22، زمستان 1394، صفحه 1-39

https://doi.org/10.22054/jem.2017.9044.1274

رقیه اسدی، علی دلاور

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثر متغیرهای تحصیلی، جنسیت و سن بر هوش معنوی با میانجی‌گری بهزیستی ذهنی و با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مجذورات جزئی بود. نمونه‌ای به حجم220 دانشجو در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به روش تصادفی طبقه‌ای که معیار طبقه‌بندی بر اساس جنسیت و مقطع تحصیلی بود، انتخاب و به دو پرسشنامه هوش معنوی‌کینگ(2007) و مقیاس جامع بهزیستی کیز(1998) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که نمرات بالا در هوش معنوی با افزایش تحصیلات، افزایش می‌یابد، به طوری که اثر مستقیم برابر با 2/0=β بود. همچنین تحصیلات با میانجی گری بهزیستی ذهنی اثر غیر مستقیم 12/0=βرا بر هوش معنوی داشت، بر این اساس اثر کلی تحصیلات بر هوش معنوی 32/0=βبه دست آمد. مقطع تحصیلی بر بهزیستی ذهنی اثر معنادار 25/0=β و بهزیستی ذهنی بر هوش معنوی اثر معنادار 5/0=βرا داشتند. اما جنسیت و سن روی هیچ یک از متغیرهای بهزیستی و هوش معنوی اثر معناداری نداشتند. نتایج پژوهش حاضر نقش تحصیلات بر هوش معنوی و بهزیستی ذهنی را تأیید می‌کند.

تدوین یک مدل ساختاری آموزشی به منظور بهینه کردن جذب در نظام بانکداری.

دوره 6، شماره 21، پاییز 1394، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22054/jem.2015.3901

خلیل موفق، علی دلاور، عبداله شفیع آبادی، فریبرز درتاج

چکیده هدف مقاله حاضر تدوین یک مدل ساختاری-آموزشی به منظور بهینه کردن جذب در نظام بانکداری کشور بود.

روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی/توسعه ای و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. به منظور تحقق این هدف از روش تحقیق همبستگی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه افراد دارای پست مدیریتی در صنعت بانکداری جمهوری اسلامی ایران و تعداد کل این افراد 1489 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ای خوشه ای تعداد 305 مدیر از بانک های دولتی، بانک ملی، از بین بانک های تبدیل وضعیتی از دولتی به خصوصی، بانک های ملت و تجارت و از بین بانک-های خصوصی، بانک پاسارگاد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه فرهنگ سازمانی کامرون و کویین (1999)، استراتژی سازمانی کونانت و همکاران (1990)، مدل جذب بامبرگر و مشولم (2000) و پرسشنامه محقق ساخته شایستگی استفاده شد.

یافته: بررسی های حاصل از این مطالعه نشان داد که سه نوع استراتژی تدافعی، تحلیل گر و آینده نگر و سه نوع فرهنگ کنشی، سازنده و تهاجمی بر شایستگی اثر مستقیم معنادار دارد. هم چنین متغیر شایستگی بر سه نوع مدل جذب اثر مستقیم معنادار دارد. علاوه بر این شایستگی دارای اثر واسطه ای بین استراتژی تدافعی و مدل های جذب ترکیبی و خرید، بین استراتژی تحلیل گر و مدل های جذب ترکیبی و خرید، بین استراتژی آینده نگر و مدل های جذب ترکیبی و خرید، بین فرهنگ سازنده و مدل های جذب ترکیبی و خرید است. به ترتیب 38 درصد، 25 درصد، 26 درصد و 37 درصد واریانس متغیرهای شایستگی، مدل جذب ساخت، مدل جذب ترکیبی و مدل جذب خرید توسط متغیرهای ارائه شده در مدل تبیین می شود.

نتیجه: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سه نوع استراتژی تدافعی، تحلیل گر وآینده نگر و سه نوع فرهنگ کنشی، سازنده و تهاجمی بر شایستگی اثر مستقیم معناداری دارد. لذا بر اساس الگوی شایستگی در این تحقیق و به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، تدوین یک بسته آموزشی متناسب با یافته های تحقیق پیشنهاد می گردد.

ساخت، پایاسازی و اعتباریابی آزمون هویت ملی و اجتماعی

دوره 6، شماره 20، تابستان 1394، صفحه 54-95

https://doi.org/10.22054/jem.2015.1798

محمد سلگی، حسین اسکندری، علی دلاور، احمد برجعلی

چکیده چکیده:

مطالعه حاضر با هدف ساخت، پایاسازی و اعتباریابی آزمون هویت ملی و اجتماعی انجام شده است. در این مطالعه، هویت اجتماعی از 3 هویت قومی، هویت دینی و هویت مدرن تشکیل شده است. ابتدا برای هر خرده آزمون مولفه‌ها و سپس سوالات ذیربط آنها تدوین گردید. به جهت کثرت سوالات، اجرای این پرسشنامه حجیم ممکن نبود. لذا سوالات هویت ملی (90 سوال) و هویت قومی (68 سوال) در یک پرسشنامه 158 سوالی و سوالات هویت دینی (72 سوال) و هویت مدرن (72 سوال) در پرسشنامه دیگری با 144 سوال تنظیم گردید. دو پرسشنامه در اجرای مقدماتی روی دانشجویان دانشگاههای تهران اجرا گردید. بعد از اجرا، با استفاده از روش تحلیل گویه‌ها، از پرسشنامه اول (158 سوالی)، 80 گویه حذف و 78 گویه به عنوان سوال مناسب‌تر باقی‌ماند. از 144 گویه پرسشنامه دوم نیز 81 گویه حذف و 63 گویه باقی ماند. بنابراین از 302 گویه، جمعاً 161 گویه حذف گردید. ضریب آلفای پرسشنامه اول (158 سوالی) بعد از تحلیل سوالات 978/0 می‌باشد. در پرسشنامه دوم (144 سوالی)، ضریب آلفا بعد از حذف گویه‌های نامناسب 957/0 می‌باشد. از جمع بست 78 سوال مناسب پرسشنامه اول و 63 سوال مناسب پرسشنامه دوم، پرسشنامه‌ای 141 گویه‌ای شکل گرفت که ضریب آلفای آن 965/0 می‌باشد. این پرسشنامه در اجرای اصلی روی نمونه‌ای مرکب از 410 دانشجوی شهر تهران به اجرا درآمد. برای تحلیل آزمون، از روش تحلیل عاملی استفاده گردید. برای تحلیل عاملی، از روش روایی سازه استفاده شد.
طی فرایند تحلیل عاملی جمعاً 31 عامل شناسایی گردید که 13 عامل آن قابل نام‌گذاری بودند. در خرده آزمون هویت ملی 10 عامل شناسایی شد که 5 عامل آن قابل نام‌گذاری بود. در هویت ملی 9 عامل شناسایی شد که 3 عامل آن قابل نام‌گذاری بود. در هویت دینی 4 عامل شناسایی شد که 2 عامل آن قابل نام‌گذاری بود. در هویت مدرن نیز 8 عامل شناسایی شد که 2 عامل آن معنی‌پذیر بودند.
با عنایت به نتایج این پژوهش، می‌توان گفت که پرسشنامه از پایایی و روایی (اعتبار) مناسبی برخوردار است و عوامل به دست آمده از روش تحلیل عاملی می‌توانند هویت ملی و اجتماعی دانشجویان را به گونه مناسب اندازه‌گیری کنند.

بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس خود‌ناتوان‌سازی

دوره 6، شماره 20، تابستان 1394، صفحه 97-117

https://doi.org/10.22054/jem.2015.1789

محمد سیدصالحی، علی دلاور

چکیده هدف:هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس خودناتوان‌سازی به عنوان یک ابزار مناسب جهت اندازه‌گیری میزان خودناتوان‌سازی دانشجویان است.روش:جامعه آماری مورد نظر همه دانشجویان شهر تهران بود که از بین آنان تعداد 520نفر از چهار دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و پیام نور، در رشته‌های مختلف و به روش دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. مقیاس خودناتوان‌سازی (جونز و رودوالت، 1982) به عنوان ابزار پژوهش به کار گرفته شد. برای بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس خودناتوان‌سازی به تعیین روایی محتوایی، روایی سازه، و همچنین پایایی این آزمون پرداخته شد.یافته‌ها:روایی محتوایی این مقیاس که توسط 5 تن از متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. در تحلیل عاملی اکتشافی سؤالات مقیاس روی سه عامل بار شدند و نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که این مدل سه عاملی با داده‌ها  برازش دارد. همسانی درونی عوامل با کل مقیاس بسیار بالابود و همچنین تحلیل سؤالات حاکی از همسانی درونی بالا بین سؤالات و کل مقیاس بود. میزان پایایی با روش آلفای کرونباخ 918/0 و با روش دونیمه کردن 767/0 به دست آمد.بحث و نتیجه‌گیری:مقیاس خودناتوان‌سازی دارای ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوبی برای جامعه دانشجویان می باشد. پایایی این مقیاس بسیار بالا بوده و مدل سه عاملی مطرح شده در پژوهش از روایی سازه مناسبی برخوردار است که به پژوهشگران کمک می کند تا بتوانند با استفاده از این ابزار به ویژه در جامعه دانشجویان به اندازه‌گیری متغیر خودناتوان‌سازی بپردازند.

فراتحلیل مطالعات تاثیر درمان‌های غیردارویی بر کاهش نشانه‌های اختلال نارسایی‌توجه/ بیش‌فعال

دوره 6، شماره 19، بهار 1394، صفحه 69-101

https://doi.org/10.22054/jem.2015.1715

علی دلاور، کامران گنجی، سعیده تقوی

چکیده هدف پژوهش حاضر فرا‌تحلیل مطالعات اثربخشی درمان­های غیر دارویی بر کاهش نشانه­های اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در ایران بود. روش پژوهش حاضر از نوع فراتحلیل است، از این رو با استفاده از پایگاه­های اطلاعاتی داخلی و خارجی نسبت به یافتن و جمع­آوری تمام گزارش­های پژوهشی اقدام شد. نمونه مطالعات مورد استفاده شامل 31 مطالعه انجام شده از 1379 تا سه ماهه اول 1392 در سراسر ایران بود که 1118 نفر آزمونی را در بر می‌گرفت. داده‌های حاصل از این31 مطالعه با روش اندازه اثر تفاوت میانگین استاندارد شده یا d کوهن (1988؛ هومن، 1387) برای مدل اثرهای ثابت مورد فرا‌تحلیل قرار گرفتند. تمام عملیات آماری با استفاده از ویرایش دوم نرم‌افزار جامع فرا‌تحلیل (بورنشتین، هدز، هیگینز و روتشتین، 2005؛ ترجمه دلاور و گنجی، 1391) انجام شد. یافته‌ها نشان دادند که میانگین اندازه اثر کلی مطالعات مورد بررسی برای مدل اثرات ثابت برابر 073/1 و برای اثرات تصادفی برابر 226/1 می­باشد که هر دو در سطح 0.001 معنادار هستند. با توجه به این که اندازه­های اثر ناهمگون بودند، نسبت به جست و جوی متغیرهای تعدیل کننده اقدام شد. یافته­ها نشان داد که بین اندازه اثر مطالعات مورد بررسی با توجه به طرح پژوهش تفاوت معناداری وجود نداشت، اما بین اندازه اثر مطالعات مورد بررسی در زمینه اثربخشی درمان­های غیر دارویی بر کاهش نشانه­های اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی با توجه به جنسیت و سن آزمودنی­ها، نوع متغیر مستقل و تعداد جلسه­های آموزشی/درمانی تفاوت معناداری وجود داشت. درمان­های غیر دارویی در جلسه­های متعدد و در سنین پایین می­تواند نشانه­های اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی افراد را بهبود بخشیده و کاهش دهد.

ارائه مدلی برای انتخاب مدیران بخش صنعت سازمانهای صنعت، معدن و تجارت با استفاده از ای اچ پی فازی

دوره 5، شماره 18، زمستان 1393، صفحه 21-44

https://doi.org/10.22054/jem.2015.788

محمدرضا محمدی سلیمانی، علی دلاور، فریبرز درتاج، بهرام صالح صدق پور، شهرزاد سنجری

چکیده زمینه: روانشناسان صنعتی/ سازمانی به این نکته پی برده اند که موفقیت و شکست یک سازمان به طور گسترده به کیفیت رهبران آن وابسته است. روانشناسان نتیجه گیری نمودند که اثربخشی رهبری ممکن است نه فقط به ویژگی های فردی رهبران بلکه به نیازها و ویژگیهای آنها در ارتباط باشد.  هدف: هدف از اجرای این تحقیق ارائه مدلی برای انتخاب مدیران بخش صنعت سازمانهای صنعت، معدن و تجارت با استفاده از ای اچ پی فازی می باشد. روش: تعداد 36 نفر از روسای سازمانهای صنعت، معدن و تجارت کشور میزان اهمیت هر کدام از شاخص ها را نسبت به شاخصهای دیگر در یک پرسشنامه طراحی شده بر اساس مقیاس زوجی تعیین نموده اند و سپس اطلاعات از طریق نرم افزار متلب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس یافته ها "مهارتهای ارتباطی" مهم ترین ویژگی مدیران می باشد،"قابلیت انجام کار تیمی" مهم ترین ظرفیت و قابلیت مدیران می باشد، " توانایی متقاعدکردن دیگران " مهم ترین مهارت ارتباطی مدیران می باشد، "برنامه ریزی" مهم ترین مهارت تصمیم گیری مدیران می باشد، "ریسک پذیری" مهم ترین مهارت مدیریتی مدیران می باشد و "کارآیی حرفه ای" مهم ترین مهارتهای حرفه ای و فردی مدیران می باشد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج بیان شده می‌توان دریافت که سازمانها می‌تواند جهت انتخاب مدیران خود از نتایج این تحقیق استفاده نمایند. 

فراتحلیلی بر پایان نامه های انجام شده در حوزه افت تحصیلی

دوره 5، شماره 17، پاییز 1393، صفحه 23-43

https://doi.org/10.22054/jem.2015.322

مهناز افضلی، علی دلاور، افشین افضلی

چکیده پژوهش حاضر، به منظور بررسی پایان¬نامه¬های انجام شده در حوزه افت تحصیلی بین سال¬های 69-91 در دانشگاه¬های تهران انجام شد. هدف ترکیب کمی پایان¬نامه¬های انجام شده در حوزه عوامل موثر بر افت تحصیلی است. بدین منظور از فراتحلیل جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه نمودن یافته های پژوهشی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش-های انجام شده در ایران در حوزه افت تحصیلی می¬باشد و نمونه آماری شامل کلیه پایان¬نامه¬های انجام شده در این حوزه در دانشگاه¬های تهران (55 پایان نامه) می¬باشد. برای محاسبة ضرایب و شاخصها  از نرم¬افزار CMA-2 استفاده شد.. نتایج آزمون Q نشان داد که مطالعات اولیه همگن نیستند در بین مطالعات سوگیری انتشار وجود ندارد. آزمون اصلاح برازش دووال و توئیدی برای هر دو مدل ثابت و تصادفی انجام شد. اندازه اثر کلی برای همه مطالعات تحت دو مدل ثابت و تصادفی، از نظر آماری معنادار بدست آمد. میانگین اندازه‌های اثر0.312 بدست آمد وعامل آموزشی بیشترین اثر را بر روی افت تحصیلی نشان داد. به ترتیب متغیرهای عامل آموزشی، عامل اجتماعی- اقتصادی، عامل فردی، عامل خانوادگی و عامل جنسیت  بیشترین اثر را دارند. همچنین بین سال انجام تحقیق، روش‌های نمونه‌گیری، جنسیت، مقطع تحصیلی، سطح معناداری، عوامل مؤثر و روش تحقیق تفاوت معنادار وجود دارد. 

بررسی رابطه متغیر های سازمانی و استرس شغلی به شیوه فراتحلیل

دوره 5، شماره 17، پاییز 1393، صفحه 173-193

https://doi.org/10.22054/jem.2015.334

زهرا طباطبایی جبلی، علی دلاور، احمد برجعلی

چکیده زمینه: در چند دهه گذشته تحقیقات  بسیاری  رابطه متغیر های سازمانی و استرس شغلی را بررسی کرده اند. اما گاهی نتا یج آن ها نا هماهنگ  ومتناقض هستند. پژوهش فراتحلیی ، مجموعه ای از فنون نظام دار  برای حل تناقض در مورد یافته های حاصل از تحقیقات مختلف درباره یک موضوع است . هدف :پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل سازمانی و استرس شغلی به شیوه فراتحلیل انجام شد. روش : 78 مطالعه از طریق جستجوی اینترنتی در بانک های اطلاعاتی داخلی و جستجوی دستی در دانشگاه های شهر تهران که بین سالهای 1373- 1392 انجام شده بودند ،شناسایی و اطلاعات مربوط به آن ها تحلیل شدند . یافته ها: شاخص  اندازه اثر ترکیبی r در مدل ثابت16. ودر مدل تصادفی 17. که با توجه به معیار کوهن میزان  اندازه اثر، کم  بود.اما در بررسی اندازه اثر تفکیکی ، متغیر های تعارض با سرپرست ،تعارض با همکار، تعارض خانواده کارو اثر بخشی سازمان اندازه اثر زیاد ورابطه مثبت با استرس شغلی داشتند.  . با توجه به ناهمگنی  در مطالعات، تحلیل تعدیل کننده ها صورت گرفت که بیانگر تاثیر  تعدیل کننده های ابزار اندازه گیری ،روش نمونه گیری ،نوع پژوهش و نوع شغل بود. نتیجه گیری : نتایج کلی ،حاکی از ان است که ویژگی های شغلی که   منجر به کاهش احساس کنترل ، خود کارامدی و حمایت اجتماعی  درشغل وزندگی فرد شوند،  با استرس شغلی رابطه قوی تری دارند. بنابراین لازم است که مطالعات بیشتری در این زمینه بادر نظر گرفتن متغیر های تعدیل کننده شخصیتی وموقعیتی  صورت گیرد. 

آزمون کاربرد تحلیل داده‌های شبکه‌ای در مطالعات همبودی

دوره 5، شماره 16، تابستان 1393، صفحه 1-29

محمد حسین ضرغامی، علی دلاور، محمدرضا فلسفی نژاد، فریبرز درتاج، اکرم خوش سخن

چکیده زمینه: روش تحلیل شبکه در حوزۀ روان‌شناسی به این دلیل که بنیان آن مبتنی بر تئوری و مفروضات هستی شناختی و روش‌شناختی خاصی است، می‌تواند به‌عنوان پارادایمی مستقل تلقی شود که بر اساس آن تکنیک‌ها و فنون ویژه‌ای برای جمع‌آوری، تحلیل داده‌ها و برازش مدل‌های نظری پیشنهاد می‌دهد. این روش در مطالعۀ سازه‏های روان‌شناسی که ماهیت شبکه‌ای دارند، قابل‌استفاده است.
هدف: این پژوهش، به‌منظور آزمون کاربرد تحلیل داده‌های شبکه‌ای در بررسی ارتباط نشانگان اختلالات افسردگی اساسی و اضطراب تعمیم‌یافته صورت گرفته است.
روش: در این پژوهش از داده‏های پیمایش همبودی ملی آمریکا استفاده‌شده است.
نتایج: تحلیل شبکه‏ای این داده‏ها نشان می‌دهد، که نمی‌توان این دو اختلال را متمایز از یکدیگر دانست، بلکه باید در مطالعه، تشخیص و درمان آن‌ها به ارتباط بین نشانگانشان توجه نمود. علاوه بر این، تحلیل شبکه به درمانگر این امکان را می‌دهد تا بتواند تفاوت‌های فردی را به حوزۀ درمان بالینی اختلالات افسردگی اساسی و اضطراب تعمیم‌یافته، وارد نماید.
 

مدل‌پردازی تشخیصی شناختی (‍CDM) سوال‌های ریاضیات تیمز 2007 در دانش‌آموزان پایه هشتم ایران با استفاده از مدل یکپارچه با پارامتر‌پردازی مجدد (RUM) و مقایسه مهارت‌های ریاضی دانش‌آموزان دختر و پسر

دوره 5، شماره 16، تابستان 1393، صفحه 138-170

اصغر مینائی، علی دلاور، محمدرضا فلسفی نژاد، علیرضا کیامنش، ِیحیی مهاجر

چکیده زمینه: هدف سنجشهایی مانند تیمز آموزش و بهبود عملکرد دانش‌آموز است. در راستای دستیابی به این هدف، متخصصان حوزه سنجش آموزشی، رویکرد سنجش تشخیصی شناختی(CDA) را پرورش داده‌اند. در پژوهش حاضر تلاش شد تا یکی از مدلهای پرکاربرد در حوزه سنجش شناختی را در مورد داده‌های دانش‌آموزان پایه هشتم ایران در آزمون ریاضی تیمز 2007 بکار ببرد و نقاط ضعف و قوت دانش‌آموزان ایران را در مهارتها و صفات شناختی زیربنایی آزمون ریاضی (مدل شناختی کورتر و تاتسوکا، 2002) شناسایی نماید و عملکرد دختران و پسران را در این صفات شناختی مورد مقایسه قرار دهد.
یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مدل شناختی کورتر و تاتسوکا با داده‌های دانش‌آموزان پایه هشتم ایران در آزمون ریاضی تیمز 2007 از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته‌های مربوط به وضعیت تسلطی نشان می‌دهد که دانش‌آموزان ایرانی، بیشترین ضعف را در صفات P1(فرمولبندی معادلات)، P2(هندسه)، P4(به کارگیری قواعد جبر)، و P5(تفکر قیاسی) که صفات مربوط به پردازش شناختی هستند دارند. همچنین در دو صفت S5(بررسی صحت گزینه‌ها) و S6(الگوها و روابط) که به مهارتهای تفکر استقرایی مربوط می‌شوند نیز از عملکرد ضعیفی برخوردارند. در واقع می‌توان گفت که صفت S6 دومین صفت دشوار بعد از صفت P2 در بین دانش‌آموزان پایه هشتم ایران است. یافته‌های مربوط به عملکرد دختران و پسران نشان داد که تفاوتهای جنسیتی در این صفات و مهارتهای شناختی بسیار کم است. دامنه شاخص d کوهن از 30/0- تا 15/0+ با میانگین 03/0 به دست آمد.
بحث و نتیجه‌گیری: بطور کلی پژوهش حاضر نشان می‌دهد که دانش‌آموزان ایران در اکثر صفات که برخی از آنها به مهندسی و علوم فیزیکی مربوط می‌شوند از سطح تسلطی ضعیف برخوردارند. از اینرو به نظر می‌رسد که سیاستگذاران آموزشی بایستی تغییرات اساسی در آموزش هندسه به عمل آورند، زیرا هندسه، آموزش مهارتهای تفکر ریاضی مهم را که برای مهندسی و علوم فیزیکی لازم هستند ممکن می‌سازد. در ارتباط با تفاوت‌های جنسیتی در ریاضیات نیز با توجه به یافته‌های پژوهش حاضر و سایر پژوهش‌های صورت گرفتهمی‌توان این نتیجه را گرفت که جنسیت یکی از بیشمار متغیری است که عملکرد در ریاضیات را، هر چند بسیار اندک، تحت تاثیر قرار می‌دهد.