دوره و شماره: دوره 2، شماره 4، تابستان 1390، صفحه 1-162 

ساخت و هنجاریابی آزمون اندازه گیری شخصیت براساس گلستان سعدی

صفحه 1-29

رقیه سهرابی، علی پدرام میرزایی

چکیده پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است که با هدف ساخت و هنجاریابی آزمون اندازه گیری شخصیت براساس گلستان سعدی انجام گرفته است. در این بررسی تعداد 276 نفردانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی (137 نفر دختر و 139 نفر پسر) شرکت داشتند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند. پرسشنامه ای 108 سؤالی که براساس تحلیل محتوای خصوصیات شخصیتی که سعدی در باب اول گلستان مطرح کرده، تهیه و جهت گردآوری داده‏ها توسط دانشجویان تکمیل گردید. برای تعیین تعداد عامل‏های پرسشنامه از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته‏های این پژوهش نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه که حاکی از پایایی و همسانی درونی آن است، در حد بالا می باشد (96/0=α). روایی سازه پرسشنامه 63 سؤالی از طریق تحلیل عاملی اکتشافی به روش واریماکس مورد بررسی قرار گرفت پنج مؤلفه شامل؛ پختگی اجتماعی، پیوندجویی، اغتنام وقت، مهرورزی و سخاوتمندی استخراج شد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه از روایی افتراقی (قدرت تشخیصی) قابل قبول برخوردار است و می‏تواند دو گروه مراجعه کننده به مراکز مشاوره و سالم را از هم متمایز سازد. از طرفی با توجه به این که از طریق آزمون t مستقل مشخص شد که بین میانگین نمرات دانشجویان دختر و پسر به جز در مؤلفه اغتنام وقت در بقیه مؤلفه‏ها و نمره کل تفاوت معنی داری وجود ندارد، جداول نرم و هنجار Z و T برای مؤلفه اغتنام وقت به طور جداگانه و برای سایر مؤلفه ها و نمره کل به صورت کلی به دست آمده است. همچنین ضریب روایی ملاکی مؤلفه های پرسشنامه محقق ساخته با عامل‏های پرسشنامه پنج عاملی NEO-PI-R در حد قابل قبول می باشد. نقطه برش آزمون با محاسبه دامنه اطمینان برای نمره کل و هر یک از زیر مقیاس‏های آزمون به دست آمده است.
 
 

تأثیر آموزش مؤلفه‏ های سنجش به عنوان یادگیری بر خودپنداره و پیشرفت ریاضی دانش‏آموزان دختر سال سوم راهنمایی اراک

صفحه 1-31

محمد عسکری، اکرم مظلومی

چکیده این پژوهش به منظور تعیین تأثیر آموزش مؤلفه‏های سنجش به عنوان یادگیری بر خودپنداره و پیشرفت ریاضی دانش آموزان دخترسال سوم راهنمایی شهرستان اراک انجام شد. به همین منظور نمونه‏ای به حجم 67 نفر (مشتمل بر دو کلاس سوم راهنمایی که به صورت طبیعی تشکیل شده بودند) از بین دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهرستان اراک به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله‏ای انتخاب، و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. نخست از هر دو گروه پیش آزمون خودپنداره آهلووالیا به عمل آمد و نمرات مستمر ریاضی 45 روز ابتدای شروع سال تحصیلی، به عنوان پیش آزمون ریاضی محسوب شد. پس از آن آزمودنی‏های گروه آزمایش به مدت 12 جلسه آموزش مؤلفه‏های سنجش به عنوان یادگیری دریافت نمود، اما گروه کنترل هیچ‏گونه مداخله‏ای دریافت نکرد. در پایان دوره آموزش مؤلفه‏های سنجش به عنوان یادگیری، از هر دو گروه پس آزمون خودپنداره آهلووالیا به عمل آمد و نمرات مستمر ریاضی 3 ماه طول آموزش، به عنوان پس آزمون ریاضی در نظر گرفته شد. تحلیل داده‏ها با تحلیل واریانس چندمتغیره برای نمرات افتراقی نشان داد که آموزش مؤلفه‏های سنجش به عنوان یادگیری، خودپنداره، و پیشرفت ریاضی دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی را افزایش داده است و این افزایش به لحاظ آماری در سطح معنی داری کمتر 01/0 معنی دار بود. همچنین آموزش راهبردهای خود تنظیمی بر همه خرده مقیاس‏های خودپنداره به جز خرده مقیاس رفتار دانش آموزان مؤثر بود و این تأثیر نیز به لحاظ آماری در سطح کمتر از 01/0 معنی دار بود.
 
 

بررسی شاخص‏های روان‏سنجی و هنجاریابی پرسشنامه توانایی حل مسأله اجتماعی

صفحه 1-21

عادل مخبری، فریبا درتاج، علی دره کردی

چکیده پژوهش حاضر به منظور هنجاریابی پرسشنامه توانایی حل مسئله اجتماعی (SPSI) و نقش آن در تبیین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی در دانشجویان دانشکده روان‏شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی که در سال تحصیلی 87-88 مشغول به تحصیل بوده اند صورت گرفته است. بدین منظور 200نفر از دانشجویان که 154 نفر دختر و 46 نفر پسر بودند به صورت نمونه گیری خوشه‏ای انتخاب و پرسشنامه‏های توانایی حل مسئله اجتماعی (SPSI) هوش هیجانی سیبریا شرینگ و خرده مقیاس سازگاری اجتماعی از پرسشنامه سازگاری بر روی آنها اجرا شد. نتایج نشان داد که با توجه به ضریب آلفای بدست آمده (85/0= α) برای 5 عامل سنجیده شده، و ضریب پایایی بازآزمایی (88/0= R)، پرسشنامه توانایی حل مسئله اجتماعی از پایایی قابل قبولی برخوردار است. همچنین بررسی ساختار عاملی بیانگر وجود 5عامل: سبک اجتنابی حل مسئله (APS)، سبک منطقی حل مسئله (RPS)، سبک تکانشی حل مسئله (ICPS)، جهت گیری مثبت حل مسئله (PPO) و جهت گیری منفی حل مسئله (NPO) است.در ضمن بررسی اکتشافی درباره ارتباط بین متغیرهای مورد پژوهش نشان داد که توانایی حل مسئله اجتماعی به طور معناداری هوش هیجانی (322/0= R2) و هم چنین سازگاری اجتماعی را (304/0= R2) تبیین می‏کند. این در حالی است که بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی هممبستگی منفی و معناداری (53/0= R) (به دلیل نمره گذاری معکوس پرسشنامه سازگاری اجتماعی) بدست آمد. به طور کلی نتایج بدست آمده در مورد ساختار عاملی پرسشنامه توانایی حل مسئله اجتماعی (SPSI) و ارتباط بین متغیرهای مورد پژوهش با نتایج پژوهش‏های قبلی همخوانی دارد.
 
 

بررسی ساختار عاملی و اعتباریابی مقیاس باورهای معرفت شناختی ریاضی

صفحه 73-88

پروانه کدیور، زهرا تنها، مهدی عرب زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‏های روان‏سنجی فرم فارسی مقیاس باورهای معرفت شناختی ریاضی (کلوسترمن و استیج، 1992)، شامل پایایی، روایی و تحلیل عاملی اکتشافی مقیاس، به منظورآماده سازی جهت کاربرد در پژوهش‏های تربیتی انجام شده است. حجم نمونه این پژوهش 464 دانشجو (149 پسر و 315 دختر) بود که با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چندمرحله‏ای از بین 5 دانشگاه دولتی شهر تهران انتخاب شدند و با مقیاس باورهای معرفت شناختی ریاضی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش مولفه‏های اصلی، علاوه بر عامل کلی باورهای معرفت شناختی ریاضی، شش عامل (مسائل دشوار، گام‏ها، فهمیدن، مسائل واژگانی، تلاش و مفید بودن) را برای مقیاس باورهای معرفت شناختی ریاضی مطابق با نتایج پژوهش کلوسترمن و استیج (1992) شناسایی کرد. به منظور بررسی روایی همزمان، از اجرای همزمان مقیاس باورهای معرفت شناختی استفاده شد که حاکی از روایی همزمان مطلوب می‏باشد. پایایی بازآزمایی مقیاس باورهای معرفت شناختی ریاضی بر اساس نتایج دو بار اجرای آزمون و همسانی درونی آن بر حسب ضرایب آلفای کرونباخ در مورد گروه نمونه محاسبه و تأیید شد. یافته‏های تحلیل عاملی، مشابه تحقیقات انجام گرفته در فرهنگ اصلی و ضرایب روایی و پایایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود. با توجه به خصوصیات روان‏سنجی مطلوب، ابزار پژوهش حاضر می‏تواند در پژوهش‏های مربوط به باورهای معرفت شناختی ریاضی به کار رود.
 
 

فراتحلیل تحقیقات انجام شده در حوزه اضطراب و افسردگی

صفحه 1-25

فرزانه رعایی، علی دلاور، نورعلی فرخی

چکیده این پژوهش به منظور فراتحلیل تحقیقات انجام شده دردو حوزه اضطراب و افسردگی در دانشکده روان‏شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی بین سال‏های 85 -63  صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش بخشی مربوط به تحقیقات پیرامون اضطراب و بخش دیگر مربوط به تحقیقات پیرامون افسردگی بوده است. از میان 55 مورد در زمینه اضطراب 41  مورد و از میان 59 مورد در زمینه افسردگی 36 مورد برای فراتحلیل مناسب تشخیص داده شدند. روش تحقیق این پژوهش در بخش آمار توصیفی، روش مرور ساختار یافته[1] می‏باشد و دربخش آمار استنباطی روش فراتحلیل می‏باشد. برای تجزیه وتحلیل داده‏های جمع آوری شده از نرم افزارهای CMA (Comprehensive Meta Analysis) وSPSS  استفاده شده است. تمامی تحقیقات از نظر معناداری اندازه اثر مورد تحلیل قرار گرفتند. روش آماری t (وابسته و مستقل) در بخش علل و عوامل مؤثر بر اضطراب و شیوه‏های درمانی اضطراب و علل و عوامل مؤثر بر افسردگی وروش‏های درمانی افسردگی روش آماری معنادار شناخته شد. روش نمونه‏گیری خوشه‏ای و روش نمونه‏گیری در دسترس در تحقیقات مربوط به علل و عوامل اضطراب و در مورد شیوه‏های درمان اضطراب روش نمونه‏گیری در دسترس و روش نمونه گیری تصادفی معنادار می‏باشند. روش‏های نمونه‏گیری تصادفی و خوشه ای ، در حوزه  علل و عوامل افسردگی و روش نمونه‏گیری تصادفی در حوزه شیوه‏های درمان افسردگی معنادار می‏باشد. روش‏های تحقیق علی – مقایسه‏ای و همبستگی، در مورد علل و عوامل مؤثر بر اضطراب ودر حوزه روش‏های درمان اضطراب، روش‏های آزمایشی و نیمه آزمایشی معنادار هستند. نتایج پژوهش حاضر نشان می‏دهد که تحقیقات در دو حوزه اضطراب و افسردگی نیازمند بازبینی و اصلاح می‏باشند و تحقیقات جدید در این دو حوزه با توجه به خلأهای موجود ضروری به نظر می‏رسد.      

ساخت آزمون معتبر و پایای تفکرهندسی براساس سه سطح اول نظریه ون‌هیلی

صفحه 1-16

الهه امینی فر، بهرام صالح پور، نیره باقری

چکیده هندسه یکی از مهم‌ترین شاخه‌های ریاضی است که با استدلال و تفکر دانش‌آموزان در ارتباط می‌باشد. براساس نظریه ون‌هیلی یک دانش‌آموز برای دستیابی به استدلال موفق در هندسه بایستی پنج سطح متوالی و سلسله مراتبی مجزای تفکرهندسی را طی کند. تفکرهندسی شامل حل مسئله و دست‌کاری تصاویر فضایی است. هدف تحقیق حاضر ساخت آزمونی پایا و معتبر جهت اندازه‌گیری سطح تفکرهندسی دانش‌آموزان براساس نظریه ون‌هیلی است. روش پژوهش پیمایشی بوده و ابزار این پژوهش با توجه به مطالعه ادبیات پیشین و تحقیقات انجام شده، تهیه گردید. این ابزار، آزمونی مشتمل بر 21 سؤال براساس نظریه ون‌هیلی است که سطح تفکر هندسی دانش‌آموزان را مشخص می‌کند. مفاهیم هندسی دخیل در ساخت این آزمون شامل زاویه، مثلث، مربع، مستطیل، لوزی، متوازی‌الاضلاع، ذوزنقه و دایره هستند. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پایه‌های چهارم و پنجم مقطع ابتدایی و دانش‌آموزان سه پایه مقطع راهنمائی شهر تهران است. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای 507 نفر از دانش‌آموزان شامل 162 نفر پایه چهارم، 174 نفر پایه پنجم، 85 نفر پایه ششم، 47 نفر پایه هفتم و 39 نفر پایه هشتم در شهر تهران انتخاب و آزمون روی آن‌ها اجرا شد. روش‌های به‌کار رفته شامل اعتبار محتوایی و سازه (تحلیل عاملی)، تحلیل گویه‌ها شامل ضریب دشواری، ضریب تمیز و مقدار آلفای کرونباخ برای هماهنگی درونی سؤالات است. پنج عامل به کمک تحلیل عاملی شناسایی شد که عبارتند از: ویژگی اشکال از بُعد زاویه؛ چرخش؛ ویژگی اشکال از بُعد زاویه‌ قائمه؛ ویژگی اشکال و زوایا؛ و ارتباط اشکال با یکدیگر.  

بررسی ساختار عاملی (تأییدی) نسخه فارسی پرسشنامه حالت- صفت بیان خشمSTAXI-2 در جمعیت بالینی[1]

صفحه 1-42

مریم مقدسین، محمدعلی اصغری مقدم

چکیده در دنیای رو به رشد روان شناسی نیاز فزاینده‏ای به ابزارهای استاندارد شده برای زبان ها و فرهنگ‏های خاص احساس می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی (تأییدی) نسخه فارسی پرسشنامه حالت – صفت بیان خشم (STAXI-2) در جمعیت بالینی ایرانی بود. جامعه پژوهشی شامل بیماران مراجعه کننده به کلینک‏های روان‏پزشکی سطح شهر تهران طی سال‏های 86 تا 89 بود. نمونه این مطالعه از 553 بیمار مبتلا به اختلالات روان‏شناختی (178، مرد و 375، زن) بین 17 تا 66 تشکیل می‏شد، که در گروه‏های تشخیصی، اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی، وسواس، اختلالات شخصیت، اختلال‏های کنترل تکانه، اختلال آسیمگی و بیرون هراسی (فوبی) طبقه‏بندی شدند. روش نمونه گیری، نمونه گیری در دسترس بود. پس از جمع آوری اطلاعات، داده‏ها از طریق تحلیل‏های عاملی اکتشافی و تأییدی مورد تحلیل قرار گرفتند، در پایان، پرسشنامه‏ای متشکل از 48 عبارت با 5 مقیاس و 4 خرده مقیاس به دست آمد: حالت خشم (حالت درونی، حالت بیرونی)، صفت خشم (خوی خشمناک، واکنش خشمناک)، بیان خشم به طرف بیرون، بیان خشم به طرف درون و کنترل خشم. تفاوت‏های قابل ملاحظه‏ای در ساختار عاملی نمونه ایرانی و نمونه آمریکایی بدست آمد، در بخش حالت خشم در جمعیت بالینی ایرانی به جای سه خرده مقیاس احساس خشم، بیان کلامی خشم و بیان جسمانی خشم، دو خرده مقیاس حالت درونی خشم و حالت بیرونی خشم به دست آمد، در بخش صفت خشم با حذف عبارت شماره 19، دو خرده مقیاس خوی خشمناک و واکنش خشمناک تایید شد و در بخش شیوه ابراز خشم، عبارت‏های دو مقیاس کنترل خشم به طرف بیرون و درون روی یک عامل به نام کنترل خشم بار شدند. سه عبارت از مقیاس بیان خشم به طرف بیرون و پنج عبارت از مقیاس بیان خشم به طرف درون نیز به دلیل ویژگی‏های نامناسب روان سنجی و بار شدن روی عامل‏های نامربوطه، از پرسشنامه نهایی حذف شدند. ساختار عاملی نسبتاً ثابتی برای مردان و زنان به استثنای تفاوت‏هایی در مقیاس بیان خشم به طرف درون بدست آمد.