دوره و شماره: دوره 16، شماره 61، پاییز 1404 

کاربرد مدل راش (نقشه سؤال) در تعیین استاندارد و نمره برش آزمون‏ های ملاک مرجع

صفحه 7-30

https://doi.org/10.22054/jem.2024.37764.1856

نورعلی فرخی، شیرین دخت حبیب زاده، اصغر مینائی، محمد جلیلی

چکیده تعیین استاندارد قبولی و نمره برش برای قبولی یا رد در آزمون‌های ملاک مرجع امری ضروری است. در سالهای اخیر نظریه پرسش_پاسخ (IRT) در ساخت و اجرای آزمونها کمک شایانی نموده است. هدف از پژوهش حاضر، تعین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع جامع پایه علوم پزشکی با استفاده از مدل راش، روش نقشه سؤال بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه داوطلبان آزمون جامع علوم پایه پزشکی قطب ده کشوری بودند که تعداد آنان 324 نفر بود و پاسخ کلیه داوطلبان در این آزمون جهت تعیین استاندارد و نمره برش مورد تحلیل قرار گرفته است. ابزار این پژوهش آزمون جامع علوم پایه با 200 سؤال چهارگزینهای بوده است که در شهریورماه 1395 اجرا شد. پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای مقطعی و برای تحلیل سؤالات از نرمافزار WINSTEPS استفاده گردید. یافته‏های پژوهش نشان داد که این آزمون از اعتبار سؤال 98./ و اعتبار فرد 92/. برخوردار بوده که نشان می‏دهد واریانس نمونه و طول تست مناسب بوده و سؤالات از حوزههای نهگانه به تناسب انتخاب شده است. هم‌چنین آزمون با مدل تک پارامتری راش برازش دارد. اجرای پنل داوران و بررسی سؤالات با روش نقشه سؤال نشان داد توافق داوران پس از سه مرحله داوری شامل پارامتر دشواری برابر 3/1 و نمره خام برابر 103 بوده است.یافتههای این پژوهش نشان داد که استفاده از روش نقشه سؤال توانسته است توافق بالایی بین داوران نسبت به تعیین نمره برش ایجاد نماید.

ارزشیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی: یک طرح روش‌های پژوهش آمیخته

صفحه 31-62

https://doi.org/10.22054/jem.2025.75307.3489

زهره زارع، کیوان صالحی، محمد جوادی‌پور

چکیده با گسترش آموزش برخط، ایجاد نظام ارزیابی عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی یک ضرورت انکارناپذیر است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی در آکادمی برنامه‌نویسی یاسان انجام شد. برای این منظور از یک طرح پژوهش روش‌های آمیخته تکراری در سه بخش کیفی، کمّی و کمّی استفاده شد. در بخش اول برای تدوین نظام نشانگرهای ارزشیابی عملکرد معلمان، ازنظرات 11 کارشناسان و مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده‌ها در سطح نظم‌دهی مفهومی استفاده شد. یافته‌ها در این بخش به شناسایی 116 نشانگر و طبقه‌بندی آن در قالب 19 ملاک و 5 عامل (ارتباطی، آموزشی، فردی، آموزشی و سازمانی) منجر شد. در بخش دوم، ابزارهای موردنیاز در سه نسخه والد، مشاور و فراگیر، تدوین شد. در بخش سوم، کیفیت عملکرد تمامی 151 معلم موسسه، مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌های برآمده از دیدگاه والدین، مشاوران و فراگیران نشان می‌دهد که به ترتیب کیفیت عملکرد معلمان در سطوح مطلوب، نسبتاً مطلوب و مطلوب قرار دارد. همچنین تفاوت معناداری بین عملکرد دبیران دوره عمومی و دوره کاربردی مشاهده نگردید. این پژوهش چارچوبی باکیفیت برای ارزیابی عملکرد معلمان ارائه کرد و سه ابزار با ویژگی‌های روان‌سنجی مناسب طراحی نمود. همچنین، آشکارسازی وضعیت موجود آکادمی یاسان می‌تواند در تصمیم‌سازی برای بهبود عملکرد معلمان نقش مؤثری ایفا کند.

تدوین بسته آموزشی خودراهبری یادگیری و تعیین اثربخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران

صفحه 63-90

https://doi.org/10.22054/jem.2024.77497.3516

مریم السادات احمدی، مهرداد ثابت، خدیجه ابوالمعالی، فریبرز درتاج

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته‌ی آموزشی خودراهبری یادگیری و تعیین اثربخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران به‌صورت طرح نیمه آزمایشی (پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه همراه با گروه آزمایشی و گروه کنترل) و کاربست روش کیفی به شیوه‌ی اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه‌ی دانش‌آموزان دختر دوره‌ی متوسطه‌ی اول شهر تهران در سال تحصیلی 01 -1400 است. دو مدرسه از منطقه 5 شهر تهران به شکل هدفمند از میان مدارس متوسطه اول مناطق 19 گانه ی شهر تهران به دلیل دسترسی بهتر پژوهشگر انتخاب شدند. بعد از انتخاب مدارس و هماهنگی با مدیران این مدارس در مرحله‌ی غربالگری اولیه از میان دانش‌آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم این مدارس بر اساس فرمول ارائه‌شده توسط تابانچیک و فیدل (2014) و همچنین پالانت (2020) برای طرح‌های آزمایشی درمجموع 30 دانش‌آموز انتخاب و به شکل تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (N=15) و کنترل (N=15) قرار گرفتند. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌ها حاکی از آن است که صرف‌نظر از گروه در طول زمان، متغیر خودراهبری یادگیری و مؤلفه‌های آن به‌غیراز ارتباطات بین فردی در دانش‌آموزان دختر دوره‌ی اول بهبود یافته است. به علاوه میانگین گروه آموزش خودراهبری یادگیری در مرحله‌ی پیگیری به‌صورت معناداری بالاتر از میانگین گروه گواه است.

بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسش‌نامه ادراک زمان و رابطه آن با کارکردهای اجرایی (حافظه فعال و سازمان‌دهی) در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی

صفحه 91-118

https://doi.org/10.22054/jem.2025.82025.3566

زهره قاسمی مهرآبادی، سحر صفرزاده، پروین احتشام زاده، زهرا دشت بزرگی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسش‌نامه ادراک زمان و رابطه آن با کارکردهای اجرایی (حافظه فعال و سازمان‌دهی) در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف بنیادی و ازنظر روش توصیفی-همبستگی بود. نمونه‌ای به تعداد 264 نفر از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‏ها با استفاده از پرسشنامه ادراک زمان کودکان Quartier (2008) و سیاهه درجه‏بندی رفتاری کارکردهای اجرایی Gioia و همکاران (2000) جمع‏آوری شد. تحلیل داده‏ها با روش تحلیل عاملی تأییدی، آزمون آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم‌افزار AMOS-24 انجام گرفت. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مدل پنج عاملی (پیش‌بینی، مدت‌زمان رسیدن به هدف، توالی در طول زمان، جهت‌گیری در زمان و مدت‌زمان در تخمین ذهنی) این پرسشنامه را تأیید کرد (52/1=df/2، 912/0= CFI، 905/0= GFI، 856/0= AGFI و 045/0= RMSEA). همچنین مشخص شد بین مؤلفه‏های ادراک زمان همبستگی درونی مثبت و معنادار وجود دارد و ضرایب همبستگی بین مؤلفه‏های پنج‌گانه پرسشنامه ادراک زمان و نمره کل آن با دو مؤلفه کارکردهای اجرایی (حافظه فعال و سازمان‌دهی) رابطه مثبت و معنادار را نشان می-دهد و ازاین‌رو پرسشنامه ادراک زمان از روایی همگرا برخوردار است. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می‌توان گفت پرسشنامه ادراک زمان ابزار مناسبی جهت بررسی ادراک زمان در کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش‌فعالی است.

تحلیل مقایسه‌ای از میانگین نمرات دروس در ارزشیابی حضوری و مجازی در نظام آموزش عالی ایران

صفحه 119-158

https://doi.org/10.22054/jem.2025.80512.3554

فاطمه شهره مطلق، زینب السادات اطهری، سید احمد مدنی

چکیده با شیوع بیماری کرونا جهان به‌صورت غافلگیرکننده‌ای دچار تحولات گوناگون در تمام حوزه‌ها شد. حوزۀ آموزش عالی نیز از این تحولات مستثنا نبود و شیوع این بیماری، آموزش حضوری معمول و رایج را به آموزش مجازی تغییر داد. به دنبال این دگرگونی، ناگزیر ارزشیابی از شیوۀ حضوری به شیوۀ مجازی نیز تغییر یافت. با توجه ‌به تحول اساسی مذکور در آموزش و ارزشیابی هدف این پژوهش تحلیل مقایسه‌ای از میانگین نمرات دروس مقطع کارشناسی در قبل و حین دوران همه‌گیر کرونا در دانشگاه کاشان بود. یافته‌های پژوهش نشان داد که میانگین نمرات دروس در ایام شیوع کرونا بیشتر از میانگین نمرات دروس قبل از شیوع کرونا است. این نتایج نشان داد که شیوع بیماری کووید-19 تأثیرات زیادی بر ابعاد مختلف آموزش عالی داشته و انجام ارزشیابی‌ها به‌صورت مجازی، زمینه را برای انواع رفتارهای عدم صداقت تحصیلی فراهم کرده است. لذا با توجه ‌به این موضوع و افزایش نمرات دروس دانشجویان در حین شیوع بیماری کرونا پیشنهاد می‌شود که هم به زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات توجه بیشتری شود تا امکان اجرای نظارت‌های دقیق‌تر در حین برگزاری آزمون‌های مجازی فراهم گردد و هم در خصوص فرایند آموزش و ارزشیابی مجازی آموزش‌های لازم به استادان و دانشجویان داده شود تا مشکلی از جهت ناآگاهی و نبود آمادگی برای کار در این فضا وجود نداشته باشد. همچنین استفاده از ارزشیابی‌های مستمر در طول سال تحصیلی پیشنهاد دیگری است که می‌تواند از پیامدهای منفی ارزشیابی‌های مجازی تراکمی جلوگیری کند.

ویژگی‌های روان سنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی

صفحه 159-181

https://doi.org/10.22054/jem.2025.82349.3576

اسماعیل صدری دمیرچی، ناصر عباسی، مریم قهرمانلو، علی قربانی نژاد، محمدرضا نوروزی همایون

چکیده هدف پژوهش حاضر محاسبه ویژگی‌های روان سنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی در نمونه‌ی ایرانی بود روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود. برای جمع‌آوری داده‌ها تعداد 414 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. و برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه نگرش کلی به هوش مصنوعی شپمن و رادوی (2020) و مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری چن و همکاران (2014) استفاده گردید. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون همبستگی پیرسون، ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، دو عامل نگرش مثبت و نگرش منفی به هوش مصنوعی را تائید کرد. نتایج تحلیل ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی هم‌زمان دو خرده مقیاس نگرش کلی نسبت به هوش مصنوعی با چهار خرده مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری همبستگی مثبت و معناداری را نشان داد. پایایی بازآزمایی مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی براساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه و با ضرایب همبستگی 69/0 و 74/0مورد تائید قرار گرفت. بنابراین، مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه ی ایرانی از روایی و پایایی لازم برخوردار است.

عوامل فردی و بافتی پیش‌بینی کننده قربانی قلدری: یک مطالعه مدل یابی چند سطحی در آزمون پرلز 2021

صفحه 183-212

https://doi.org/10.22054/jem.2025.83134.3583

محمد کوهی، مسعود گرامی پور، مهدی عرب زاده، ولی اله رمضانی

چکیده قلدری و قربانی شدن در مدرسه توجه زیادی را در سال‌های اخیر از سوی رسانه‌ها و مردم و همچنین معلمان، مسئولان مدارس، محققان، درمانگران و قانون‌گذاران جلب کرده است. هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل فردی و بافتی پیش‌بینی‌کننده قربانی قلدری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان پایه چهارم ایرانی، معلمان و مدیران آن‌ها در سال تحصیلی 1400-1399 شمسی بود که تعداد کل حجم جامعه ایران طبق گزارش مرکز مطالعات بین‌المللی پرلز 2021 برابر با 43697 مدرسه و 1348842 دانش‌آموز پایه چهارم بود که از این تعداد 6262 دانش‌آموز و والدینشان از 218 مدرسه (218 معلم و مدیر) به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دومرحله‌ای طبقه‌بندی‌شده در آزمون پرلز استفاده‌شده است. نتایج تحلیل چندسطحی نشان داد در سطح دانش‌آموز متغیرهای خودپنداره خواندن و خودکارآمدی دیجیتال رابطه‌ی منفی معنی‌دار و وضعیت اجتماعی-اقتصادی رابطه مثبت و معنی‌داری با قربانی شدن داشت. دختران بیشتر از پسران مورد قلدری قرار گرفتند. در سطح مدرسه، نظم و امنیت مدرسه، میزان تأکید بر موفقیت تحصیلی و منطقه‌ی مدرسه رابطه‌ی منفی معنی‌دار و تعداد دانش‌آموزان کلاس و کمبود فضای آموزشی رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری با قربانی شدن داشت. پیش‌بین‌های سطح دانش‌آموز 13 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح دانش‌آموز و پیش‌بین‌های سطح مدرسه 43 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح مدرسه تبیین نمودند.