ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش کفایتهای هیجانی و اجتماعی معلمان بر اساس الگوی روانشناسی مثبتنگر
https://doi.org/10.22054/jem.2025.79897.3539
بهاره السادات حیدریه زاده، امید شکری، جلیل فتح آبادی، شهریار شهیدی، سعید اکبری زردخانه
چکیده هدف این پژوهش استانداردسازی مقیاس مهارتهای عاطفی و اجتماعی معلمان بر اساس الگوی روانشناسی مثبتنگر بود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق آمیخته انجام شده است. در مرحله کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از صاحب نظران و صاحب نظران در زمینه شایستگی های روانی و اجتماعی معلمان بر اساس الگوی روانشناسی مثبت گرا انجام شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش گراندد تئوری تجزیه و تحلیل شد. 3 بعد و هجده جزء حاصل شد. بر اساس یافته های بخش اول پژوهش، مقیاس طراحی و مورد آزمون قرار گرفت. مرحله کمی شامل تهیه نسخه پیش مقدماتی و نسخه مقدماتی و مرحله استانداردسازی مقیاس بود. بدین منظور در مرحله ساخت 234 گویه نوشته شد و در پایان این مرحله مقیاس مقدماتی با 126 گویه تهیه شد. در مرحله استانداردسازی، نسخه نهایی بر اساس داده های یک گروه نمونه متشکل از 357 معلم و با 72 گویه تهیه شد. همچنین از مقیاسهای سرمایه روانشناختی، بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل و کنش تأملی معلم به عنوان ابزاری برای بررسی اعتبار مقیاس ساخته شده استفاده شد. بررسی روایی گویه ها، خرده مقیاس ها و کل مقیاس مدل نهایی نشان داد که دامنه ضرایب همگنی درونی خرده مقیاس ها بین 51/0 تا 68/0 است. ضرایب همبستگی نمره مولفه های طراحی شده با نمره کل خرده مقیاس مذکور بین 69/0 تا 83/0 می باشد. بنابراین با توجه به نتایج می توان گفت مقیاس تدوین شده از روایی کافی برخوردار بوده و در مجموعه های مشاوره ای و پژوهشی قابل استفاده است.
کاربرد مدل های زمان-پاسخ در سنجش توانایی استدلال کمّی کودکان
https://doi.org/10.22054/jem.2024.72326.3444
قاسم کشاورز گرامی، محمد رضا فلسفی نژاد، جلیل یونسی، علی دلاور، زهرا رضایی قهرودی
چکیده زمان پاسخ که گاهی به صورت آزمونهای با محدودیت زمانی، گاهی به شکل ضمنی مانند آزمون سرعتی و گاهی به عنوان متغیر اصلی اندازهگیری میشود، همواره در سنجش توانایی مورد توجه بوده است. بنابراین، این مطالعه به دنبال بررسی کاربرد مدل زمان-پاسخ در سنجش توانایی شناختی استدلال کمّی کودکان است. برای دستیابی به این هدف نمونهای شامل 502 کودک از مناطق مختلف شهر تهران به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و با آزمون استدلال کمّی مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادههای جمع آوری شده با استفاده از مدل سلسله مراتبی زمان-پاسخ تحلیل شد. همچنین، پارامترهای سوال و توانایی فرد نیز برآورد و تفسیر شدند. نتایج مدلبندی نشان داد، علاوه بر پارامترهای درستی پاسخ پارامترهای زمان-پاسخ شامل ضریب تمیز، ضریب دشواری و گاما نیز در مدل برآورد می شود. در این مقاله، پارامترهای برآورد شده مدل زمان-پاسخ با مدل سوال-پاسخ دو پارامتری مقایسه شد تا شباهتها و تفاوتهای اصلی آنها شناسایی شود. یافتهها نشان داد که تفاوتهایی در ضرایب تمییز و توانایی افراد وجود دارد که نشان دهندۀ قدرت مدل زمان-پاسخ است. شایان ذکر است که کمترین تفاوتها در ضریب دشواری مشاهده شد. در نهایت براساس تعداد پارامتر ها، افزایش پراکندگی نمرات توانایی و حمایت پیشینه پژوهش، مطالعه و کاربرد مدل های زمان-پاسخ در سنجش تواناییهای شناختی کودکان پیشنهاد شد.
ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه درجه بندی شده سوءاستفاده هیجانی دوران کودکی: کاربرد نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سؤال-پاسخ
https://doi.org/10.22054/jem.2026.86487.3627
فروغ صالحی زاده، مهدیه شفیعی تبار، مهدی مولایی یساولی
چکیده سوءاستفاده هیجانی دوران کودکی یکی از اشکال پنهان و در عین حال تأثیرگذار کودکآزاری است که پیامدهای بلندمدتی بر سلامت روان افراد برجای میگذارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه سوءاستفاده هیجانی دوران کودکی (گودال و ساوریکار، 2023) در جامعه ایرانی بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و در زمره مطالعات روانسنجی بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان بالای ۱۸ سال ساکن شهر قم در سال ۱۴۰۴ تشکیل دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس ۴۴۴ به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سوءاستفاده هیجانی دوران کودکی، پرسشنامه ترومای کودکی، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، و مقیاس دشواری تنظیم هیجان بودند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار R (نسخه ۴.۳.۱) با بستههای mirt، psychometric و psych و همچنین نرمافزار Amos (نسخه ۲۴) صورت گرفت. نتایج تحلیلها در چارچوب نظریه کلاسیک آزمون نشان داد که اغلب گویههای پرسشنامه، بهجز گویه ۸، از همبستگی مناسب با نمره کل برخوردارند و تمایز مطلوبی را نشان میدهند. همچنین، همبستگی مثبت و معنادار گویهها با متغیرهای ملاک شواهد روشنی از روایی همگرای مطلوب پرسشنامه فراهم کرد؛ در حالی که گویه ۸ بهطور معناداری الگوی همبستگی ضعیفتری با این متغیرها نشان داد. تحلیل عاملی تأییدی نیز ساختار دو عاملی ابزار را با حذف سؤال ۸ تأیید کرد. همچنین شاخصهای پایایی، نشان دادند که دادههای گردآوریشده از اعتبار و انسجام درونی قابل قبولی برخوردارند. تحلیلهای نظریه سؤال پاسخ نیز نشان داد که بهجز سؤال ۸، تمامی سؤالها از نظر ضرایب آستانه، شیب و بار عاملی در وضعیت مطلوبی قرار دارند. همچنین، بررسی تابع آگاهی آزمون نشان داد که پرسشنامه در بازه سطح صفت بین ۲- تا ۴، بالاترین میزان آگاهیدهی و کمترین خطای اندازهگیری را ارائه میدهد. بنابراین میتوان گفت که این پرسشنامه ابزاری معتبر و مناسب برای سنجش سوءاستفاده هیجانی دوران کودکی استفاده در جامعه ایرانی است.
فراارزشیابی انطباق پایاننامههای علوم تربیتی انجامشده با مدل کرکپاتریک با استانداردهای این مدل
https://doi.org/10.22054/jem.2025.86666.3632
علی مهدوی خواه، مرتضی کرمی
چکیده ارزشیابی آموزشی نقش محوری در بهبود کیفیت برنامههای تربیتی دارد. این پژوهش با هدف تحلیل میزان انطباق پایاننامههای کارشناسی ارشد علوم تربیتی با استانداردهای مدل چهارسطحی کرکپاتریک انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه پایاننامههای چهار دانشگاه برتر کشور (تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی و فردوسی مشهد) طی سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ بود که از میان ۳۷ پایاننامه شناساییشده، ۲۶ پایاننامه به روش سرشماری و بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند.
ابزار پژوهش چکلیست محققساختهای متشکل از ۲۱ نشانگر در چهار سطح واکنش، یادگیری، رفتار و نتایج بود که روایی آن توسط سه متخصص تأیید و پایایی آن با ضریب کاپای کوهن ۰.۹۲ محاسبه شد. یافتهها نشان داد سطح واکنش با میانگین انطباق ۹۵.۴ درصد بهترین عملکرد را داشت، درحالیکه این میزان در سطح یادگیری به ۵۴.۶ درصد، در سطح رفتار به ۳۴.۸ درصد و در سطح نتایج به ۱۳.۲ درصد کاهش یافت. مهمترین نقاط ضعف شامل استفاده ناکافی از روشهای پیشرفته سنجش (۱۵ درصد)، عدم پیگیری بلندمدت (۸ درصد) و غفلت از سنجش شاخصهای سازمانی (77 درصد) بود.
نتایج نشاندهنده نیاز مبرم به بازنگری در روششناسی پژوهشهای ارزشیابی، توسعه ابزارهای بومی سنجش سطوح بالاتر و توجه به ارزشیابیهای طولیمدت است. این یافتهها برای بهبود کیفیت پژوهشهای ارزشیابی آموزشی و اثربخشی برنامههای تربیتی حائز اهمیت است.
بررسی ساختار سه عاملی نسخه فارسی مقیاس تجربه و ادراک رنج شولز و همکاران (2010) در افراد 18تا 50 ساله شهر اهواز
https://doi.org/10.22054/jem.2026.86716.3633
علی اکبر پیراسته مطلق، سید علی مرعشی، کیومرث بشلیده، سهام ناصری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار سه عاملی نسخه فارسی مقیاس تجربه و ادراک رنج Schulz et al (2010) در افراد 18 تا 50 ساله شهر اهواز است. این پژوهش روانسنجی از رویکرد توسعه آزمون و استانداردسازی بهره میبرد. جامعه آماری شامل ساکنین 18 تا 50 سال شهر اهواز میباشد. برای ارزیابی روایی صوری و محتوایی، نمونهای متشکل از 13 متخصص و استاد از دانشگاههای شهید چمران، جندی شاپور و آزاد اسلامی انتخاب شدند. مرحله مطالعه مقدماتی شامل 50 دانشجو از دانشگاه شهید چمران بود، در حالی که نمونه نهایی متشکل از 445 فرد 18 تا 50 ساله شهر اهواز بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. جمعآوری دادهها به صورت میدانی و با استفاده از مقیاس تجربه و ادراک رنج Schulz et al (2010) انجام گرفت. دادهها با استفاده از آزمونهای تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها به طور قوی از روایی و پایایی نسخه فارسی این مقیاس حمایت کردند، به طوری که ساختار سه عاملی آن - شامل رنج جسمانی، رنج روانشناختی و رنج معنوی - همخوانی قابل توجهی با مبانی نظری و تجربی احساس رنج نشان داد.
رواسازی و اعتباریابی پرسشنامهی سواد هوش مصنوعی (AILQ) در نمونهی ایرانی
https://doi.org/10.22054/jem.2026.87102.3637
فاطمه بارانی، مینا نادری، زهرا Zarei
چکیده با توجه به گسترش سریع فناوریهای هوش مصنوعی و ضرورت ارزیابی دقیق توانمندیهای مرتبط با آن، توسعه و اعتبارسنجی ابزارهای بومی برای سنجش سواد هوش مصنوعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف این پژوهش، روانسنجی و اعتباریابی پرسشنامه سواد هوش مصنوعی Ng و همکاران (2024) در نمونهای از دانشجویان کارشناسی ایرانی بود که به عنوان یکی از نخستین مطالعات اعتبارسنجی این ابزار در بافتی غیرغربی (ایران) انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی با رویکرد روانسنجی بود. پرسشنامه با استفاده از روش ترجمه رفت و برگشتی و با نظر متخصصان حوزههای تکنولوژی آموزشی، علوم کامپیوتر و آموزش زبان انگلیسی بومیسازی شد. پایایی اولیه ابزار از طریق مطالعه پایلوت بر روی 30 دانشجو و با استفاده از آلفای کرونباخ و روش بازآزمایی بررسی گردید. نسخه نهایی پرسشنامه در میان 151 نفر از دانشجویان کارشناسی آموزش زبان دانشگاه شهرکرد که به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. برای بررسی روایی سازه و پایایی ابزار، تحلیل عاملی تأییدی در چارچوب مدلیابی معادلات ساختاری مبتنی بر کوواریانس با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول نشان داد که بارهای عاملی گویهها در دامنه قابل قبول و معنادار قرار دارند. همچنین شاخصهای پایایی ترکیبی (84/0) و میانگین واریانس استخراجشده (62/0) بیانگر روایی همگرای مناسب سازهها بود. در ادامه، مدل عاملی مرتبه دوم برای سازه سواد هوش مصنوعی مورد آزمون قرار گرفت که شامل چهار بعد عاطفی، رفتاری، شناختی و اخلاقی بود. شاخصهای برازش مدل مرتبه دوم نشاندهنده برازش قابل قبول مدل بود. در نتیجه نتایج نشان داد که ساختار چندبعدی سواد هوش مصنوعی در قالب مدل ABCE در نمونه ایرانی مورد تأیید قرار میگیرد. همچنین تحلیل توصیفی ابعاد نشان داد که بعد عاطفی دارای بالاترین میانگین است که اهمیت عوامل انگیزشی و نگرشی در شکلگیری سواد هوش مصنوعی را برجسته میکند. در مجموع، نسخه فارسی پرسشنامه سواد هوش مصنوعی با 32 گویه از روایی و پایایی مطلوب برخوردار بوده و میتواند به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش سواد هوش مصنوعی در میان دانشجویان ایرانی مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده در گروههای سنی و فرهنگی متنوع و با کنترل متغیرهای مداخلهگر انجام شود
تأثیر ارزشیابی مبتنی بر پوشهکار الکترونیکی بر پیشرفت تحصیلی و انگیزش دانشآموزان
https://doi.org/10.22054/jem.2026.87081.3635
محسن روشنیان رامین، عمر فقهی
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر ارزشیابی مبتنی بر پوشهکار الکترونیکی بر پیشرفت تحصیلی و انگیزش دانشآموزان پایه سوم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش شبهآزمایشی و از نوع طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان پسر کلاس سوم پایه ابتدایی شهر نصرآباد در سال تحصیلی ۱۴۰۱- ۱۴۰۲ بود. در پژوهش حاضر از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای برای تعیین حجم نمونه استفاده شد ابتدا ا بین مدارس ابتدایی یک مدرسه بهصورت تصادفی انتخاب و سپس از بین دانشآموزان پایه سوم ۴۰ نفر بهصورت تصادفی انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه، گروه آزمایش ۲۰ نفر و گروه کنترل ۲۰ نفر جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی کارتر و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان بر اساس نمرات کلاسی بود. در این پژوهش برای ارزشیابی مبتنی بر پوشهکار الکترونیکی در درس علوم از نرمافزار سانوپ در گروه آزمایش طی ۱۰ هفته استفاده شد و گروه گواه روال عادی خود را طی کرد. تجزیه تحلیل آماری دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با کمک نرمافزار spss-22 انجام شد. نتایج نشان داد ارزشیابی مبتنی پوشهکار الکترونیکی بر پیشرفت تحصیلی (F 38/1)= 13/23, p<0/05) با اندازه اثر 269/0 و انگیزش (F 38/1)= 43/18 ,p<0/05) با اندازه اثر 545/0 دانش دانشآموزان تأثیر معنیداری دارد. باتوجهبه یافتهها میتوان نتیجه گرفت که با کمکگرفتن از پوشهکار الکترونیکی که یکی از ابزارهای ارزشیابی توصیفی است میتوان در راستای پیشرفت تحصیلی و بهبود انگیزه دانشآموزان گام برداشت.
ویژگیهای روانسنجی مقیاس تنظیم هیجان معلمان (TERS)
https://doi.org/10.22054/jem.2025.88202.3648
مهدی وفایی زاده، زهرا جهانبخش
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه تنظیم هیجان معلمان(TERS) در نمونهای از معلمان ایرانی بود. این پرسشنامه شامل پنج راهبرد اساسی تنظیم هیجان یعنی اجتناب، بازسازی شناختی، سرکوب، تغییر فعال و کاهش تنش است که هر یک بیانگر شیوههای متفاوت معلمان در مدیریت هیجانهای خود در محیط آموزشی میباشند. با توجه به اهمیت نقش تنظیم هیجان در کیفیت تعاملات آموزشی، عملکرد حرفهای و سلامت روان معلمان، بررسی روایی و پایایی این ابزار در زمینه فرهنگی ایران ضروری به نظر میرسید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 بود. از میان آنها نمونهای ۳۵۰ نفره به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شد. برای تحلیل دادهها از روشهای آماری گوناگون از جمله تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی جهت بررسی ساختار عاملی، آلفای کرونباخ برای برآورد پایایی، و شاخصهای روایی همگرا استفاده شد. یافتهها نشان دادند که نسخه فارسی پرسشنامه TERS نیز همانند نسخه اصلی از ساختار عاملی پنجبعدی برخوردار است و همه راهبردها با بارهای عاملی مناسب شناسایی شدند. ضرایب پایایی خردهمقیاسها در دامنهای بین ۸۵/۰ تا ۹۰/۰ قرار گرفت که حاکی از ثبات درونی مطلوب ابزار است. همچنین، شواهد روایی همگرا مؤید ارتباط معنادار ابعاد پرسشنامه با سازههای مرتبط بود. بر اساس نتایج، میتوان گفت پرسشنامه TERS در نسخه فارسی ابزاری معتبر و پایا برای سنجش تنظیم هیجان در میان معلمان ایرانی است و میتواند در پژوهشهای آتی و نیز در برنامههای مداخلهای و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد
ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی مقیاس فابینگ والدین
https://doi.org/10.22054/jem.2025.85450.3610
مهدیه استبرقی، ناصر بهروزی، منیجه شهنی ییلاق، علیرضا حاجی یخچالی
چکیده انتشار گسترده تلفنهای هوشمند چالشهای جدیدی را در رابطه با پیامدهای روانی استفاده از آنها بر روابط اجتماعی ایجاد کرده است. اصطلاح فابینگ به معنای نادیده گرفتن افراد دیگر و توجه به تلفن همراه در طول ارتباطات بین فردی است. فابینگ میتواند در هر زمینه اجتماعی از جمله روابط عاشقانه، محل کار و خانواده رخ دهد. با این حال، در کشور ما تا به امروز، کمترین توجهی به تأثیرات احتمالی فابینگ والدین بر فرزندان نشده است. در این مقاله، مقیاس جدیدی معرفی شده است، که ادراک فرزندان از فابینگ والدین را مورد سنجش قرار میدهد. جامعه پژوهش شامل تمامی دانشآموزان پایه نهم شهر یزد در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 582 دانشآموز به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان به مقیاس فابینگ والدین (دینگ و همکاران، 2020)، پرسشنامه احساس تنهایی(راسل، 1996) و پرسشنامه احساس طردشدگی(جوب، 2003) پاسخ دادند. تحلیلها در چند مرحله شامل تحلیل ماده، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی، روایی محتوا، همگرا و پیشبین و محاسبه پایایی انجام شد. نتایج تحلیل آیتم نشان داد تمام آیتمها از کفایت لازم برخوردار هستند. تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که هر دو فرم این مقیاس تک عاملی میباشد. تحلیل عاملی تأییدی نیز ساختار تک عاملی این مقیاس را تأیید کرد. روایی محتوایی، همگرا، پیشبین و پایایی هر دو فرم پدر و مادر نیز مناسب بود؛ بنابراین مقیاس فابینگ والدین در جامعه نوجوانان ایرانی دارای پایایی و روایی مناسب است و میتوان از آن بهعنوان یک ابزار معتبر برای سنجش ادراک نوجوانان از فابینگ والدین استفاده کرد.
