دوره و شماره: دوره 6، شماره 21، پاییز 1394 

تدوین یک مدل ساختاری آموزشی به منظور بهینه کردن جذب در نظام بانکداری.

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22054/jem.2015.3901

خلیل موفق، علی دلاور، عبداله شفیع آبادی، فریبرز درتاج

چکیده هدف مقاله حاضر تدوین یک مدل ساختاری-آموزشی به منظور بهینه کردن جذب در نظام بانکداری کشور بود.

روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی/توسعه ای و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. به منظور تحقق این هدف از روش تحقیق همبستگی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه افراد دارای پست مدیریتی در صنعت بانکداری جمهوری اسلامی ایران و تعداد کل این افراد 1489 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ای خوشه ای تعداد 305 مدیر از بانک های دولتی، بانک ملی، از بین بانک های تبدیل وضعیتی از دولتی به خصوصی، بانک های ملت و تجارت و از بین بانک-های خصوصی، بانک پاسارگاد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه فرهنگ سازمانی کامرون و کویین (1999)، استراتژی سازمانی کونانت و همکاران (1990)، مدل جذب بامبرگر و مشولم (2000) و پرسشنامه محقق ساخته شایستگی استفاده شد.

یافته: بررسی های حاصل از این مطالعه نشان داد که سه نوع استراتژی تدافعی، تحلیل گر و آینده نگر و سه نوع فرهنگ کنشی، سازنده و تهاجمی بر شایستگی اثر مستقیم معنادار دارد. هم چنین متغیر شایستگی بر سه نوع مدل جذب اثر مستقیم معنادار دارد. علاوه بر این شایستگی دارای اثر واسطه ای بین استراتژی تدافعی و مدل های جذب ترکیبی و خرید، بین استراتژی تحلیل گر و مدل های جذب ترکیبی و خرید، بین استراتژی آینده نگر و مدل های جذب ترکیبی و خرید، بین فرهنگ سازنده و مدل های جذب ترکیبی و خرید است. به ترتیب 38 درصد، 25 درصد، 26 درصد و 37 درصد واریانس متغیرهای شایستگی، مدل جذب ساخت، مدل جذب ترکیبی و مدل جذب خرید توسط متغیرهای ارائه شده در مدل تبیین می شود.

نتیجه: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سه نوع استراتژی تدافعی، تحلیل گر وآینده نگر و سه نوع فرهنگ کنشی، سازنده و تهاجمی بر شایستگی اثر مستقیم معناداری دارد. لذا بر اساس الگوی شایستگی در این تحقیق و به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، تدوین یک بسته آموزشی متناسب با یافته های تحقیق پیشنهاد می گردد.

کارکردافتراقی سئوال‌های پایه هشتم آزمون ریاضی تیمز 2011 در بین دانش‌آموزان دختر و پسر با استفاده از رویکرد نظریه سئوال – پاسخ (IRT)

صفحه 21-40

https://doi.org/10.22054/jem.2015.3898

اصغر مینائی، زهرا غفاری

چکیده عمده‌ترین نگرانی که در ناعادلانه بودن آزمون‌ها مطرح می‌شود امکان وجود سوگیری یا کارکرد -افتراقی است، زیرا سوگیری باعث می‌شود که روایی آزمون مورد شک و تردید قرار گیرد. در این پژوهش کارکرد‌ افتراقی سوالهای ریاض پایه هشتم تیمز 2011 در بین دو گروه دانش‌آموزان دختر(گروه هدف) و پسر(گروه مرجع) ایرانی بر اساس رویکرد IRT مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور ابتدا مفروضه تک‌بعدی بودن سوال‌های هر کدام از بلوکها با استفاده از نرم افزار NOHARM بررسی گردید. در گام تحلیلها نشان داد که از بین 3 مدل یک، دو و سه پارامتری، مدل دو پارامتری از بهترین برازش با سوالهای هر بلوک برخوردار است و لذا این مدل به عنوان مدل پایه انتخاب گردید. سپس با استفاده از نرم‌افزار IRTLRDIF (تیسن، 2001) سوالهای دارای DIF شناسایی گردیدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که از 219 سئوال آزمون ریاضی پایه هشتم تیمز 2011، 144 سئوال لنگر(فاقد DIF) و 75 سوال دارای DIF است. از بین این 75 سوال، 56 سوال دارای DIF یکنواخت و 19 سوال دارای DIF غیر یکنواخت است. در واقع یافته‌ها نشان می‌دهد که 56 سوال به ضرر دانش‌آموزان دختر عمل می‌کنند.

ویژگی های روان‌سنجی نسخة دوم نیمرخ سبک زندگی ارتقا دهندة سلامت در دانشجویان

صفحه 41-60

https://doi.org/10.22054/jem.2015.3900

امید شکری، نوشین تمیزی، حسین پورشهریار، محمد آزاد عبدالله پور، زهره سادات اخوی، هانیه لواف

چکیده زمینه: سبک زندگی ارتقا دهندة سلامت یک مدل چندبعدی از اعمال خودآغازگر و ادراکاتی است که به حفظ و افزایش سطح رفاه، خودشکوفایی و رضامندی فرد کمک می‌کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون روان‌سنجی نسخة تجدید نظر شدة دوم نیمرخ سبک زندگی ارتقا دهندة سلامت (HPLP-II؛ والکر، اسچریست و چندر، 1995) در بین گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: در مطالعه همبستگی حاضر 324 دانشجوی کارشناسی (130 پسر و 194 دختر) به HPLP-II و مقیاس سازگاری هیجانی (EAM؛ رابیو، آگادا، هانتنگاس و هرناندز، 2007) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی HPLP-II از روش‌ آماری تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی HPLP-II از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین، به منظور مطالعه روایی سازة HPLP-II، ضریب همبستگی بین مقیاس‌های سبک زندگی ارتقا دهندة سلامت با سازگاری هیجانی گزارش شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی HPLP-II نشان داد که در نمونة دانشجویان ایرانی ساختار چندبعدی HPLP-II شامل پنج زیرمقیاس مسئولیت پذیری برای سلامت، فعالیت جسمانی، تغذیه، تعالی معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس، با داده‌ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین عوامل چندگانة نیمرخ سبک زندگی با سازگاری هیجانی به طور تجربی از روایی سازة HPLP-II حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی زیرمقیاس‌های HPLP-II بین 56/0 تا 80/0 به دست آمد. نتیجه‌گیری: در مجموع، نتایج مطالعة حاضر نشان داد که HPLP-II برای سنجش مفهوم سبک زندگی ارتقادهندة سلامت در دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.

میزان پاسخگویی برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی به نیازهای شناختی دانش آموزان

صفحه 61-82

https://doi.org/10.22054/jem.2015.5949

مقصودد امین خندقی، محمود سعیدی رضوانی، مرضیه موحدی محصل طوسی، حمیده پاک مهر، هادی عباسی

چکیده هدف:مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی از میزان تحقق اهداف شناختی برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی کشور صورت گرفت. روش: روش پژوهش از حیث هدف، تحقیق و توسعه و از نوع پژوهش ارزشیابی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان کلیه مناطق آموزشی شهرستان‌های تهران در سال تحصیلی 89-88 بودند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای و به صورت تصادفی انتخاب شدند. جهت بررسی میزان تحقق اهداف شناختی تربیت دینی در سطوح شش‌گانه از آزمون‌های پیشرفت تحصیلی چهارگزینه‌ای برای سنجش میزان تحقق اهداف شناختی سطوح پایین دانش و فهم و از آزمون‌های تشریحی جهت سنجش میزان تحقق اهداف شناختی سطوح بالای کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی به تفکیک پایه‌های تحصیلی استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که در پایه اول و پیش دانشگاهی، هیچ یک از اهداف شناختی سطوح پایین (دانش و فهم) و سطوح بالا (کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی) محقق نشده بود. در حالی‌که در پایه­های دوم و سوم اهداف شناختی سطح دانش، نسبتاً مطلوب و سطح فهم و سایر سطوح شناختی بالا نامطلوب بودند. نتیجه­گیری: با عنایت به یافته‌های حاصل، در مجموع، می‌توان گفت که اهداف شناختی در برنامه درسی تربیت دینی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی به نحو شایسته محقق نشده است. لذا، در پایان، پیشنهاداتی به جهت ارتقای تحقق اهداف شناختی ارائه گردیده است.

فراتحلیل رابطه گرایش مذهبی با سلامت روان

صفحه 113-130

https://doi.org/10.22054/jem.2015.3902

ابوالقاسم یعقوبی، علی اکبر عروتی موفق، علی اصغر چگینی، سروه محمدزاده

چکیده مقدمه: پژوهش های متعدد ارتباط بین جهت گیری مذهبی و سلامت روان و حتی سلامت جسمی را نشان داده اند. روی آوری پژوهشگران به مذهب وتاثیرات روانشناختی آن رو به افزایش بوده است. در این خصوص فراتحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام تحقیقات مختلف میزان ارتباط بین متغیرها رامشخص می کند.پژوهش حاضر برآن است تا با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل میزان ارتباط گرایش مذهبی با سلامت روان را مورد بررسی قرار دهد.
روش:با بررسی پیشینه از میان تمام پژوهش های مرتبط با رابطه جهت گیری مذهبی با سلامت روان که در نشریات علمی پژوهشی فارسی چاپ شده اند تعداد10پژوهش را که از لحاظ روش شناختی مورد پذیرش بود انتخاب و فراتحلیل روی آن ها انجام گرفت.ابزار پژوهش عبارت از چک لیست فراتحلیل بودو از روش اندازه اثرکوهن برای دستیابی به مقدار ارتباط کلی استفاده شد
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان اندازه اثر رابطه گرایش مذهبی با سلامت روان برابر با428/0به دست آمد که با تبدیل متوسط d به مقدارzدریک منحنی توزیع نرمال مطابق ملاک کوهن مقدار بالایی است.
بحث و نتیجه گیری:با توجه به ارتباط بالای بین گرایش مذهبی وسلامت روان می توان برنامه های متناسب با گرایش مذهبی افراد جهت ارتقای سلامت و درمان اختلالات تدوین نمود.

تدوین نرم استانداردهای آمادگی مهارتی تربیت بدنی عمومی2 دانشجویان دختر

صفحه 157-174

https://doi.org/10.22054/jem.2015.3906

فرشته شهیدی، معصومه بقاییان، مینا غلامی

چکیده هدف از این پژوهش،تدوین نرم های آمادگی مهارتی استاندارد برای واحد تربیت بدنی 2 دانشجویان دختر دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی بود.نوع طرح کاربردی و روش تحقیق از نوع توصیفی که به صورت تک آ‍زمون در دو رشته فوق الذکر انجام شد.
جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان دختر دانشگاه شهید رجائی که واحد تربیت بدنی 2 را در دو رشته شنا و تنیس روی میز اخذ کرده بودند و جامعه دردسترس،عبارت از 200 نفر دانشجوی واجد شرایط ذکر شده در دو نیمسال دوم 90-91 و اول 91-92بود..این آ‍زمون ها شامل ضربه متوالی با روی راکت به توپ،ضربات رفت و برگشت فورهند وبک هند و سرویس بود از 100 نفر که واحد شنا را اخذ کردند در انتهای ترم نام 24 دانشجو که به دلایل مختلف در کلاس های آموزشی و یا آ‍زمون شرکت نداشتند حذف و تحقیق با استفاده از یافته های بدست آمده از 64 نفر باقیمانده در این رشته انجام شد.
روش تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و سطوح زیر منحنی طبیعی و با استفاده از نرم افزار هنجار به تدوین نورم های استاندارد اقدام شد.با توجه به نتایج بدست آمده از سه آ‍زمون در دو رشته شنا و تنیس روی میز و با تخصیص 6 نمره برای هر آ‍زمون،در مجموع 18 نمره از 20 نمره پایان ترم به نتایج بدست آمده از این آ‍زمون ها اختصاص یافت.دو نمره باقیمانده به عنوان نمره کلاسی در نظر گرفته شد و در نهایت 20 نمره برای نمره گذاری درس تربیت بدنی 2 خواهران در دانشگاه شهید رجائی در نظر گرفته شد.
متاسفانه با توجه به عدم انجام تحقیق مشابه برای نرم سازی واحدهای تربیت بدنی 2 در رشته های مورد بررسی در این تحقیق،امکان مقایسه نتایج آن با نتایج بدست آمده از پژوهش های سایر محققین امکان پذیر نبود و در بخش بحث و بررسی،به تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده از این تحقیق اکتفا شد.پیشنهاد می شود محققین دیگر، در سایر دانشگاه ها و رشته ها نیز اقدام به نرم سازی استاندارد واحد تربیت بدنی نمایند.تا روند تخصیص نمره در این دروس با بینش و انصاف بیشتری انجام شود.

روایی سنجی واعتباریابی روشی برای پرورش مهارت تفکر انتقادی درنظام یادگیری بر خط

صفحه 175-190

https://doi.org/10.22054/jem.2016.5982

زهره خوش نشین

چکیده زمینه: برای تحقیق درخصوص روش مناسب برای پرورش مهارت تفکر انتقادی در نظام یادگیری بر خط ضروریست در ابتدا فرایند مفهوم سازی تفکر انتقادی ، درقالب بحث های همزمان و غیر همزمان مورد بررسی قرارگیرد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و ارائه گزارشی از روایی سنجی و اعتباریابی مراحل منتهی به پرورش مهارت تفکر انتقادی به واسطه تبیین ساخت دهی زنجیرۀ یادگیری مفاهیم تا بالاترین سطح و فرایند رشد مهارتهای شناختی در نظام یادگیری برخط با استفاده از مدل بحث سقراطی صورت پذیرفت.روش: برمبنای روش تحقیق طولی در طول دو ترم تحصیلی- دانشگاهی به بررسی روایی و پایایی مراحل پرورش مهارت تفکر انتقادی(بر اساس مقیاس آزمون تفکر انتقادی کالیفرنیا) از طریق روش بحث سقراطی وبررسی تاثیرات آن بر 42 دانشجو در محیط برخط پرداختیم.یافته ها: روایی سازه یا ارتباط بین اجزاء سازنده این مهارت و روایی عاملی در مرحله روایی سنجی و سنجش پایایی مهارت در پایان اجرای آزمون تائید شد. نتیجه گیری: بازسازی مفاهیم و پرورش مهارت تفکر انتقادی از طریق روش بحث سقراطی و با به کارگیری مشوق های مدل بحث سقراطی در فرایند پرورش این مهارت ودر محیط برخط امکانپذیر است

کاوش نگرش متقاضیان ورود به دوره دکتری و اعضای هیأت‌علمی نسبت به شیوه‌های متفاوت داوطلبان گزینش ورود به دوره‌های دکتری

صفحه 225-260

https://doi.org/10.22054/jem.2015.5735

جلیل یونسی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف کاوش، توصیف و تشریح نگرش و نظرات داوطلبان ورود به دوره دکتری و اعضای هیأت‌علمی نسبت به روش گزینش متقاضیان ورود به دوره‌های دکتری به شیوه‌های متفاوت گزینش (غیرمتمرکز و نیمه متمرکز) انجام شد. روش: به این منظور از رویکرد روش‌های ترکیبی استفاده شد و داده‌ها طی دو مرحله از دانشگاهیان و همچنین متخصصین در حوزه‌های مختلف جمع‌آوری شد. در مرحله کیفی با حدود 70 تن از استادان و دانشجویان رشته‌های مختلف به صورت فردی و در قالب گروه‌های کانونی مصاحبه شد؛ طی مرحله تحلیل داده‌های کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز، مفاهیم و مقوله‌هایی که در این حوزه دغدغه ذهنی ذی‌نفعان بود شناسایی شد. در بخش کمّی، با مشارکت بیش از 500 نفر از دانشگاهیان دانشگاه‌های شهر تهران، پرسشنامه‌های محقق ساخته با دقت بسیار بالا اجرا و تحلیل شد. اولویت اجرایی به ویژه در بخش‌های اجرایی به پژوهش کیفی و یافته‌های تحلیل‌های کیفی داده شده است. بحث: بحث برمبنای یافته‌های تحلیل کیفی انجام شد و یافته‌های بخش کمّی در هر قسمت به منظور مقایسه، تأیید یا بیان موارد مغایرت با یافته‌های کیفی ارائه شده‌اند. نتایج: نتایج نشان داد که بین استادان و دانشجویان در نگاه به شیوۀ گزینش نیمه متمرکز تفاوت معناداری دیده می‌شود، به گونه‌ای که استادان تمایل دارند دانشگاه سهم بیشتری در گزینش داوطلبان ورود به دورۀ دکتری داشته باشد، ولی داوطلبان علاقه‌مندند که به سازمان سنجش در فرایند گزینش سهم بیشتری اختصاص داده شود.

روش بهینه هموارسازی داده‌ها در همترازسازی: مورد مطالعه آزمون تولیمو و آزمون‌های جامع کنکورهای آزمایشی سازمان سنجش آموزش کشور

صفحه 261-287

https://doi.org/10.22054/jem.2015.5736

علی مقدم زاده

چکیده این پژوهش با هدف یافتن بهترین روش هموارسازی داده ها در روشهای مختلف همترازسازی انجام شد. به این منظور از داده‌های آزمون تولیمو و آزمونهای جامع کنکورهای آزمایشی شرکت تعاونی سازمان سنجش آموزش کشوردر سال 92-91 استفاده شد. برای تحلیل داده‌های آزمونهای جامع کنکورهای آزمایشی شرکت تعاونی سازمان سنجش آموزش کشور صرفاً از سؤالات مشترک دروس عمومی رشته‌های ریاضی- فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی استفاده شد. برای یافتن بهینه ترین روش هموارسازی داده ها در همترازسازی از حجم نمونه های مختلف و آزمونهای با تعداد سؤالات مختلف (طول متفاوت) استفاده شد. در آزمون تولیمو از طرح همترازسازی NEAT و در آزمونهای جامع از طرح گروه‌های همسان استفاده شد. نتایج تحلیل‌ها به طور کلی نشان داد که برای هموارسازی داده ها در آزمون تولیمو، مدل اول (مدل لگاریتم خطی شامل میانگین، واریانس، چولگی و کشیدگی- چهار گشتاور اول برای آزمون و لنگر) که ساده‌تر است انتخاب شد و بهترین مدل برای هموارسازی داده‌های آزمون تولیمو (فرم X) در سه حجم نمونه 200، 500 و 1000 نفری مدل اول بدست آمد. به همین ترتیب، در فرم Y آزمون تولیمو در حجم نمونه 200 و 1000 نفر بهترین مدل، مدل اول و در حجم نمونه 500 نفر مدل دوم برگزیده شد. در داده های آزمون جامع سنجش، (هم فرم X و هم فرم Y) در حجم های نمونه مختلف 200، 500 و 1000 نفری بهترین مدل، مدل سوم مدل لگاریتم خطی شامل میانگین، واریانس، چولگی و کشیدگی (چهار گشتاور اول) است چون مدلی که کمترین مقدار AIC را داشته باشد برازش بهتری دارد. همچنین نتایج پژوهش گویای آن است که به موازات افزایش حجم نمونه، برازش مربوط به هموارسازی کرنل نیز بهبود یافته است و بهبود هموارسازی کرنل با افزایش طول آزمون همراه بوده است.